از بخشیهای موسیقی خراسان کسی یادش مانده؟
«علیآباد»ی که هر روز دورتر میشود
مسعود نبیدوست، روزنامهنگار و پژوهشگر فرهنگ عامه
به گزارش مشهد فوری ، متن پیش رو یادداشت مسعود نبی دوست، روزنامهنگار و پژوهشگر فرهنگ عامه است:
دیروز را مهمان بودیم به علیآبادِ قوچان؛ به خانه استاد علیرضا سلیمانی، فرزند زندهیاد حاجقربان که نگذاشته دوتارِ پدر زمین بماند. اصل بهانه این سفر هم تقویم این ایام بود؛ بیستم دی که سالگرد «اسماعیل ستارزاده» است و سیام که سالگرد «حاج قربان سلیمانی».
نمیدانم حالا چند نفر استاد «علیرضا سلیمانی» را میشناسند؛ یا حتی پدرش را که از درشتترین بخشیهای موسیقی خراسان بوده... یا اسماعیل ستارزاده و حاج حسین یگانه و سهراب محمدی را. اصلاً نمیدانم چند نفر میفهمند «بخشی» یعنی چه که حالا من بیایم این وسط بنویسم «لالبخشی» و «بخشیِ زبانگیر» و «بخشیِ خودبند» چه توفیری با هم دارند و آن وقت بیست، سی خط مرثیه بگویم از اینکه چرا دیگر از دل این فرهنگ، یک دانه بخشیِ خودبند درنخواهد آمد؛ یک نفر به قد و قامت اسماعیل ستارزاده و علیغلامرضا آلمهجوقی.
در آرشیو حامد رجبعلینژاد یک فیلم هست از حاج قربان. حاجی روی یک تشکچه نشسته، به بالشی تکیه داده و درگیر است به درآوردن یک سیگار از جیب بغل کتش. بهگمانم غصهآورترین حرفش را هم همانجا زده. همانجا که سیگار را میجورد از جیبهایش: «فرهنگ ما مُرد. مُرد ها. دلم به اینها میسوزه... این خانه اقلاً دویست، سیصد، پونصد نفر مینشستند... به خدا وسط این مجلس هم یکی، یک سرفه میکرد، میگفتن: بابا تو هم که ما رو کُشتی. برو بیرون. بذار ما داستان را حالیمان شود.»
حاجی قصه آن سالهای بیرادیو و تلویزیونی را تعریف میکند؛ آن سالها که بخشیها توی عروسی دوتار دست میگرفتند، شب تا صبح. استاد علیرضا هم همین دیروز تعریف میکرد: «میشد که قصه ناتمام بماند. میشد جمع نشود به یک شب. آن وقت میدیدیم با اسب آمدهاند درِ خانه که «حاجی! بقیه قصه چی شد؟ بگو، خلاصمان کن.». کو حالا آن حال؟... »
بگذریم. دیروز سالگرد یکی از درشتترین چهرههای تاریخ موسیقی خراسان بود؛ ستارزادهای که اگر از «دختر فراشباشی» و «شاهدوماد» و «بلند بالا» و «گل لاله لاله»اش هم بگذریم، دستکم «لیلا در واکن»ش را همه شنیدهاند. 10 روز دیگر هم باز سالگرد بخشی دیگر است. این وسط کسی خاطرش میآید آخرین بار کی تلویزیون یک قطعه از این بزرگها پخش کرده؟
منبع: مشهد فوری
318
ارسال نظر