همسرم پنهانی وارد خانه میشود و دستوپایم را میبندد/ترس زن جوان از همسرش
از روزی که ازدواج کردم حتی یک روز خوش هم در زندگیام نداشتم، حالا هم که همسرم به طور ناگهانی خانه را ترک کردهاست هرازگاهی پنهانی وارد خانه میشود و با بستن دستوپایم لوازم منزل را با خودش میبرد.
اما فقط یک هفته بعد از ازدواج بود که فهمیدم رحیم اصلا اهل کار نیست و همه اوقاتش را در خانه سپری میکند. با اصرارها و نصیحتهای من یک روز سر کار میرفت و چند روز دستمزدش را خرج میکرد. بدتر این بود که همسرم به خاطر هر موضوع کم اهمیتی قهر میکرد و روزهای زیادی را به منزل نمیآمد. هر بار اعتراض میکردم آن قدر کتکم میزد که نفسم بند میآمد.
حتی یک بار دستم را شکست و من برای حفظ زندگیام به خانوادهام گفتم از روی چهارپایه افتادهام. با آنکه هیچ روز خوشی را در این زندگی مشترک ندیدهبودم اما باز هم به زندگی با رحیم ادامه میدادم تا اینکه حدود 20روز قبل مرا به خانه خواهرم برد و در بین راه با این بهانه که به جستوجوی کار می رود مرا در خیابان رها کرد و گفت عصر به دنبالم میآید اما من هرچه با او تماس گرفتم در دسترس نبود.
بالاخره شب هنگام گوشی را پاسخ داد و گفت برای یافتن شغل به مرکز شهر آمدهام و تا چند ساعت دیگر باز میگردم. شب به نیمه رسیده بود و نگرانی در وجودم موج میزد.
در این هنگام بود که پیامکی برایم ارسال کرد. همسرم در آن پیامک نوشته بود «برای همیشه خداحافظ! پول رهن خانه را برایت گذاشتهام!» با دیدن این پیام سراسیمه به خانه بازگشتم اما اوضاع خانهام به هم ریخته بود. رحیم مقداری از لوازم را با خود برده و کلید خانه را نیز به صاحبخانه دادهبود. از شدت تعجب هاج و واج مانده بودم و نمیدانستم رحیم چرا این کار را کردهاست.
اما او دو روز بعد به طور ناگهانی وارد خانه شد و با بستن دستوپاهایم مقدار دیگری از لوازم را با خودش برد. او دوبار دیگر نیز این کار را تکرار کرد تا اینکه شب گذشته وقتی در منزلم را شکست و قصد داشت مرا کتک بزند بلافاصله با پلیس 110 تماس گرفتم و او پا به فرار گذاشت اما ای کاش به خاطر حرفهای مردم ازدواج نمیکردم و ...
شایان ذکر است، پرونده این زن جوان با صدور دستوری از سوی سرگرد یعقوبی (رئیس کلانتری طبرسی شمالی) و برای انجام مشاورههای تخصصی در اختیار کارشناسان زبده دایره مددکاری اجتماعی قرار گرفت.
منبع: روزنامه خراسان
345
ارسال نظر