دختر ورزشکار مشهدی در گرداب اعتیاد
زن 47 ساله گفت: دخترم روزی قهرمان در ورزشهای شنا و رزمی بود اما اکنون در گرداب مخوف اعتیاد دست و پنجه نرم میکند.
به گزارش مشهد فوری ، زن 47 ساله گفت: دخترم روزی قهرمان در ورزشهای شنا و رزمی بود اما اکنون در گرداب مخوف اعتیاد دست و پنجه نرم میکند.
زن 47 ساله که برای نجات دخترش از گرداب مخوف اعتیاد دست به دامان قانون شده بود درباره این ماجرای تلخ به کارشناس اجتماعی کلانتری نجفی مشهد گفت: دخترم 5ساله بود که روزی فهمیدم همسرم به مواد مخدر اعتیاد دارد، دیگر زندگی در کنار او برایم معنا نداشت و روزها را با ترس و وحشت از آینده سپری میکردم.
وی افزود: با این حال همسرم نه تنها اعتیادش را ترک نکرد بلکه روز به روز بیشتر در این مرداب مخوف فرو میرفت و زندگی برایم سختتر میشد تا جایی که بالاخره تصمیم به طلاق گرفتم و از او جداشدم.
این زن مشهدی در ادامه گفت: اما نمیتوانستم دختر و پسر خردسالم را به او بسپارم به همین دلیل سرپرستی فرزندانم را به عهده گرفتم و برای تامین مخارج زندگی به فعالیتهای هنری و آشپزی روی آوردم. خلاصه با کمکهای مالی خانوادهام فرزندانم را بزرگ کردم اما نگذاشتم آنها روزهای سختی را تجربه کنند.
وی بیان کرد: دخترم به ورزش شنا و رشتههای رزمی علاقه عجیبی داشت و من هم برای پرورش استعدادهایش او را در کلاسهای ورزشی ثبتنام میکردم. طولی نکشید که دخترم قهرمانیهای زیادی به دست آورد و مدالهای رنگارنگی را بر گردن آویخت.
این زن در ادامه افزود: اگرچه من سخت کار میکردم تا بتوانم هزینههای تحصیل و کلاسهای ورزشی او را پرداخت کنم، اما زمانی که در سالنهای ورزشی نام او را از بلندگوها فریاد میزدند درپوست خودم نمیگنجیدم به طوری که انگار در آسمانها پرواز میکردم.
وی گفت: روزهای شیرین زندگی همزمان با موفقیتهای دخترم سپری میشد و من احساس آرامش میکردم تا اینکه او در رشته تربیت بدنی وارد دانشگاه شد. آن جا بود که دیگر از دخترم غفلت کردم. او با دوستان نابابی معاشرت داشت و تا پاسی از شب را با همان افراد سپری میکرد.
این زن 47 ساله مشهدی ادامه داد: من هم برای آنکه غرور دخترم را نزد دوستانش نشکنم هیچ گاه سرزنش اش نکردم. آرام آرام فهمیدم که او به مصرف مواد مخدر از نوع شیشه آلوده شده است ولی کاری از دستم بر نمیآمد و برای حفظ آبرویم همه چیز را پنهان میکردم تا شاید سر دخترم به سنگ بخورد و از این مسیر اشتباه باز گردد.
وی افزود: اما متاسفانه کار به جایی رسید که او دانشگاه را رها کرد و با دوستانش به خلافکاری در پارکها روی آورد. او تا سپیده دم به همراه دوستان خلافکارش مواد مخدر مصرف میکرد و صبح تا بعداز ظهر میخوابید. دیگر آن قدر لاغر شده و چهرهاش به زردی گراییده است که حتی از نگاه کردن به صورت دخترم وحشت دارم. حالا هم وقتی به آن مدالهای رنگارنگ چشم میدوزم با حسرتی دردناک آرزو میکنم ای کاش ...
با صدور دستوری ویژه از سوی سرگرد مهدی کسروی (رئیس کلانتری نجفی مشهد) تلاشهای مشاورهای و روان شناختی کارشناسان زبده دایره مددکاری اجتماعی برای نجات این دختر از گرداب مخوف اعتیاد آغاز شد.
منبع: روزنامه خراسان
345
ارسال نظر