مرد نانوا به خاطر سوءظن همسرش را کشت/6 سال بلاتکلیفی در زندان
مرد نانوایی در ملارد که پس از 20 سال زندگی مشترک همسرش را کشته و به خاطر ناتوانی اولیای دم در پرداخت دیه،6سال در زندان بلاتکلیف مانده بود از جنبه عمومی جرم محاکمه میشود.
به گزارش مشهد فوری ، مرد نانوا که پس از 20 سال زندگی مشترک همسرش را کشته و به خاطر ناتوانی اولیای دم در پرداخت دیه،6سال در زندان بلاتکلیف مانده بود از جنبه عمومی جرم محاکمه میشود.
هشتم خرداد ماه سال 94 مرد 50 سالهای به نام حسن با پلیس ملارد تماس گرفت و گفت: در غیاب فرزندانش همسر 46سالهاش به نام گوهر را با ضربههای چاقو کشته است.
با این تماس پلیس به محل جنایت رفت و با جنازه خونین گوهر روبهرو شد. جنازه به پزشکی قانونی فرستاده شد و حسن لب به اعتراف گشود.
وی گفت: گوهر را کشتم چون دیگر علاقهای به من نداشت. دو پسر بزرگ این زوج که قیم خواهر و برادر خردسالشان بودند در دادسرا برای پدرشان قصاص خواستند. به این ترتیب حسن در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استا تهران پای میز محاکمه ایستاد.
در آن جلسه حسن گفت: من عاشق همسرم بودم و 20 سال با او زندگی کردم اما چند سالی بود که متوجه شده بودم دیگر علاقهای به من ندارد. او به من بی توجه بود و سر همین موضوع مدام با هم درگیر بودیم. چون به رفتارهای همسرم مشکوک شده بودم و گمان میکردم با مرد غریبهای در ارتباط است آخرین بار در غیاب فرزندانم با او صحبت کردم اما با بی اعتنایی پاسخم را داد و من که کنترل اعصابم را از دست داده بودم با چاقو چند ضربه به او زدم و سپس با پلیس تماس گرفتم.
وی ادامه داد: من سالها در نانوایی کار میکردم تا همسر و فرزندانم زندگی خوبی داشته باشند اما بی توجهیهای همسرم به من باعث شده بود به او بدبین شوم. من از کشتن او پشیمانم و از دادگاه تقاضای بخشش دارم.
در پایان جلسه قضات وارد شور شدند و وی را به قصاص محکوم کردند. حکم صادره در دیوان عالی کشور مهر تایید خورد و قطعی شد اما چون فرزندان قربانی توان پرداخت تفاضل دیه را نداشتند، پیگیر اجرای حکم نشدند. به این ترتیب حسن 6سال بلاتکلیف در زندان ماند.
وی نامهای به قضات دادگاه نوشت و از آنها کمک خواست. به این ترتیب این مرد طبق ماده 429 قانون مجازات اسلامی بار دیگر از خود دفاع کرد.
در آن جلسه، حسن بار دیگر به تشریح قتل پرداخت و گفت: من به خاطر حرف پسرم زنم را کشتم و اشتباه کردم.
وی ادامه داد: همسرم رفتارهای مشکوکی داشت و من به او شک کرده بودم. اما روزی که پسرم به من گفت به مادرش مشکوک شده و گمان میکند او به من خیانت کرده است، اوضاع روحیام به هم ریخت. شک من به یقین تبدیل شده بود که با همسرم درگیر شدم و او را کشتم. اما بعد از قتل متوجه اشتباهم شدم.
این متهم گفت: فرزندانم برای من قصاص خواستند و حکم اعدامم تایید شد اما آنها دیگر پیگیر پرونده نشدند و من در زندان بلاتکلیف ماندم. شش سال است که در زندان شب و روز ندارم و نگران آینده فرزندانم هستم. به همین خاطر تقاضا دارم تا قضات دادگاه تکلیفم را روشن کنند.
با این درخواست قضات دادگاه طبق ماده 429 قانون مجازات اسلامی به اولیای دم مهلت دادند تا پیگیر پرونده شوند. اما آنها بار دیگر پیگیر پرونده نشدند و به دادگاه نیامدند. به این ترتیب و با گذشت مهلت قانونی، قرار شد تا حسن از جنبه عمومی جرم محاکمه شود. او پس از آخرین دفاع به 3تا 10 سال زندان با احتساب روزهای بازداشت محکوم و احتمالا به زودی آزاد خواهد شد.
منبع: رکنا
345
ارسال نظر