انتشار عکسهای زننده دختر جوان در کلاس مجازی دانشگاه
دختر جوان در کلانتری میرزا کوچک خان مشهد گفت: در گروه مجازی کلاس دانشگاه مشغول فعالیت بودم که ناگهان تصاویری بسیار زشت و زننده از من روی گوشیهای همکلاسیهایم نمایان شد. یک لحظه دچار شوک شدم و دستوپایم را گم کردم و در آن موقعیت بین همکلاسیهایم بیآبرو شدم.
به گزارش مشهد فوری ، دختر جوان در کلانتری میرزا کوچک خان مشهد گفت: در گروه مجازی کلاس دانشگاه مشغول فعالیت بودم که ناگهان تصاویری بسیار زشت و زننده از من روی گوشیهای همکلاسیهایم نمایان شد. یک لحظه دچار شوک شدم و دستوپایم را گم کردم و در آن موقعیت بین همکلاسیهایم بیآبرو شدم.
دختر 20ساله با بیان اینکه دیگر نمیخواهد طعمهای برای هوسرانی باشد، درباره این حادثه تاسف بار و سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری میرزا کوچک خان مشهد گفت: پدرم با آنکه یک کارگر ساده است اما هزینههای تحصیلم را میپرداخت. او هیچ گاه با مادرم رابطه خوبی نداشت و همواره با یکدیگر درگیر بودند.
وی افزود: در همین حال بیماری کلیوی پدرم شدت گرفت و او زیر دستگاههای دیالیز رفت. در این شرایط اوضاع زندگی ما به هم ریخت و درگیریهای پدر و مادرم شدیدتر شد چرا که پدرم برای تسکین دردهایش به مصرف تریاک روی آورده بود و مادرم به این درگیریها دامن میزد. این اوضاع متشنج برای من بسیار آزار دهنده بود. روابط سرد آنها زندگی من و دیگر اعضای خانواده را تحت تاثیر قرار داد.
این دختر مشهدی در ادامه گفت: دیگر کسی به نیازهای عاطفی من توجهی نداشت به گونهای که نه تنها احساس تنهایی میکردم بلکه از کمبود محبت رنج میبردم به همین دلیل خودم را در فضاهای مجازی سرگرم میکردم تا اینکه روزی هنگام وبگردی در اینستاگرام پست پسر جوانی را لایک کردم. آن پسر به من پیام داد و تلاش کرد با من ارتباط برقرار کند.
وی ادامه داد: ابتدا موضوع را جدی نگرفتم اما ابراز علاقه و جملات زیبایش مرا به سوی او کشاند چرا که کمبود عاطفه چند ساله را در کلمات عاشقانه او جستوجو میکردم. بالاخره ارتباط تصویری من و «کوروش» آغاز شد.
دختر جوان اظهار کرد: کوروش که در کلاله زندگی میکرد مدعی بود قصد دارد با من ازدواج کند، به همین دلیل تقاضا میکرد تا مقابل گوشی تلفن با پوشش راحتتری قرار بگیرم. من هم غافل از اینکه چه بلایی در آینده بر سرم خواهد آمد به خواستههایش عمل میکردم. چند ماه بعد او خواهرش را به خانه ما فرستاد تا مرا خواستگاری کند، اما پدرم به خاطر دوری مسافت با ازدواجم مخالفت کرد.
وی گفت: چند روز بیشتر از این ماجرا نگذشته بود که کوروش از من خواست برای یک ملاقات حضوری به هتلی بروم که اتاقی را در آن جا اجاره کرده بود. من از ترس پدرم قبول نکردم اما او دست بردار نبود و تهدیدم کرد تصاویری را که از من ضبط کرده است برای پدرم میفرستد. به ناچار پیشنهادش را پذیرفتم و به محل اقامت او رفتم.
دختر جوان بیان کرد: در یک لحظه کوروش در اتاق را قفل کرد و با تهدید چاقو مرا تحت فشار گذاشت تا به خواسته پلیدش تن بدهم. او حتی از این صحنههای زننده فیلم گرفت و سپس قرصی را به من خوراند که دیگر چیزی نفهمیدم. وقتی بیدار شدم خودم را تنها دیدم.
وی ادامه داد: از شدت اضطراب و نگرانی وضعیت روحی بدی داشتم. اشک ریزان به خانه رفتم و از این ماجرا به هیچ کس چیزی نگفتم تا اینکه چند روز بعد هنگامی که درگروه کلاسی فضای مجازی مشغول فعالیت بودم، در کمال ناباوری تصاویر زشت و زنندهای از خودم دیدم که کوروش در گروه کلاس بارگذاری کرده بود. شوکه شده بودم و نمیدانستم چه کنم. همه دوستان و همکلاسیهایم آن عکسهای زننده را دیده بودند، اگر چه کوروش بلافاصله آنها را حذف کرد اما طولی نکشید که سیل تلفنها به سوی من سرازیر شد.
دختر جوان گفت: آبرویم رفته بود و نمیدانستم چه توضیحی به دوستانم بدهم. دیگر حتی روی بازگشت به دانشگاه و روبهرو شدن با همکلاسیهایم را نداشتم. از نظر روحی کاملا به هم ریخته بودم چرا که آیندهام نیز نابود شده بود. بعد از این ماجرا کوروش دوباره با من تماس گرفت و باز هم با تهدید به افشاگریهای بیشتر مرا به هتلها و مسافرخانهها کشاند.
وی گفت: کوروش در حالی با ناجوانمردی مرا هدف تعرض قرار میداد که مدعی بود از همان آغاز ارتباط در فضای مجازی هیچگاه قصد نداشته با من ازدواج کند و همه اینها نقشهای برای رسیدن به نیات شیطانیاش بوده است. حالا دیگر احساس گناه رهایم نمیکند و در حالی که زندگی و آیندهام تباه شده است تصمیم گرفتم به پلیس مراجعه کنم و از آنها یاری بخواهم.
در پی شکایت این دختر جوان با صدور دستوری از سوی سرهنگ عبدی (رئیس کلانتری میرزا کوچک خان) رسیدگی به این پرونده به گروه ورزیدهای از نیروهای انتظامی سپرده شد و دختر جوان نیز تحت مشاورههای روان شناختی قرار گرفت.
منبع: روزنامه خراسان
345
ارسال نظر