مرد 40 ساله تهرانی به دختر روستایی تعرض کرد/شرح ماجرا
مرد 40 سالهای در تهران با نقشه شومی دختر ساده روستایی را به تهران کشاند و با بی وجدانی او را مورد هدف آزار جنسی قرار داد.
به گزارش مشهد فوری ، مرد 40 سالهای در تهران با نقشه شومی دختر ساده روستایی را به تهران کشاند و با بی وجدانی او را مورد هدف آزار جنسی قرار داد.
وارد اداره شانزدهم پلیس آگاهی میشوم و چشمم به متهم مورد نظرم میافتد که مردی حدودا 40 ساله است و دستبند بر دست نشسته است. با هماهنگی افسر پرونده روبرویش مینشینم.
سرش را پایین میاندازد و نگاهش را به زمین میدوزد. خودم را معرفی میکنم و برایش توضیح میدهم که تا حدودی در جریان پروندهاش هستم و از او میخواهم از خودش بگوید و نقطه آغاز این ماجرا...
متهم آهی میکشد و میگوید خانم من واقعا پشیمان و شرمسارم اما میدانم این چیزی را عوض نمیکند و من نمیتوانم کاری برای شاکیه و خانوادهاش انجام بدهم. ای کاش میتوانستم زمان را به عقب برگردانم.
او ادامه داد: نامم دانیال است و 40 سال سن دارم. مجرد هستم و بیکار و هنوز با والدینم زندگی میکنم .تنها سرگرمی و تفریحم گوشی موبایلم بود که در طول روز یک لحظه هم کنار نمیگذاشتم. یک روز به طور اتفاقی شمارهای را گرفتم و از صدا و لهجه آن سوی خط فهمیدم که با یک دختربچه ساده شهرستانی سر و کار دارم. همان لحظه فکری شیطانی به سرم زد و نقشه اغفال دخترک را کشیدم.
متهم گفت: به دختر روستایی زنگ زدم و گفتم مامور هستم و در تعقیب یک باند بزرگ قاچاق دختران به او رسیدهایم و متوجه شدهایم.عدهای قصد ربایش و انتقال او به خارج از کشور را دارند. آنقدر ساده و خام بود که به راحتی دروغهایم را باور کرد.
وی ادامه داد: به دختر روستایی گفتم آنها قصد آسیب زدن به خانوادهات را دارند و اگر ما در محل سکونتت برای دستگیری آنها اقدام کنیم ممکن است اعضای خانوادهات آسیب ببینند. پس بدون آنکه چیزی به کسی بگویی یا بروز بدهی به ترمینال برو و بلیطی برای تهران بگیر. ما اینجا تو را به یک محل امن منتقل میکنیم و زیر نظر داریم و وقتی قاچاقچیان انسان به سراغت آمدند همه آنها را با هم دستگیر میکنیم.
با تعجب گفتم: دخترک همه حرفهایت را باور کرد؟ دانیال سری تکان داد و گفت: بله!!
آهی کشیدم و گفتم: یعنی در طول مدتی که فریبش میدادی ذرهای عذاب وجدان به سراغت نیامد از اینکه با این داستان در حال اغفال دختری هستی که میتوانست جای فرزندت باشد. از این همه معصومیت و سادگیاش شرمنده نشدی؟
متهم ادامه داد: این روزها حالم از خودم به هم میخورد. اما آن موقع لبریز از حسی سیاه و کثیف بودم و فقط به لحظهای فکر میکردم که یک موجود ساده و بی دفاع را به دام بیاندازم.
وی افزود: دخترک با توجه به چیزهایی که به او گفته بودم بی خبر از خانوادهاش راهی ترمینال شد و چند ساعت بعد به تهران رسید. من که هنوز باورم نمیشد به این راحتی موفق به فریبش شدهام به استقبالش رفتم و او را با همان قصهها به منزل مجردی یکی از دوستانم بردم. آنجا بود که دخترک بینوا به نقشه شیطانیام پی برد. اما دیگر دیر شده بود و راه فراری نداشت. آنقدر پست شده بودم که گریههای دختر بچه هیچ اثری روی من نداشت. چندین روز او را در آن خانه نگه داشتم. تصمیم گرفته بودم هر وقت خسته شدم، او را اطراف ترمینال رها کنم .خیالم راحت بود که نمیتواند خانواده و پلیس را به مخفیگاهم بکشاند اما خبر نداشتم او قبل از آمدن نامهای برای والدینش نوشته و توضیح داده برای محافظت از خانواده و همکاری با پلیس مجبور است مدتی آنها را ترک کند و بعد از اتمام ماجرایی که درگیرش شده به خانه بازمیگردد.
این متهم ادامه داد: خانواده دختر بلافاصله پلیس را در جریان میگذارند و با سرنخهای موجود راهی تهران میشوند. قبل از آنکه بتوانم دخترک را در خیابان رها کنم و آخرین ردپاها و سرنخهای به جامانده از خودم را پاک کنم سردی دستبند را روی دستهایم حس کردم.
این مرد گفت: وقتی گریههای دخترک و والدینش را مشاهده کردم پرده سیاهی که جلوی دیدگانم را گرفته بود کنار رفت و نتیجه نقشه شیطانیام را دیدم. تازه آن لحظه فهمیدم که چه جنایتی مرتکب شدم و این موجود معصوم و بی دفاع چه رنجی را متحمل شده است رنجی که من با بی وجدانی و رذالت به او و خانوادهاش تحمیل کردم.
نظریه کارشناس
پلیس با جدیت در کلیه پروندهها از جمله پروندههای جنائی ورود کرده و نسبت به دستگیری مجرمان اقدام مینماید. شکی نیست در ادامه دستگیری مجرمان، دستگاه قضائی مجازات متناسب با جرم به وقوع پیوسته را، نسبت به آنان، اعمال میکند. اما مجازات فرد آزارگر تنها گوشهای از رنج و درد قربانی را تسکین میبخشد و شاید سالها دریافت خدمات روانشناختی نیز نتواند آسیب روانی وارده به فرد را به طور کامل درمان کند. خصوصا اگر قربانی کودک و یا نوجوان باشد! بهترین راهکار پیشگیری است و پیشگیری تنها با آموزش و آگاهسازی حاصل میگردد.
منبع: رکنا
345
ارسال نظر