شناسه خبر: ۶۰۱۳۰
لینک کوتاه کپی شد

برای استاد غلامرضا شکوهی که مهربان بود و وسیع

این بار مرگ هوس بردن شاعر کرده بود

این بار مرگ هوس بردن شاعر کرده بود

به گزارش سایت مشهد فوری ، عباسعلی سپاهی یونسی- دیشب که در هیاهوی مشهد خبر رفتن غلامرضا شکوهی را شنیدم، ناگهان دلم رفت تا سال 1376 که با مصطفی محدثی خراسانی در اداره کل آموزش و پرورش خراسان همکار شده بودم. محمد علی صفری (زرافشان) پیگیر چاپ مجموعه گزیده اشعار مذهبی استاد بود که همان سال یعنی زمستان، به همت انتشارات ضریح آفتاب چاپ شد و نامش شد "آهی بر باغ آیینه".

حالا بیست سالی از آن سال می گذرد. در همه این دو دهه هر جا استاد را دیدم، دیدنش با حسی خوب همراه بوده است. آدمیزاد است نمی توانی این حس خوب را نسبت به همه داشته باشی، اما این را می توانم تایید کنم شاعران بی شماری او را دوست داشتند که شعرش تر و تازه بود و حرفی برای گفتن داشت و خودش هم مهربان.

دیشب در تعمیرگاه بودم که خبر سفرش را شنیدم. آهی کشیدم و گفتم: «شکوهی هم رفت!» دو تعمیر کار جوان در حالی که ماشینم را تعمیر می کردند کنجاو شده بودند که "شکوهی" کیست؟ اما این چیزی را عوض نمی کرد شاعر غزل های پرمایه و تر و تازه هزار کیلومتر دورتر از ما خاموش شده بود. دوباره مرگ به ما آدم ها شبیخون زده بود. این بار دلش هوس بردن شاعری را کرده بود و چه کسی بهتر از غلامرضا شکوهی که ذاتا شاعر بود و بی ریا و مهربان.

22

ارسال نظر