یادداشتی بر کمیسیون جدید شورای شهر مشهد
کمیسیونی به نام عمران طوس!
در پی انتشار اخبار مسرتبخش تشکیل «کمیسیون عمران و آبادانی طوس» در شورای شهر مشهد، در ذهن اهالی فرهنگ و علاقهمندان به تاریخ و هویت تاریخی مشهد و فردوسی طوسی پرسشهایی مطرحمیشود
در خبرها آمده بود که شورای جدید شهر مشهد اقدام به تشکیل کمیسیونی اختصاصی با محوریت عمران و آبادانی طوس نموده است. حسب برخی شنیدهها، تلاشهایی هم صورت گرفته تا این کمیسیون در اجرایی نمودن اهداف خود، با کمبود اعتبار مواجه نشود. زهی سعادت!
مطمئناً این مسئله نهتنها خبری نیک و مسرتبخش برای ساکنین طوس است، بلکه مایه خرسندی اهالی کوی فرهنگ بهویژه دلسپردگان به فردوسیِ مانا هم هست. چراکه در طول سالیان سپریشده پس از پیروزی انقلاب، بیمهریهای فراوانی به این خزانه گرانسنگ فرهنگ ایرانی شده است. حال در واپسین سالهای دهه چهارم از عمر این انقلاب، شنیدن چنین خبرهایی بسیار آرامشبخش است. چون میتوان بر این باور بود که هنوز خیلی دیر نشده است.
اما در این میان نکتهای وجود دارد که برای برخی از اهالی فرهنگ، در کنار سرخوشی خوشایند ناشی از خبر فوق، مایه تشویش و نگرانی نیز هست. و آن اینکه « شورای شهر برای عمران و آبادانی طوس، چه طرح و برنامه و یا ایدهای در سر دارد؟» واقع امر این است که گنجاندن دو واژه «عمران و آبادانی» در عنوان این کمیسیون، حداقل برای راقم این سطور قدری دلهره برانگیز است! و آنچه دلیل این دلهره میشود، آشنایی نسبی با نوع نگاه شهرداری [ها] به موضوع عمران و آبادانی است. بهتر است با چند مثال این موضوع تشریح شود.
تقریباً همه اهالی مشهد به یاد دارند که در سال 1384 شهرداری مشهد در اقدامی سؤالبرانگیز، سازه معماری وسط میدان 15 خرداد (میدان ضد) را با این توجیه که نمادی از دوران ستمشاهی است!!! تخریب کرد. بیتوجه به اینکه این سازه معماری نمادین و زیبا، تنها فقط سه سال از عمر خود را در دوران رژیم پهلوی سپری کرده است و 27 سال پس از آن همزمان با استقرار جمهوری اسلامی زیسته و سر سلامت از طوفان سهمگین انقلاب و انقلابی گری به دربرده است و پس از 30 سال دیگر جزئی از خاطرات مشهدیها و زائران حریم رضوی شده است... بگذریم از اینکه پس از آن در میانه آن میدان چه ساخته شد و با چه کیفیت هنری ساخته شد؟؟؟!!!
نمونه دیگر میدان شریعتی (تقیآباد) مشهد است. میدانی که پس از حدود 40 سال، هنوز برای مشهدیها «تقیآباد» است نه «شریعتی»؛ یک روز در مجموعه شهرداری تصمیم گرفته شد تا با هدف کاهش بار ترافیکی و روانسازی عبور و مرور وسایط نقلیه در این مسیر، میدان تبدیل به چهارراه شود. پس از چندی با مشاهده اینکه نهتنها اهداف موردنظر محقق نشد بلکه نارضایتی هم به وجود آمده، دوباره چهارراه را به میدان تبدیل کردند. بگذریم از اینکه در این میان چه میزان به خاطره ذهنی مردم مشهد آسیب وارد شد.
یا اینکه شهرداری محترم که انشاءالله، هدفی جز خدمت به مردم ندارد؛ زمانی که اقدام به پیشبینی ورودی ایستگاه قطار شهری در همان میدان تقیآباد میکند، درست مقابل سر در ورودی هنرستان شهید بهشتی را برای این منظور جانمایی مینماید. بیتوجه به اینکه این ساختمان زیبا و ارزشمند در فهرست آثار ملی ایران ثبتشده است و تحت حمایت قوانین موضوعه ازجمله لزوم حفظ و رعایت حریم منظری آثار تاریخی قرار دارد. گویا در آن مقطع و در نظر متولیان امر در شهرداری مشهد، موضوعی تحت عنوان تخریبِ دید منظری این بنای تاریخی و خاطره ساز برای مشهدیها و درنتیجه ایراد آسیب به خاطره ذهنی مردم مشهد، اهمیتی نداشت!!!
مثالهای بسیاری ازایندست میتوان برشمرد که هر یک بهتنهایی داغی بر دل اهالی کوی فرهنگ و علاقهمندان به تاریخ مشهد است. اما به ذکر همین چند نمونه بسنده میکنیم و به موضوع اصلی که همان دغدغه طوس است بازمیگردیم. در واقع نمونههای فوق به این دلیل برشمرده شد تا به فراخور هر یک اشارهای به پرسشهای مشابه در مورد طوس شود.
از جمله اینکه اقدام شهرداری مشهد در موضوع تخریب سازه نمادین میدان ضد مشهد، نشان از این واقعیت تلخ دارد که غلبه نگاههای سیاسی در رأس هرم و حتی ساختار و بدنه شهرداری مشهد، گاهی اوقات ممکن است به سمت و سویی سوق یابد که هیچ ارزشی برای آثار تاریخی شهر قائل نشود و در اقدامی عجولانه و کاملاً عصبی، یک اثر هنریِ تاریخی شده (خاطره تاریخی) را به اشارهای تخریب کنند.
چه تضمینی وجود دارد که گروه مدیریتی جدید شهرداری مشهد در برخورد با طوس کهن چنین رویکردی را مجال بروز و ظهور ندهد؟
اقدام شهرداری مشهد در تبدیل میدان تقیآباد به چهارراه و سپس دوباره تبدیل آن به میدان و دیگر اقدامات ازایندست که تا حدودی طبیعت فعالیتهای عمرانی در سطح کلانشهری چون مشهد است، نشان از این واقعیت دارد که در مجموعه شهرداری به دلیل غلبه نگاه مقطعی و برنامهریزی معمولاً کوتاهمدت و صرفاً با هدف رفع سریع معضلات مبتلابه شهری، میتوان یک سازه و بنا و خیابان و ... را امروز خراب کرد و اگر طرح جواب نداد، دوباره آن را ساخت!!! بیتوجه به اینکه این بازسازی بههیچروی به معنی بازآفرینی آنچه بوده، نیست. شاید این قبیل امور در سطح شهری چون مشهد، عادی و حتی لازم باشد، اما مطمئناً کهن شهر طابران طوس، عرصه آزمونوخطاهای مهندسان و طراحان شهری نیست!!! اصولاً نباید طوس را جزئی از شهر مشهد به معنای شهرداریچیانه و خدمات محور آن بدانیم. طابران طوس و آرامگاه حکیم فرزانه طوس نگینی است بر انگشتری مشهد که از خود هویتی تاریخی و حتی مستقل دارد. پس ما بههیچروی حق نداریم همان جامهای را که برای رفع معضلات شهری مشهد دوختهایم، بر تنِ رنجور طوس نیز بنماییم. در طوس نمیتوان چیزی را خراب کرد و تبدیل به چیز دیگری کرد و سپس بیقیدانه به حالت قبل برگرداند!! حتی حق نداریم در طوس چیزی را برای اولین بار با این اندیشه بسازیم که «اگر جوابگوی نیاز ما نبود، دوباره خرابش میکنیم و طرح دیگری را اجرا میکنیم» هویت هزارساله طوس، یک میدان یا تقاطع 50 ساله در سطح شهر مشهد نیست که بتوان با طرحهای خلقالساعه شهری آن را تخریب کرد و سپس به حالت قبل برگرداند.
چه تضمینی وجود دارد که این نگاه کوتاهمدت نگر از سوی شهرداری به عرصه عمل در طوس نیز سرایت نکند؟
احداث ایستگاه قطار شهری و تخریب حریم منظری هنرستان شهید بهشتی در میدان تقیآباد مشهد، نشان از این واقعیت دارد که متأسفانه در نگاه و نظر بدنه کارشناسی شهرداری مشهد نیز هیچ جایگاه و شأنی برای آثار تاریخی و حفظ حریم و حرمت آنها وجود ندارد!!! در غیر این صورت طراحی محلی دیگر (چند صد متر پایینتر یا بالاتر) برای احداث ایستگاه قطار شهری و یا طراحی سازهای متفاوت از دیگر سازهها بهگونهای که کمترین آسیب را به دید منظری سر در ورودی بنای ارزشمند و تاریخی هنرستان شهید بهشتی وارد نماید ـ برای این ایستگاه ـ حتی در صورت تحمیل هزینههای گزاف، کار دشواری نبوده و در صورت اجرا میتوانست نمونهای از احترام به شأن و حرمت خاطره ذهنیِ مردم مشهد از یادمانهای تاریخی شده خود در شهر باشد.
چه تضمینی وجود دارد که اقدامات عمرانی شهرداری مشهد در طوس، هنگامیکه با موضوع رعایت شأن و حرمت آثار تاریخی تلاقی مییابد، بار دیگر بهسوی بیتوجهی گرایش نیابد؟ یادآوری این نکته لازم است که گزارشهای باستانشناسی موجود و تجربه کارهای عمرانی مشابه ازجمله اجرای پروژه خط لوله انتقال گاز در طوس، حاکی از این واقعیت است که در برخی مواقع و جایگاهها، حتی در عمق کمتر از یک متر لایههای تمدنی و آثار ارزشمند تاریخی قابلمشاهده است. به بیان ساده اگر در هنگام اجرای یک پروژه ـ مثلاً آسفالت معابر یا اجرای یک بوستان محلی و ... ـ عوامل اجرایی شهرداری با بقایای آثار تاریخی روبرو شدند، چه واکنشی نشان خواهند داد؟؟؟ آیا اصولاً شهرداری به این نکته باور دارد که در اجرای هرگونه پروژه عمرانی در طوس، ابتدا باید مطالعات و الزامات تاریخی و فرهنگی آن را بهدقت مورد توجه قرار دهد؟ آیا در شهرداری این اعتقاد وجود دارد که برای پاسداری از تاریخ و فرهنگ کهنِ طوس و پیشگیری از قلب ماهیت تاریخی آن و تبدیلشدن طوس به یکی از محلات حاشیهای شهر مشهد نیازمند بهرهگیری از نظرات کارشناسان خبره در حوزههای تاریخی، باستانشناسی، فرهنگی و ... است؟؟
سازمان میراث فرهنگی چطور؟
این مجموعه معظم و پرطمطراق اما دستِ خالی، در این میانه چه نقشی دارد؟ آیا در تشکیلات میراث فرهنگی کشور و بهتبع آن استان، این نیاز احساس شده است که باید با آغوش باز به سمت شهرداری و گروه مدیریتی جدید آن بروند و قبل از اینکه نگاه شهرسازانه معمول به سمت طوس سوق یافته و به طراحی آینده این دیارِ باستانی بپردازند، بنمایههای تاریخی و فرهنگی طوس کهن را تبیین و تشریح کنند و به شکلگیری نگاه صحیح به این ولایت دیر سال در مجموعه شهرداری کمک نمایند؟ آیا اصولاً پس از اینهمه سال حضور و تلاش و تکاپوی میراث فرهنگی در طوس، تصویری روشن و طرحی قابلعرضه و دفاع برای این منطقه در مجموعه میراث فرهنگی کشور و استان وجود دارد؟ آیا سازمان میراث فرهنگی علاقهای به ورود مشارکت جویانه در احیای طوس به کمک شهرداری دارد و یا ترجیح میدهد در برج عاج انزوای روشنفکر مآبانه فرو رفته و منتظر تخلف شهرداری از قوانین و مقررات موضوعه میراث فرهنگی باشد و پس از آن به ارسال اخطاری و طرح شکایتی بسنده کند؟ آیا شهرداری برای حضور سازمان میراث فرهنگی در عمران و آبادانی طوس، شأنی قائل است؟ آیا شهرداری حاضر به تبعیت از قوانین موضوعه میراث فرهنگی در برخورد با محوطههای تاریخی هست یا اینکه صرفاً در پی عمران و آبادانی است؟ آیا میراث فرهنگی برای تعدیل و اصلاح قوانین بعضاً دست و پا گیر و روزآمد نمودن مقررات خود، آمادگی دارد؟
آیا ...
بیگمان امروز و در پی انتشار اخبار مسرتبخش تشکیل «کمیسیون عمران و آبادانی طوس» در شورای شهر مشهد، در ذهن اهالی فرهنگ و علاقهمندان به تاریخ و هویت تاریخی مشهد دغدغههای ذهنی و پرسشهای مطرحشده در فوق و بسیاری دیگر ازایندست وجود دارد. امید است کاربدستان جدید شهرداری مشهد سلوک و سیره اسلاف خود را به کناری نهاده و با نگاهی فرهنگمدارانه، پاسداری از هویت تاریخی و شأن فرهنگی والا و فاخر کهن دیار طابران طوس را غایت همت و تلاش خود قرار دهند و به یاد داشته باشند که حتی تبدیل طوس به یکی از محلات مدرن شهر مشهد و برخوردار نمودن آن از بهترین امکانات شهری و ... اگر قرار باشد هویت تاریخی و شأن فرهنگی آن را لگدمال نماید، نهتنها کوتهبینانهترین کار ممکن است بلکه خیانت به تاریخ و بیاحترامی به فردوسی مانا است.
26
ارسال نظر