نقدی به روز «بزرگداشت شعر و ادب فارسی»
از مقبرهالشعرا غرب تا مقبرهالشعرا شرق
مشهد فوری به بهانه نام گذاری 27 شهریور به نام روز شعر و ادب فارسی گوشهای از دغدغههای فعالان این عرصه را بیان میکند.
مشهد فوری به بهانه نام گذاری 27 شهریور به نام روز شعر و ادب فارسی گوشهای از دغدغههای فعالان این عرصه را بیان میکند.
«بزرگداشت» یعنی چه؟
هر کدام از تمدنهای بزرگ دنیا به چیزی معروفند مثلا یونان را به فلاسفه اش میشناسند در این میان ایران هم به شعرا و ادبایش شناخته میشود این حافظ است که گوته (شاعر و فیلسوف قرن 18 آلمان) را شگفت زده کرده و یا اندیشه خیامی ست که اروپای عصر روشنگری را حیران خود کرد و شگفتی قرن حاضر هم که شخصیت مولوی ست اما ما قدر این گوهرهای ارزشمند را نمی دانیم و با ندانم کاری داریم خود را از آن محروم می کنیم.
ما هنوز گرفتار این تنگ نظری هستیم که چرا فلان کشور میگوید فلان شاعر یا فیلسوف از آن ماست در حالی که محدود کردن و مرزبندی برای شعر و فلسفه کاری ناشایست است آن هم برای بزرگانی که متعلق به یک حوزه تمدنی هستند که حالا ایران ما تنها بخشی از آن است اگر روزی مولانای پارسی گوی در بلخ دیده به جهان گشود و جبر روزگار او را به قونیه کشاند و آنجا خانقاه زد و درگذشت و حالا مرزها این شخصیت را بین سه کشور تقسیم کردهاند نباید اسباب اختلاف میان آشنایان قدیم شود ما به کسانی چون مولانا مدیونیم نه طلبکار.
اما این را فراموش میکنیم (بگذارید همینجا بگویم که این نوشته بنا به حکایت یک سوزن به خود زدن و یک جوالدوز به دیگران است و از برخی رفتارهای تبلیغاتی کشور ترکیه فراموشمان نشده)، بحث بر سر رودکی که دیگر جای خود دارد او هم زاده فرارود است و هم مدفون در آن، این وسط معلوم نیست چرا عدهای دایه مهربان تر از مادر شده و با ادعاهای عجیب خود اسباب تفرقه و کینه ورزی میان فارسی زبانان ایجاد میکنند!
چرایی این «روز»؟
نقد دیگری که همیشه در این روز مطرح میشود علت انتخاب آن است؛ 27 شهریور سال 1367 استاد شهریار چشم از جهان فروبست و تنی چند از بزرگان تبریز که در سیاست حضور داشتند به هر دلیلی سال 1381 این روز را روز شعر و ادب فارسی نام نهادند، در اینکه شهریار ادب فارسی نماد یک شاعر به تمام معناست تردیدی نیست اما همیشه این سوال در ذهنهای اهالی ادب و فرهنگ بود که پس خداوندگاران زبان فارسی چه؟ پرسشی که هنوز پاسخش یافت نشده و حتی وقتی قرار شد روز بزرگداشت حکیم طوس را روز زبان فارسی بنامند باز تبدیل به بحثی جدی شد.
از «شعر و ادب فارسی» در خراسان چه خبر؟
به هر روی امروز در تقویم رسمی ایران «روز شعر و ادب فارسی» ست خراسانی که باشی هرگز نمیتوانی در چند خط از همه چهرههای شناخته شده ادبیات آب و خاکت یاد کنی از عطار و خیام و یغما گرفته در نیشابور تا دیار عبدالرحمان جامی و شیخ احمد و هاتفیها و یا بیهقی و ابن فندقها، این فرصت را با رخصت از دیگر بزرگان خراسان به مشاهیر ادب مشهد و دیار طوس اختصاص دادیم که همین دسته هم کم نیستند چیزی بالغ بر 500 نام آور تنها در این بخش کوچک از حوزه ادب فارسی یا سر برآوردهاند و یا خفتهاند.
این آب و خاک کسانی چون اسدی طوسی(فوت 465)، احمد غزالی(454 ـ 520 ه )، قدسی مشهدی( 1056-990 ق.)، ملکالشعرای بهار(1330-1263ش.)، دکتر بدیعالزمان فروزانفر (1349-1276ش.) ویا دکتر علی شریعتی(1356-1312 ش.) را پروده که پس از مدتی زندگی به سبب آشفتگی اوضاع خراسان و یا دیدار یار و.. از این شهر رفتند؛ برخی مانند اسدی مدفنی با شکوه چون مقبرة الشعرای تبریز دارند و یا مانند احمد غزالی در قزوین تقریبا گمناماند.
وجود مرقد امام رضا(ع) نیز سبب شد که برخی ادبای ارادتمند ایشان چون شیخ بهایی (لبنانی الاصل؛ 1030 - 953 ق.) یا سالهای پایانی عمر را در این شهر زندگی کنند و یا وصیت کنند که در جوار حضرت رضا(ع) دفن شوند.
اما بزرگان بسیاری هم هستند که در دیار طوس زاده شدند و تا پایان زندگی در آن زیستند و یا دوباره به آن بازگشتند کسانی چون فردوسی طوسی(329 ـ 411 يا 416 ه ) و یا امام محمد غزالی(450-505 ه.)
این دریغی تقریبا بیدرمان است که آثار مدفن کسانی چون دقيقي طوسي(فوت بين 367 تا 369 ه )، محمدرضا علوي طوسي (قرن ششم هجري)، قانعي طوسي(قرن هفتم هجري)، محيالدين غزالي طوسي (فوت 828 ه )، آذري طوسي اسفراینی(784 ـ 866 ه ) به مرور زمان از بین رفت و حالا نشانی از آنها در شهر نیست و یا مدفن بزرگانی چون محمدکاظم صبوری (1322-1255ق.)، دکتر علیاکبر فیاض (1350-1277 ش.)، ادیب نیشابوری دوم (1355 - 1274 ش.)، دکتر احمدعلی رجایی بخارایی(1357-1295خ.) و دکتر غلامحسین یوسفی(1369-1306ش.) در میان ساخت و سازهای و تغییرات همیشگی حرم رضوی تقریبا بی نشان شدند اما کنگره برزگان ادب در زیر خاک به سمت طوس رفت.
خراسان چهره کم نداشت وقتی بزرگان ادب این دغدغه را یافتند که اهل شعر و ادب را جایگاهی باید که بتوان نامشان را بر سنگ مزارشان لااقل دید پس از دفن حسین خدیو جم (فوت 1365) و اخوان ثالث (1369) در محدوده اماکن تاریخی خانقاه هارونی و آرامگاه فردوسی دست به کار شدند و به میدانداری استاد قهرمان در سال 1375در زميني به مساحت 1200 متر در مقابل درِ باغ آرامگاه فردوسي به عنوان مقبره الشعرا در نظر گرفتند تا کنون شخصیتهایی چون احمد كمالپور(كمال)، احمد گلچين معاني، ذبيح الله صاحبكار، عماد خراساني، عشرت قهرمان، مهندس جواد غلام پور (آويژن)، محمد قهرمان، علی باقرزاده و به تازگی غلامرضا شکوهی در این مکان به خاک سپرده شده اند. اما وقتی به ظاهر بنا نگاه کنی و تصوری از مقبره الشعرای تبریز در ذهنت باشد سریع متوجه می شوی که با این چهره نمیشود به آن بالید و گفت که ما حق گنجینه ادب فارسی را در خاک خود ادا کردهایم و باید برویم و مولوی و رودکی و... را نجات دهیم و به مام میهن بازگردانیم
کاش این باور پرورش مییافت که پرواز فرهنگ والای ایرانی جز با بال شعر و ادب پارسی ممکن نمیشود و گرامیداشت بزرگان آن هزینه نیست بلکه سرمایهگذاری برای آینده فرهنگ است...
24
ارسال نظر