یک سوزن به صدا و سیما یک جوالدوز به بی بی سی
بی بی سی به تازگی صفحه فیسبوک افغانستانش را به بی بی سی دری تبدیل کرد که اعتراض اهالی فرهنگ را بر انگیخت اما ما در ایران و مخصوصا خراسان هم از دغدغه های این هم زبانان افغانستانیمان غافل بوده ایم.
زبان فارسی به عنوان قدیمیترین زبان نو در جهان شناخته میشود یعنی در میان زبانهای زنده و دارای دستور زبان دنیا از همه کهنتر است. اکنون حداقل سه کشور ایران، افغانستان و تاجیکستان را فارسی زبان میخوایم اما سوال اینجاست که چقدر از اوضاع این زبان در دو کشور دیگر خبر داریم مخصوصا ما خراسانی ها که خدمات شایانی به این زبان داشته و البته از نظر جغرافیایی نیز نزدیکی بیشتری با کشورهای فارسی زبان منطقه داریم. این زبان با لهجههای گونان در نقاط مختلف ایران و البته افغانستان و تاجیکستان صحبت میشود اما ما آنقدر کم از ادبیات دو کشور دیگر شنیدهایم و کم از دیدگاه فرهنگ مشترک به آنها نگریستهایم که گاه لهجههای زیبای آنها به گوشمان غریب میآید اگر برادر یا خواهر افغانستانی ما به «بیمارستان» میگوید «شفاخانه» برایمان دلنشین اما نامانوس است و یا وقتی یک تاجیک در وصف زیبایی یک شیء میگوید «نغز است» فکر میکنییم دارد شعر میخواند. این مشکل سیاست گذاری فرهنگی ست که ما میدانیم اصفهانی یا مشهدی لهجه است اما نمیدانیم این همزبانان افغانستانی و تاجیک ما هم دارند با لهجه خود همین فارسی را گپ می زنند. آن وقت با ندانم کاری دارد زمینه مشکلاتی را برای فارسی زبانان این کشورها فراهم میشود.
دهم آبانماه 1396 بود که خبررسید صفحه فیسبوک بیبیسی افغانستان نامش را به بیبیسی دری تغییر داده است. از رخ دادن این اتفاق چند دقیقهای نگذشته بود که اعتراضات نسبت به این مسئله آغاز شد، و شاید ساعاتی نگذشته بود که کارزار "آنلایککردن بیبیسی دری" نیز پای گرفت.
شنبه 13 آبانماه 1396، در نخستین جلسه پارلمان افغانستان پس از این ماجرا، دکتر عبداللطیف پدرام، نماینده مردم بدخشان به شکلی توفنده اعتراض خود را به این تغییر نشان داده و حتی کار را به تهدید رساند که "اگر بیبیسی در این کار خائنانه خود تجدید نظر نکند، ما میتوانیم فریاد اعتراض خود را نسبت به همه دفاتر بیبیسی در افغانستان و حتی نسبت به سفارت انگلستان بلند کنیم و هر کار ممکن در محدوده قانون را انجام خواهیم داد، پیرامون سفارت بریتانیا را محاصره مدنی خواهیم کرد، تحصن خواهیم کرد، دفاتر بیبیسی را خواهیم بست" همچنین ادامه داد که "می خواهم در اینجا اعلام کنم که الان قرن هژده و نوزده نیست که انگلیسها بخواهند، کشورها را تجدید و تقسیم کنند و بخواهند تفرقهافکنی کنند و از همه فارسیزبانان می خواهم در هر کجای دنیا که هستند، اعتراض خود را نسبت به بریتانیا و رادیوی استعماری بیبیسی، اعلام کنند". این آتش جدید که از سوی بی بی سی برخاسته سبب شد که یک بار به زبان فارسی در افغانستان بنگریم و یک سوزن به خودمان بزنیم که ما چه کرده ایم؟
حال بگذارید یک بازگشت به عقب بزنم و از رنجهایی که فارسی زبانان افغانستان میکشند برای دُرِّ فارسی برایتان نمونهای بگویم: جوانان و نوجوانان امروز ما، برای اینکه خدای نکرده زبانشان هنگام بیان واژه "دانشگاه" زیاد نچرخد و خسته نشوند، بدان "یونی" می گویند (که مخفف واژه انگلیسی یونیورسیتی است)، در حالی که در هرات، شهری با آنهمه پیشینه ادبی، تاریخی و فرهنگی، دانشگاه شهر تقریبا دوسالیست که در سردر خود، تابلو ندارد چرا که مسئولان حکومتی استان هرات معتقدند "دانشگاه" یک واژه فارسی و متعاقبا ایرانی است که در قاموس "زبان دری" جایی ندارد، اما دانشجویان این دانشگاه و باشندگان اصیل هراتی بر حضور این عنوان در سردر دانشگاه اصرار داشته و از هر تلاشی در این زمینه دریغ نکردهاند. این تنها بخشی از واقعیت فارسیزبان بودند در این خطه از تمدن ایرانی ست. روی دیگر سکه اما اینست که جریانهایی در افغانستان با تحریک اجانب تلاش دارند با عاریه گرفتن واژگانی از زبانهای اردو، هندی، روسی، فرانسوی و انگلیسی و تحمیل آن به زبان فارسی رایج در افغانستان، نثری عقب افتاده، گنگ و ناخوانا، زیرعنوان زبان دری دستوپا
کنند که نه تنها برای فارسیزبان خارج از افغانستان گویا و شیوا نیست بلکه برای خواننده افغانستانی نیز ثقیل است.
دوسال است که دانشگاه هرات تابلویی بر سر درش ندارد چون عده ای نمی گذارند واژه فارسی «دانشگاه» بر روی آن نقش ببندد.
ما در مرزهای امروز ایران برای زبان فارسی هزینه ندادهایم تا قدردان آن باشیم. درحالی که فارسیزبان بودن خارج از مرزهای کنونی ایران هزینهبردار است که اگر این هزینهها نبود، زبان فارسی که تا دویست سال پیش، از بایکال در اروپای شرقی تا بنگال در خاور ِدور، ریسمان رابطه اقوام مختلف را محکم میکرد، امروزه به پیرامون فلات ایران محدود نمیشد، آنگونه که برخی حتی چشم دیدن عنوان "فارس" را بر روی پهنه آبی خیلج فارس که بیش از هزارسال است به این نام خوانده شده بود را نیز نداشته باشند. البته داستان زبان فارسی در افغانستان، "یکی داستانیست پر آب چـَشم" چرا که ما آنگونه که با افغانستان رابطه تاریخی، فکری، فرهنگی و نژادی داریم، با هیچ کشور دیگری در دور و نزدیک نداشتهایم. اما هیچگاه نگران زبان فارسی خودمان و سختیهایی که فارسی زبانان افغانستانی می کشند نبوده ایم و حتی گاه همراه دشمن ان زبان فارسی در افغانستان می شویم.
این زبان فارسی ما که همان زبان بزرگان مشترکمان چون فردوسی و مولوی و حافظ و سعدی ست با هر لهجه ای چون مشهدی، اصفهانی و یا دری و... یک زبان واحد است همانطور که عربی های متفاوت عراق و مصر و عربیتان یک زبان عربی ست و یا ترکیهای ترکیه و آذربایجان و ترکمنستان یک زبان ترکیست. این زبان می تواند عامل وحدت باشد اما با سهلانگاری داریم آن را به عامل نفاق تبدیل می کنیم چنان که صدای همزبان افغانستانیمان را هم در آوردهایم آنها بگفته خواجه شیراز به ما می گویند:
"ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه میپنداشتیم"
داستان از این قرار است که نیمه تیرماه 1396 بود که خبرآمد معاونت برونمرزی صداوسیمای ایران ، راهاندازی شبکه "ایفیلم دری" را در دستور کار خود قرار داده است. کاری که اگرچه در نگاه نخست معمولیست اما اگر کمی درباره سرنوشت زبان فارسی و حساسیتهای موجود در افغانستان درباره زبان پارسی بدانیم، متوجه عمق فاجعه خواهیم شد!
یک روز خبر می رسد کتاب های رمان افغانستانی «خاکستر و خاک» و «هزارخانه خواب و اختناق» که به انگلیسی ترجمه شده بودند با نامهای «خاک و خاکستر» و «هزارتوی خواب و هراس» به فارسی ترجمه شده اند تا زبان دشمنان زبان فارسی دراز شود که دیدی دری با فارسی متفاوت است؟!
اما سوزن بزرگ را باید به مسئولان صداو سیمای خراسان زد و بخشی که به نام «رادیو دری» سالهاست به راه انداخته اند و حتی با گوشزدهای فراوان دلسوزان حاضر به تغییرش نیستند. کارمندان اهل ادب افغانستانی صداو سیما بارها این خواسته خود را مطرح کرده اند اما همیشه جوابهای غیر منطقی گرفته اند.
اقداماتی چون راه انداختن شبکه آیفیلم دری یا ترجمه کتابی که یک فارسی زبان افغانستانی نوشته تنها ناشی از نشناختن دغدغه های زبان فارسی در افغانستان است از سوی ایرانیها و باز مخصوصا نام رادیو دری صدا و سیمای خراسان که با وجود نصایح دلسوزان حاضر به تغییرش نیستند.
از محمدکاظم کاظمی ،شاعر و پژوهشگر افغانستانی مقیم ایران درباره این سهل انگاری ها پرسیدم او که درصدد تهیه طوماری علیه اقدام بی بی سی بود با افسوس از اثرات منفی چنین اشتباهاتی گفت و اینکه این اقدامات از روی نا آگاهی به حساسیتها چقدر میتواند در روابط دو ملت تاثیر بگذارد. او گفت ما یک زبان فارسی داریم اگر روزی شمشیر جغرافیا ما را از هم جدا کرد ما که نباید چشم بر حقیقت ببندیم. این زبان غنی فارسی ما سرمایه مشترک ماست باید این میراث مشترک را با هم حفظ کنیم تا با کمک آن مرزهای فرهنگیمان برداشته شود.
کاظمی از اعتراض علنی اش به تاسیس شبکه آی فیلم دری گفت و از نام غلط رادیو بخش افغانستان صدا و سیمای خراسان گلایه کرد.
در ادامه نامهای که جمعی از تحصیل کردگان فارسی زبان افغانستانی علیه بی بی سی منتشر کردهاند را به اشتراک می گذاریم به این امید که قبل از اینکه کار به جوالدوز زدن به مسئولان فرهنگی ایران برسد آنها خود از خواب بیدار شوند و با درک این بزنگاه تاریخی همراه فارسی زبان افغانستان شوند.
نامه سرگشاده کمپین زبان مادری برای مدیران بی بی سی
مدیران محترم بیبیسی فارسی
تغییر نام صفحۀ «بیبیسی افغانستان» در فیسبوک به «بیبیسی دری» واکنشهای منفی زیادی را از سوی شهروندان وطن فارسی در پی داشته است. فارسیزبانان این اقدام را مساوی با جداسازی گویشهای مختلف زبان فارسی از هم و در نهایت تضعیف زبان فخیم فارسی میدانند.
تعدادی از فرهنگیان و نویسندگان افغانستانی طی این نامه مطالبی را دربارۀ این ماجرا برایتان یادآوری میکنند:
۱. «فارسی» و «دری» نه دو زبان، بلکه دو نام است برای زبانی واحد. بسیاری از شاعران و نویسندگان حوزۀ جغرافیایی ایران کنونی این زبان را «دری» خواندهاند و برعکس بسیاری از آنان در حوزۀ جغرافیایی افغانستان کنونی آن را «فارسی» نامیدهاند. شواهد از این قبیل بسیار است. تفکیک اهالی یک زبان به «فارسیزبان» و «دریزبان»، هم به داد و ستد میان همزبانان صدمه خواهد زد و هم جمعیت صد میلیونی زبان فارسی را دوپاره خواهد کرد، به گونهای که این سرزمین زبانی وسیع، به جزیرههایی مجزا و بیخبر از هم بدل خواهد شد.
۲. این زبان در نزد بسیاری از مردم افغانستان نیز «فارسی» خوانده میشده و خوانده میشود. همین اکنون بسیاری از اهل نظر در این کشور آن را فارسی مینامند و در شماری از متون علمی و ادبی این کشور نیز همین نام رایج بوده و هست. حتی در رسمیات این کشور نیز تا نیم قرن پیش، این زبان «فارسی» نامیده میشد. حقیقت این است که محروم ساختن مردم افغانستان از نام «فارسی» و تأکید بر نام «دری» به جای آن، نه تصمیم و خواست خود فارسیزبانان، بلکه خواستۀ حاکمیتهای غالباً فارسیستیز برای منزوی ساختن اهالی این زبان بوده است. به همین دلیل مقاومتها و چالشهایی در این مورد در داخل افغانستان پدید آمده است. این اقدام بی بی سی به این چالشها که رنگی سیاسی نیز یافته است، دامن خواهد زد و بر کدورتها خواهد افزود.
۳. ما فارسیزبانان افغانستان خود را در میراث علمی و ادبی این زبان سهیم میدانیم. گرفتن نام «فارسی» از ما، لاجرم ما را از این مفاخر هم بیبهره وانمود میسازد. شماری از اهالی این زبان پرکاربرد، گویشوران زبانی کمجمعیت به شمار خواهند رفت که هیچ سهمی از این نام باشکوه ندارند. از این روی ما نویسندگان این نامه، این اقدام را ستمی بر فارسیزبانان افغانستان میشماریم.
۴. جدا ساختن و جدا نمایاندن «فارسی» و «دری» در صفحات بیبیسی، به مرور زمان مخاطبان ایرانی را با این تصور که آن «دری» زبانی دیگر است، از مراجعه به آن منصرف خواهد کرد و برعکس مخاطبان افغانستانیای را که نسبت به این همزبانی وقوف ندارند، از مراجعه به صفحات فارسی. این روند به داد و ستد اطلاعات و آگاهیبخشی که هدف یک رسانه است، آسیب خواهد زد.
با توجه به آنچه گفته شد، امید است مدیران ارشد بیبیسی بر اساس اصل مخاطبمداری، به این موضوع خاتمه دهند.
26
ارسال نظر