گفتگوی مشهد فوری با نائبقهرمان مسابقات کاراته آسیا؛
کرمانشاه تنها نیست/مدالم باارزش است اما هموطنم باارزشتر!
زلزله کرمانشاه که آمد با تمام بدیهایش و خسارات جانگدازی که برجای گذاشت موجب رقم خوردن یک اتفاق بزرگ شد آن هم اینکه تمام مردم ایران کنار مردم زلزلهزده قرار گرفتند؛فارغ از نژاد و جنسیت و مذهب!
زلزله کرمانشاه که آمد مردم مهربان مشهد با تمام توان خود برای یاری زلزلهزدگان و ارسال کمک اعلام آمادگی کردند و در این میان نقش هنرمندان و ورزشکاران خراسانی کمرنگ نبود.
یکی از این افراد منیژه جعفری دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت ورزشی و مربی کاراته و نائب قهرمان مسابقات آسیایی اقیانوسیه در سریلانکاست که قصد دارد مدال نقره خود را از طریق هلال احمر به زلزله زدگان اهدا کند.
او از هشت سالگی وارد عرصه ورزش شده و در سال ۲۰۱۶ در این سابقات به دو مقام نائبقهرمانی در رده انفرادی و تیمی دست یافته است که شرح گفتگویمان را اینجا میخوانید.
گفتگوی مشهد فوری با نائبقهرمان مسابقات کاراته آسیا را در زیر بخوانید؛
درباره مقامهایی که تا حالا کسب کرده ای برایمان بگو
(میخندد) خب زیاد بودند. من از هشت سالگی ورزش کاراته انجام دادم و در مسابقات مختلف کشوری مدالهای زیادی کسب کردم اما مهمترینش همین مدال نقره است که به نفع مردم زلزله زده قراره که به هلال احمر تسلیمش کنم.
مشوق های شما چه افرادی بودند که به اینجا رسیدی؟
اول پدرومادرم. پدرم هنوز هم پیگیر مسابقات من هستند و براشون مهمه که به درس و مسابقات برسم.
مادر هم همینطور. برای من خیلی زحمت کشیدند. حتی پسرم رو به مامان میسپارم تا بتونم به دانشگاه برسم.
من هرچی دارم از زحمات پدر و مادر و دعای خیرشونه.
مگر ازدواج کردی ؟ بله و یک پسر دارم.
همسرت برای رسیدن به موفقیت های فعلی همراهیت میکند ؟ بله. تمام این سالها زحمت خیلی از کارها روی دوش همسرم بوده.
یادمه برای مسابقات یک هفته خونه نبودم و پسرمون دائما پیش همسرم بود.
تا الان از نبودنت در منزل شکایت نکرده ؟ نه اصلا. خیلی صبورانه همراهیم کرده.
برای پسرت چه برنامهای داری؟ اون هم کاراته کار میشه؟
راستش دوست دارم تمام ورزشهای پایه رو از همین الان شروع کنه، البته خودش عاشق اینه که فوتبالیست بشه.
پدرومادر شماهم مثل خودت ورزشکار بودند که تشویق شدی سراغش بری ؟ نه پدر شغلشون آزاده و مادرم خانه دار هستن.
پس باید خیلی فهمیده و دلسوز باشند؟ بله دقیقا.
ازدواج و بچه داری مانع ورزش و کارت نشده ؟ نه اصلا. من به شدت به برنامه ریزی و انگیزه معتقدم. اگر برای هرکاری برنامه داشته باشی به همه میرسی البته نقش همراهی خانواده ام و حتی پسر کوچولویم رو نمیشه نادیده گرفت.
خانواده چطور در ایجاد انگیزه ات نقش دارند ؟ از همون بچگی وقتی حرکت جدیدی یاد میگرفتم و پیش بابا انجام میدادم ایشون بهم جایزه میدادند و معمولا جایزهشون هزار یا دوهزار تومن پول بود. سال ۷۸ این مبلغ خیلی زیاد بود و من با اون پول شهریه کلاسهام رو میدادم و برای خودم پس انداز داشتم.حالا هرزمان خسته میشم به زحمات پدرومادرم و سختیهای همسر و پسرم فکر میکنم و دوباره انرژی میگیرم تا به آرزوم برسم.
مگر آرزوت چیه ؟ دکتری قبول بشم و بعد هم هیئت علمی دانشگاه.
الان هم مدرس دانشگاه هستی ؟ بله در دانشگاه فردوسی و امام رضا (ع) تدریس میکنم.
ارتباطت با دانشجوها چطوره ؟ خداروشکر خوب بوده. در کارم خیلی جدی ام بچه ها همیشه میگفتند ما فکر میکردیم شما خیلی سخت گیر و بداخلاق باشید اما بعد دیدیم اشتباه کردیم.
چرا بعدا نظرشون عوض شده ؟
کلاسهای من فقط ورزش نیست. سعی میکنم یک سری اصول اخلاقی و حتی مسائل اجتماعی رو هم به بچه ها گوشزد کنم بهخصوص احترام به پدر و مادر رو؛ تا جایی که حتی با والدین هم تونستم ارتباط خوبی برقرار کنم و بعضی مشکلاتشون رو با بچه ها حل میکنم.
چرا این کار رو میکنی ؟
معتقدم باید به عنوان عضوی از جامعه به مردمم کمک کنم چون وقتی من دستگیر بقیه بشم خدا هم کمکم میکنه، ضمن اینکه از طرف اونها انرژی مثبت میگیرم.
بخاطر همین هم قصد داری مدالت رو به زلزله زدهها اهدا کنی ؟
بله.الان هموطنان ما در شرایط سختی قرار دارند و نیاز هست بهشون توجه شه.این کار باعث میشه بقیه هم این روند رو ادامه بدند و قطع کننده زنجیر نباشند.
دلت نمیسوزه که قراره مدالت رو به کسی بدی؟
نه. من براش خیلی زحمت کشیدم و فکر میکنم با ارزشترین مدالم باشه. اما حس خوبی که از کمک به همنوعم بهدست میارم برام خیلی با ارزشتره.
من میخوام بهعنوان عضو کوچکی از خانواده بزرگ ایران مفید واقع بشم.
در این حوزه تلخترین خاطرهای که داشتی چی بوده ؟
سال ۹۱ مسابقات انتخابی تیم ملی بود. چند ماه براش زحمت کشیدم و خودم رو آماده کرده بودم اما یک روز که برای تفریح بیرون رفته بودم روی تنه درختی که افتاده بود راه میرفتم که پام پیچید و زمین خوردم و انگشتم شکست و دیگه نتونستم به مسابقات برسم. این برام خیلی سنگین بود.
بهترین خاطرهات را برایمان بگو ؟
وقتی در مسابقات آسیایی نائب قهرمان شدم و پرچم کشورم رو بالا بردم حس فوقالعادهای داشتم. این نوع در معرض توجه قرار گرفتن خیلی جذاب است.
گفتی وقتی نائبقهرمان شدی از اینکه درمعرض توجه قرار گرفتی خوشحال بودی، برای دیده شدن سراغ ایجاد حواشی میری؟
نه به هیچ وجه. اصلا اهل حاشیه نیستم چون معتقدم یک سری رفتارها به برند شخصی ورزشکاران آسیب میزند.
تا الان شاگردهات مقام آوردند ؟
بله. چهار نفر از شاگردهام در مسابقات کشوری حائز رتبه شدند.
اگر به گذشته برمیگشتی بازهم همین انتخابهای الان رو برای زندگیات داشتی ؟
بله منتهی با این تفاوت که عجولانه در هیچ کاری تصمیم نمیگرفتم.
برای اینکه قبل از مسابقاتت به آرامش برسی چکار میکنی ؟
کف دست و پای پدر و مادرم رو با افتخار میبوسم و ازشون میخوام برام دعا کنند.بعد هم حرم امام رضا(ع) میرم و دعا میکنم و از ایشون میخوام کمکم کنند. شاید باور نکنید اما وقتی برای مسابقات یا تمرین از مشهد خارج میشم دلم برای آقا تنگ میشه.
من سوالات مد نظرم رو پرسیدم، موضوع دیگهای هست که دوست داشته باشی دربارش حرف بزنیم ؟
بله دوست دارم از اساتیدم تشکر کنم (باخنده)البته اگر اشکالی نداره! نه اصلا
اساتیدی که دلم میخواد ازشون یاد کنم علاوه بر مربیهام و هیئت، آقای دکتر معرفتی،دکتر کشتی دار،دکتر طالب پور ،دکتر ساعتچیان ،دکتر مقدس زاده ،دکتر اصفهانی ،دکتر عظیم زاده،دکتر عظیم خانی ،دکتر همایونی و خانم دکتر میرزازاده هستند که انصاف نیست نقششون رو در موفقیت هام نادیده بگیرم.
22
عالی