شناسه خبر: ۶۸۲۸۲
لینک کوتاه کپی شد

گزارش مشهدفوری از آستانه تحمل برخی مشهدی‌ها و تاثیر آن در ازدواج

بی حوصلگی‌ات را بر سر دیگران خالی نکن!

همه ی ما افرادی رو کنار خودمون داریم که نمیشه خیلی خوب باهاشون ارتباط برقرار کرد و اصولا به آن ها افراد غیرقابل تحمل گفته می شود.

بی حوصلگی‌ات را بر سر دیگران خالی نکن!

مشهد فوری / در خیابان باهم گلاویز شده بودند؛ راننده‌های دو خودرو را می‌گویم که گویا برای سبقت گرفتن از هم درتلاش بودند که ناگهان باهم برخورد می‌کنند.

ماشین‌هایشان خسارتی ندیده بود اما خودشان تا توانستند همدیگر را زدند و آخرسر با صورت خونین و بعد از حضور پلیس از هم جدا شدند.

این اتفاق تازه‌ای در جامعه ما نیست. اکثر ما در مواجهه با آنهایی که نمی‌شناسیم دچار نوعی بدبینی و خصومت درونی هستیم که خودمان هم علتش را نمی‌دانیم.
شاید تصور می‌کنیم ممکن است از ناحیه طرف مقابل آسیبی ببینیم. همین است که در اتوبوس به مسافر روبرویمان نگاه می‌کنیم و چشمش که به ما می‌افتد در بهترین حالت نگاه‌مان را می‌دزدیم یا اخمی تصنعی می‌کنیم و سرمان را پایین می‌اندازیم.

در فروشگاه که با سبد خریدمان راه می‌رویم اگر کسی سد راه‌مان باشد و با چند دفعه صدا زدن متوجه حضورمان نشود تنه ای به او می‌زنیم و طوری که بشنود چند درشت آبدار بارش می‌کنیم و رد می‌شویم.

صف‌ من کارت یا خرید را جا می‌زنیم و خودمان را به کوچه علی چپ زده و در جواب اعتراض بقیه می‌گوییم همینه که هست!

این‌ها موارد کوچکی از برخی رفتارهای اجتماعی ناپسندی است که بارها و بارها شاهدش بوده‌ایم.

راستش را بخواهید تقصیر خودمان هم نیست.عده‌ای از ما خودمان را از جامعه طلبکار می‌دانیم و عده‌ای هم جامعه را با خودمان دشمن می‌پنداریم و تمام این‌ها ناشی از کم بودن آستانه تحمل‌مان است.

حوصله نداریم حرفی را دوبار تکرار کنیم، حوصله نداریم کسی نگاه‌مان کند، حس و حال در صف ایستادن نداریم و...

آن‌ وقت با این دیدگاه ناپخته تصمیم‌های مهم زندگی‌مان را می‌گیریم و ازدواج می‌کنیم.حالا دو حالت پیش می‌آید؛یا هردو مغرور و از خودراضی‌ایم که نمی‌توانیم با هم کنار بیاییم یا یکی آرام و باگذشت و دومی خلاف آن است که بازهم باعث عذاب کشیدن طرف مقابلش می‌شود.

البته در این بین استثنا هم زیاد است. همان هایی که نمی‌شناسیم‌شان اما وقتی نگاه‌مان بهم گره می‌خورد لبخند می‌زنند. با آنهایی که می‌بخشند و فراموش می‌کنند.

اما آن تصادف باعث شد تصمیم بگیریم به سراغ تعدادی از جوانان در آستانه ازدواج برویم و دیدگاه‌های آنها را جویا شویم.

ابوالفضل اولین مخاطب این گفتگوست؛ پسری آرام که حتی از ظاهرش هم می‌توان این خصوصیتش را تشخیص داد که خیلی اهل جاروجنجال نیست می‌گوید بحث و دعوا را زودتر خودش تمام می‌کند و خشونت را دوست ندارد.

اگر تصادف کنی با راننده دعوا می‌کنی؟
اگر مقصر باشم حتما می‌ایستم و از عهده جبران خسارت برمی‌آیم اما اگر مقصر نباشم و ببینم طرف مقابل برایم شاخ و شانه می‌کشد از آنجا می‌روم.

تا حالا شده عصبانی باشی و وسایل دم دستت بشکنی ؟
با دوستم در خیابان دعوایم شد پشت تلفن، از شدت عصبانیت گوشی ام را به دیوار کوبیدم و خرد شد.

دیگران تو را چطور قضاوت می‌کنند؟صبور یا بی طاقت ؟
معمولا صبور و با آستانه تحمل بالا از من یاد می‌کنند.

به نظر خودت آمادگی ازدواج داری ؟ بله اگر ازدواج کنم از پس حل مسائل برمی‌‌آیم.

احمدرضا دیگر مصاحبه شونده این گفتگوست که برخلاف ابوالفضل شیطنت را می‌توان در نگاهش دید.
در پاسخ به سوالم مبنی بر اینکه آستانه تحملش چقدر است می‌گوید: آستانه تحمل ندارم سریع عصبانی می‌ شوم البته این به خانواده‌ام برمی‌گردد خانواده ما استرسی و به قول معروف جوشی‌اند و در حالت معمولی هم با صدای بلند باهم حرف می‌زنند.
البته خودمان با این قضیه کنار آمدیم و عادت داریم اما بقیه که می‌بینند وحشت می‌کنند.(این را می‌گوید و می‌خندد).

اگر با کسی بحث کنی کوتاه می‌آیی ؟ فقط وقتی کوتاه می‌آیم که چیزی برای گفتن نداشته باشم وگرنه همچنان ادامه می‌دهم چون دلیلی برای کم آوردن ندارم.

اگر در خیابان تصادف کنی حاضری بدون بحث از کنار مساله عبور کنی؟
اگر مقصر باشم که سعی می‌کنم زیاد حرف نزنم وگرنه پیچ‌گوشتی را در چشم طرف فرو می‌کنم.(این را می‌گوید و بازهم می‌خندد).

به نظر خودت با این خلق و خو از پس زندگی مشترک برخواهی آمد؟
دلیل نمی‌شود آدم از زندگی مشترک بخاطر این مساله فرار کند ضمن اینکه عصبانی شدن من مثل داغ شدن آهن است. زود داغ می‌کند و بعد هم سرد می‌شود.

هانیه دختر ۲۲ساله‌و مجردی‌است که به گفته خودش دیگران معتقدند در تحمل سختی‌ها صبور است اما زود جوش می‌آورد.
خودش هم می‌گوید اگر با کسی دعوایش شود اصلا حاضر به کوتاه آمدن نیست و در دلش حق را به خودش می‌دهد.

چه چیزی باعث می‌شود عصبانیتت فروکش کند ؟
یک معیارهایی برای عصبانی شدن دارم آنها که رفع شود منم آرام می‌شوم ضمن اینکه اگر کسی را ببخشم کاملا فراموش می‌کنم.

اگر با خانواده بحث کنی اول تو کوتاه می‌آیی یا آنها ؟
هیچ کدام. اما کمی زمان به همدیگر می‌دهیم و قضیه را فراموش می‌کنیم.

به نظر خودت از نظر میزان صبروتحمل، توانایی اداره زندگی مشترک را داری؟
عشق و ازدواج داستانش فرق می‌کند.وقتی پای دوست داشتن به میان بیاید آدم از خودش هم می‌گذرد.

امید هم پسر جوانی است که معتقد است هنوز برای ازدواج زود است.
درمورد حساسیت‌هایش که می‌پرسم می‌گوید: وقتی روی موضوعی حساس شوم و به طرف مقابل بگویم فلان کار را نکن اما بی توجهی کند حتی اگر هم عذرخواهی کند بازهم به او گیر می‌دهم.

اهل کل کل هستی ؟ تفریحی بله.
عصبانی شوی چطور؟ خب آن هم همینطور.

فکر می‌کنی امیدِ الان با همین خصوصیات اگر چندسال بعد ازدواج کند در زندگی مشترک موفق خواهد بود؟
نه. درگیری ذهنی‌ام زیاد است ازدواج نمی‌کردم.

مریم آخرین گزینه برای مصاحبه‌است. دختری ۲۷ساله و آرام البته استرسی!
آدم صبوری هستی یا نه؟ باید از خانواده ام بپرسید آنها بهتر می‌دانند مثلا مادرم معتقد است اعصاب ندارم اما در یک سری موضوعات صبورم.

اگر با کسی بحث کنی تو کوتاه می‌آیی یا او؟
به سختی کوتاه می‌آیم و قانع نمی‌شوم مگر اینکه دلایل اقناعی زیادی دریافت کنم.

پس اهل مذاکره نیستی!
چرا اتفاقا اهل مذاکره‌ام اما وقتی کوتاه می‌آیم که مذاکره به نفعم پیش نرود.

با این خلق و خو می‌توانی یک زندگی مشترک را رهبری کنی ؟
زود عصبی می‌شوم و زود هم فراموش می‌کنم اما معتقدم هر کاری با صحبت کردن و گفتگو، شدنی است؛ ازدواج هم یکی از آنهاست.

اگر این گفتگو را تا انتها خواندید پیشنهاد می‌کنیم به خصوصیات خودتان هم فکر کنید و خود را جای مصاحبه‌شوندگان‌مان بگذارید؛ آیا آستانه تحمل‌تان آن‌قدری هست که بتوانید یک زندگی مشترک را اداره کنید؟

22

ارسال نظر