شناسه خبر: ۶۹۴۳۰
لینک کوتاه کپی شد

نگاهی به زندگی نامه دكتر ابوالقاسم بزرگ‌نيا

بریده ای از گفت و گوی دکتربزرگ نیا استاد آمار دانشگاه فردوسی مشهد و بزرگترین نوه آیت‌اله آقا نجفی قوچانی که در یکی از روزنامه های کثیرالانتشار به چاپ رسید را می خوانید؛

نگاهی به زندگی نامه دكتر ابوالقاسم بزرگ‌نيا

دكتر ابوالقاسم بزرگ‌نيا، فرزند سيدمحمود، در سال 1312ش. در شهر قوچان به دنيا آمده است. او نوه نزديک آيت الله نجفي قوچاني بوده و در خانواده اي ديني و مذهبي بزرگ شده است. تحصیلات ابتدايي و دوره اول دبیرستان را در زادگاهش سپري کرده و برايتحصیل در مقطع بالاتر به مشهد رفته است. پس از دریافت مدرك كارشناسي رياضي از دانشسراي عالي تهران وکارشناسي ارشد رياضي از موسسه عالي و رياضيات تهران، به عنوان عضو هئيت علمي دانشكده علوم دانشگاه فردوسي مشهد استخدام شده است. پس از 5سال براي ادامه تحصیل به صورت بورسيه به کشور انگلستان اعزام شده و در آنجا تغيير رشته داده و در رشته آمار و احتمال به تحصیل پرداخت. پس از 6 سال تحصیل در دانشگاه شفليد انگلستان، مدرک كارشناسي ارشد و دكتراي آمار و احتمال را دريافت کرد و به ايران بازگشت. ايشان درجه استادياري و دانشياري خود را در دانشكده علوم دانشگاه فردوسي مشهد کسب نموده و در طول دوران تدريس در دانشگاه، چندين دوره براي فرصتهاي مطالعاتي به کشورهاي انگليس و آمريکا سفر کرده اند.

ايشان داراي 3 فرزند هستند و كتاب "نظريه آمار" تالیف ايشان، به عنوان كتاب سال برگزيده شده است.

تحصیلات رسمي و حرفهاي : ابوالقاسم بزرگنيا تحصیلات ابتدايي و دوره اول دبیرستان را در زادگاهشان قوچان سپري نموده و به دلیل نبود امکانات تحصیل در مقطع بالاتر در زادگاهشان به مشهد رفته و به مدت 2 سال در دانشسراي مقدماتي به صورت شبانه روزي تحصیل کردند. ايشان پس از گذراندن تعهد 5 ساله شان در کنکوردانشسراي عالي شرکت نمودند و درسال 1336 مدرك كارشناسي رياضي را از دانشسراي عالي تهران دريافت کردند.در طول تحصیل دانشگاهي خود همراه و همکلاس با دکتر صادقي بوده اند. بعد از کسب مدرک لیسانس مجدد براي گذراندن تعهد خود به قوچان برگشتند. در کنکوري که دکتر مصاحب براي موسسه عالي رياضيات برگزار کردند، شرکت کرده و جزو هفت نفري بودند که در اولين دوره موسسه پذيرفته شده و در آنجا مشغول به تحصیل شدند. ايشان كارشناسي ارشد رياضي را از موسسه عالي و رياضيات تهران دريافت کردند و به عنوان عضو هئيت علمي دانشكده علوم دانشگاه فردوسي مشهد استخدام شدند. پس از 5سال تدريس در دانشگاه فردوسي مشهد براي ادامه تحصیل به صورت بورسيه به کشور انگلستان اعزام شدند و در آنجا با تغيير رشته خود، در رشته آمار و احتمال ادامه تحصیل دادند و پس از 6 سال تحصیل در دانشگاه شفليد انگلستان، مدرک كارشناسي ارشد و دكتراي آمار و احتمال را دريافت کردند و به ايران بازگشتند. ايشان درجه استادياري و دانشياري خود را در دانشكده علوم دانشگاه فردوسي مشهد کسب کرده اند.

مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : ابوالقاسم بزرگ نيا پس از گذراندن دانشسرا به دلیل تعهد 5 ساله اي که براي آموزش در فرهنگ داشتند به قوچان بازگشتند و آموزگار کلاس دوم ابتدايي شدند. ايشان بعد از اتمام دوره مدرسي از وزارت فرهنگ به وزارت علوم منتقل و در دانشگاه مشهد به عنوان مدرس رياضي استخدام گردیدند.

جوائز و نشانها : كتاب "نظريه آمار " ابوالقاسم بزرگ نيا ، در دوره هفتم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال برگزيده شد.

توصیه هاي دکتر ابوالقاسم بزرگ نيا: در حال حاضر عمده ترين دغدغه من و شايد تمام اساتيد، روشن نبودن هدف تحصیلات براي دانشجويانمان مي باشد که واقعا هيچ انگيزه اي در آنها ايجاد نمي شود که به درس و بحث بپردازند . دانشجو تحصیل مي کند و فارغ التحصیل مي شود ولي بيکار می ماند. یکی از دغدغه بزرگ هر استادی این است که درسي را که مي دهد، در واقع نتيجه آن را نمي بيند. دانشجو در اين رشته فارغ التحصیل شده، ولی در بازار کار، يک رشته و يا کار بسيار دور از آن رشته تحصیلي يا نامناسب را بايد انتخاب کند و يا بايد بيکار بماند.

در ادامه بریده‌ای از گفت و گوی دکتربزرگ نیا استاد آمار دانشگاه فردوسی مشهد و بزرگترین نوه آیت‌اله آقا نجفی قوچانی که در یکی از روزنامه های کثیرالانتشار به چاپ رسید را می خوانید؛
- محل زندگي چقدر در بزرگ شدن دكتر بزرگ نيا تاثير داشته ؟

شاید نوه آقا نجفی قوچانی بودن دلیل علاقه من به کتاب و درس شد. از همان کودکی بحثهای علمی در خانه ما جریان داشت حتی وقتی به دلیل سن کم از حضورم در جلسه خودداری می‏کردند پشت در می‏ایستادم تا بشنوم و یاد بگیرم. وقتی به سن مجاز رسیدم شرکت در این جلاست جزء علایقم بود و همیشه هم مورد تشویق قرار می‏گرفتم.

- با هم محله ای ها هم درس می خواندید؟

بله خیلی اوقات با هم درس می خوندیم. حتی زمانی که بنده دیپلم داشتم دانشجویانی که می خواستند لیسانس بگیرند با اینکه چند لیسانسه در قوچان حضور داشت به کلاس های من می آمدند و این خود به من انگیزه می داد. یکی از شناخته شده ترین همکلاسهایم، دکتر شريعتي بودند و با هم در کلاس شرعیات پدر ایشان حضور داشتیم.

باتوجه به اینکه پدربزرگ شما درس حوزه خواندند، خانواده اصراری برای ادامه راه ایشان نداشتند ؟

شرایط آن زمان و سیاست تجددمحورانه رضاشاه و سخت‌گیری‌هایش به روحانی‌ها، موجب می‌شد که تحصیل در این رشته سخت شود. حوزۀ علمیه‏‌ای که پدربزرگم در آن تدریس می‏‌کرد، به دو قسمت تقسیم شد و نام دبستان مهرداد گرفت. پوشیدن لباس روحانیت نیازمند به مجوز شد و در قوچان تنها کسی که اجازه پوشیدن آن را یافت آقانجفی بودند و دیگران باید کلاه پهلوی و بعدتر کلاه فرنگی به سر می‌گذاشتند؛ همین محدودیت‌ها باعث شده بود که کمتر از خانه خارج شویم.


می‌دانم زمانی که پدربزرگتان فوت کرد شما کوچک بودید؛ خاطره‌ای از ایشان به یاد دارید؟

از ایشان خاطره‌‏ای به یاد ندارم اما پدرم که دامادشان بوده، برایم نقل می‏‌کردند که «آن زمان تحصیل‌کرده‌ها و اهل کتاب مورد احترام همه مردم نبودند و برخی، آن‌ها را قبول نداشتند. یک بار خرکاری (کسی که با چهارپای خود محصولات کشاورزی را از باغ و مزرعه به شهر می‏‌آورد) داشت بار الاغ خود را از درِ خانه رد می‏‌کرد و به‌دلیل کوچکی در، بار حیوان کج شده بود. آقانجفی هم از سر خیرخواهی سعی کردند که بار را راست کنند اما چون ناشی بودند، بار الاغ از آن طرف به زمین افتاد. این امر باعث عصبانیت فرد خرکار شد و به ایشان گفت فکر کردی که این هم مثل اوراد ملّایی است که آسان باشد؟ این کار خرکاری است و کار آسانی نیست! این را به یاد داشته باش و به کاری که در آن مهارت نداری وارد نشو.»

22

ارسال نظر