گندم و بنزين مهمتر هستند يا خبر و تحليل؟
اگر يك روز در كشور بنزين يا برق توليد نشود يا كمتر از ميزان نياز توليد شود همه به دست و پا ميافتند تا به هر طريقي شده آن را توليد يا وارد كنند.
به گزارش مشهد فوری ، ثبات و امنيت يك جامعه امروزي را ميتوان از خلال شاخصهايي سنجيد. يكي از اين شاخصها كارآيي رسانههاي رسمي و داخلي آن جامعه در انتقال اخبار صحيح و پذيرش آن از سوي مردم است. اگر يك روز در كشور بنزين يا برق توليد نشود يا كمتر از ميزان نياز توليد شود همه به دست و پا ميافتند تا به هر طريقي شده آن را توليد يا وارد كنند.
وابستگي در مواد غذايي به عنوان يك شاخص منفي شناخته ميشود و سياست خودبسندگي مواد غذايي يا گندم با هزينههاي بالا را توصيه ميکنند. ولي هنگامي كه به خبر و تحليل ميرسيم، انگار نه انگار كه جامعه نيازمند اين كالا و خدمت است و به سادگي و ارزاني هرچه تمامتر ميتوان آن را در داخل كشور توليد و عرضه كرد ولي به علل گوناگون مبتذلترين و بدليترين خبر و تحليل را توليد و ميخواهيم به خورد مردم دهيم.
خبر و تحليلي كه با خوردن آن حتماً هرچه در هاضمه خود دارند بالا ميآورند. در نتيجه مردم براي تأمين اين نياز خود به سوي دستفروشان يا همان شبكههاي اجتماعي و نيز واردات آلوده و قاچاق از خارج روي ميآورند. امروز هيچ چيزي به اندازه وابستگي كامل به تحليل و خبر غيررسمي، ثبات و پايداري جامعه ما را تهديد نميكند.
جالب اينجاست رسانهاي كه اخبار و تحليلهاي توليدي آن به لحاظ كيفي در مقايسه با كيفيت خودروها از ژيان هم پايينتر است و توليد اخبار آن مفت هم گران است، در رسانه خود مشغول نقد ساير توليدات كشور است كه هرچند كيفيت آنها قابل نقد است، ولي نه از سوي رسانهاي كه بدترين و بيكيفيتترين توليدات را عرضه ميكند.
در هفتههاي گذشته چند حادثه رخ داد كه به وضوح نشاندهنده نهايت ناتواني رسانههاي داخلي در انجام وظيفه اطلاعرساني و نیز تأمين نياز خبري و تحليلي مردم بود. قضيه اعتراضات خیابانی، سپس سفر درماني آقاي هاشمي شاهرودي به آلمان، و بالاخره تصادف تأسفبار نفتكش سوچي و كشته شدن تعدادي از ملوانان كشور سه تجربه متوالي بود كه ناكارآمدي رسانههاي داخلي را بيش از پيش اثبات كرد. در این میان آنچه که جايگزين اين رسانهها شد، نه توطئه استكبار بود و نه هيچ ديگر، فقط ناتواني از توليد خبر صحيح و قابل اعتماد و رفع نياز و عطش مردم به اينگونه خبرها بود، كه مردم را به سوي استفاده از ساير رسانهها سوق داد.
چرا رسانههاي داخلي دچار اين وضع خطير شدهاند؟ در يك كلام و در كليت ماجرا، فقدان استقلال آنها ريشه تمام مشكلات است. اخيراً يكي از ناظران به درستي گفته بود كه صداوسيما براي مسئولين برنامه ميسازد و نه براي مردم. در واقع هر خبر و برنامهاي كه در آنجا توليد و پخش ميشود، عموماً با اين ملاك قابل ارزيابي است كه مقامات ذيربط چقدر از آن بدشان يا خوششان ميآيد. يك تلفن يك صاحبمقام، براي تهيهكننده و پخشكننده هزار بار بااهميتتر از آن است كه صدها هزار نفر از مردم نظر دهند.
این وضع معلول عدم استقلال حرفهای نهاد رسانه است. كارآيي نهادها در جامعه مدرن مشروط و منوط به استقلال نسبي آنها از يكديگر است. نه فقط استقلال از قدرت، بلكه استقلال نسبي از ساير نهادها هم مهم است. اين روزها بحث درباره بودجه نهادهاي ديني به موضوعي مورد اختلاف تبديل شده است.
ولي طرفداران اختصاص بودجه براي نهادهاي ديني چندان توجهي نميكنند كه اين بودجهها گوهر گرانبهاي نهاد ديني را كه استقلال از نهاد حكومت است، از ميان ميبرد. چنين نهادي تبديل به دنباله نهاد حكومت و سياست ميشود و به خدمت آن در ميآيد. خدمت نه به معناي مثبت، بلكه به معناي تابع و در خدمت منافع قدرت بودن خواهد شد. نكته جالب اينكه تجربه تاريخي ما نيز اين را ثابت ميكند. نهاد دين زماني قوي و اثرگذار است كه مستقل از نهاد قدرت و سياست باشد.
آيا نهاد دين امروز قويتر است يا در سال 1356 و 1357؟ كدام عقل سليمي است كه مقايسه اين دو موقعيت را با فاصله زياد به نفع گذشته تشخيص ندهد. نه تنها در ايران، بلكه در عراق نيز اين وضع را شاهديم كه استقلال اين نهاد از قدرت سياسي، موجب تقويت و قدرتمندي آن شده است. ولي جالبترين نكته اين است كه استقلال اين نهاد موجب افزايش منابع مالي آن نيز هست. مقايسه كنيد مبالغ پرداختي از سوي آيتالله سيستاني را با ساير مراجع. اين دو قابل مقايسه با یکدیگر نيستند.
مهمتر از همه اينكه در ساختاري كه استقلال نهاد دين حفظ شود، افرادي در سلسلهمراتب آن قرار ميگيرند كه براساس صلاحيتها دروني اين نهاد رشد ميكنند و به خدمت آرمانها و اهداف آن در ميآيند. و موجب اثرگذاری این نهاد میشود. پيش از انقلاب انتشار چند نشريه محدود مذهبي، نه تنها سودآوري بالايي داشت، بلكه دهها هزار نفر آبونمان بودند، امروز با زور انواع و اقسام رانتها و بودجههاي دولت ي، تيراژهاي محدود دارند كه آن نيز معلوم نيست خوانده شود!
گندم و بنزين مهمتر هستند يا خبر و تحليل؟
چنین پرداختهایی به این نهادها ریشه درختان هزار ساله را نيز خشك خواهد كرد.
به طور كامل همين اتفاق در رسانه افتاده است. رسانهها كه در دنياي امروز سودآور هستند در ايران تبديل شدهاند به چاه ويل پولخوري، و هرچه بيشتر بودجه و مديريت حكومتي به آن تزريق شود، ناكارآمدتر و مخربتر ميشود. اين نهاد فاقد حداقلي از استقلال است. تأكيد ميشود استقلال آن صفر یا نزدیک به صفر است. بنابراين قادر به ايفاي نقش رسانهاي نيست، بلكه تبديل به بوق سياسي شده است به همين دليل در شرايط خاص منفعل و ناكارآمد است. اين رسانه به طور معمول به صورت ابزاري براي روابط عمومي نهادها عمل ميكند.
روابط عموميها هرچه درباره بيماري فلان مقام بگويند، همان را بازتاب ميدهد. بعد انتظار دارند مردم باور کنند. خبرنگاران مربوط در حد رباطهاي اوليهاي هستند كه چند سوال را ضبط كرده و از مقام مربوط ميپرسد. اندک رسانههایي هم كه استقلال دارند، دايره مانور و تحرك ندارند و در برابر كوچكترين مطالب منتشر شده بايد پاسخگو باشند. البته پاسخگويي خوب است ولي هنگامي كه براساس ضابطه و قانون و نه زور صورت گيرد.
خلاصه مطلب اينكه خودبسندگي در توليد و ارايه تحليل و خبر در مقايسه با توليد گندم و بنزين و...، نه تنها بسيار ارزان است، بلكه بسيار هم ضروريتر است و نياز حفظ استقلال كشور است، استقلال كشور با واردات گندم و بنزين در خطر قرار نميگيرد. استقلال كشور با وابستگي صد درصدي خبر و تحليل است كه در خطر جدي قرار گرفته است.
اين كار جز از طريق استقلال نهاد رسانه و ضابطهمند شدن رفتار با آنها امكانپذير نخواهد شد. كساني كه استقلال اين نهادها را نقض ميكنند و برخوردهاي فراقانوني با آنها را انجام ميدهند، بيشترين ضربه را به استقلال كشور و نيز ثبات و پايداري آن وارد ميكنند
24
ارسال نظر