واکنش زنان در برابر مزاحمتهای خیابانی چگونه است؟
خانمها اگر نگوییم هر روز، هر چندوقت یکبار درمعرض متلک قرار میگیرند؛ انگارکه متلکگویی برای عدهای تبدیل به عرف و عادت شده، درحالیکه «جرم» است.
به گزارش مشهد فوری ، خانمها اگر نگوییم هر روز، هر چندوقت یکبار درمعرض متلک قرار میگیرند؛ انگارکه متلکگویی برای عدهای تبدیل به عرف و عادت شده، درحالیکه «جرم» است.
البته واکنش زنان هم متفاوت است؛ یکی سرش را پایین میاندازد، هیچ نمیگوید و فقط قدمهایش را تندتر میکند، دیگری سعی میکند با نگاه خشمگین و ناسزاگویی، مزاحم را از خود دور کند و در مواردی اندک هم مشاهده شده که کار به ضربوشتم رسیده است.
یکی دیگر، مسیر شلوغتر را برای ادامه مسیر انتخاب میکند تا درصورت لزوم از صاحب مغازهها کمک بخواهد. البته بیشتر زنان و دختران، سکوت و بیمحلی را ترجیح میدهند؛ زیرا به گفته خودشان حس میکنند هر واکنش آنها، تشویق مزاحم برای کِشدادن متلکهاست. ناگفته نماند که عده کمی از دختران و زنان هم از متلکپرانی حس بدی پیدا نمیکنند و در واکنش، با مزاحمان، طوری رفتار میکنند که تمایل خود را به آنها نشان دهند.
به گفته شهلا اعزازی، مدیرگروه مطالعات زنان انجمن جامعهشناسی ایران، برخی پژوهشها نشان میدهد که ٧۵ تا ٩٨درصد از زنان مورد آزار خیابانی قرار گرفتهاند. این یعنی مزاحمت خیابانی برای زنان کم نیست؛ البته آمار میزان آزارهای خیابانی برای زنان چندان دقیق نیست.
اگر برای چند دقیقه در پیادهرو یا یکی از پارکهای شهر بنشینی یا قدم بزنی، با هر تیپ، قیافه و سن و سالی، بالاخره متلک را ازسوی بعضی مردان و پسران میشنوی. به قول معروف دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد. تنها تفاوتش هم در جنسِ متلکهاست. مانتویی یا چادری باشی یک جور، عینکی یک جور، قد کوتاه یا قد بلند یک جور و هزاران مورد دیگر که مزاحمان آن را دستمایه متلکپرانی یا آزار بانوان قرار میدهند. البته در سالهای اخیر برخی آقایان نیز درمعرض متلکپرانی بعضی زنان قرار گرفتهاند که این امر هم مصداق مزاحمت است، اما تعداد آن اندک بوده و بیشترین موج مزاحمتها بهسوی زنان و دختران است.
چادریام، اما باز هم مزاحمم میشوند
خیلیها میگویند اگر بدحجاب نباشی، مزاحمتی هم در کار نیست، اما مریم چادری است و میگوید: چندوقت پیش برای رفتن به یک شرکت مجبور بودم بخشی از مسیر را پیاده بروم. صبح زود بود و پرنده هم پر نمیزد؛ فقط ماشینها با سرعت از بزرگراه عبور میکردند. چنددقیقهای غیر از صدای عبور خودروها و قدمهای خودم چیزی نمیشنیدم تا اینکه متوجه شدم مردی در حاشیه خیابان با نگاههایش مرا تعقیب میکند.
قدمهایم را تندتر کردم. فکرِ اینکه اگر این مرد مزاحمتی برایم ایجاد کند، صدایم به جایی نمیرسد، تپش قلبم را تندتر کرد. ترسم وقتی دوبرابر شد که آن مرد از حاشیه خیابان به پیادهرو آمد و متلکگویی را شروع کرد. درختهای حاشیه بزرگراه هم به قدری بلند و درهمتنیده بود که خودروها بهسختی میتوانستند پیادهرو را ببینند. هرقدر تندتر قدم برمیداشتم، فاصله بین من و آن مرد زیاد نمیشد. تصمیم گرفتم مسیرم را کج کنم و با وجود خطر عبور خودروها، از حاشیه بزرگراه، باقی مسیر را ادامه دهم. درست تا نزدیکی شرکت، آن مرد من را دنبال و با متلکهای مختلف سعی کرد که ارتباطی برقرار کند. وقتی به شرکت رسیدم، تمام تنم میلرزید.
تعقیب با خودرو، رایجترین مزاحمت
متلکپرانی، تنها یک نوع از مزاحمت است که بهصورت کلامی دامنگیر زنان میشود، اما آزارهای فیزیکی مانند تنهزدن، ترساندن زنان با موتورسیکلت یا بوقزدن، تعقیبکردن با خودرو و حتی نگاههای هرزهای که برخی اوقات به زنان میشود را میتوان از مصادیق آزار و مزاحمت دانست. به گفته شیوا دولت آبادی، رئیس هیئتمدیره انجمن روانشناسی ایران، تعقیبشدن با ماشین، از رایجترین نمودهای آزار خیابانی است.
مزاحمت میتواند طرز نشستن یک مرد درکنار یک زن در ایستگاه اتوبوس، تاکسی و حتی یک جلسه باشد؛ یعنی همان وقتی که یک زن مجبور میشود خودش را جمعوجور کند یا کیفش را بین خود و آن مرد قرار بدهد تا مانعاز برخورد فیزیکی ناشیاز طرز نشستن او با خودش شود. فائزه، دانشجوست و تجربه آزاردیدن را دارد. او میگوید: برای کلاس آزمایشگاه تا بعدازظهر دانشگاه مانده بودم و درست زمانیکه اذان گفتند به ایستگاه اتوبوس رسیدم. رانندههای اتوبوس درحال خوردن افطار بودند و درِ اتوبوسها بسته بود. باید منتظر میماندم.
پسری در ایستگاه نشسته بود که در تمام مدت به من چشم دوخته بود. یکیدوباری شمارهاش را روی کاغذ نوشت و جلوی پایم انداخت. توجهی نکردم و سوار اتوبوس شدم. آن پسر هم دقیقا سوار همان اتوبوس شد و صندلیای را انتخاب کرد که دقیقا رو به قسمت بانوان بود. در طول مسیر، سنگینی نگاهش را روی خودم حس میکردم.
از ترس اینکه دنبالم بیاید، یک ایستگاه جلوتر از منزلمان پیاده شدم، اما باز هم دنبال من آمد. بعداز افطار بود و خیابانها و کوچهها خلوت. هرقدر تندتر میرفتم فایدهای نداشت. اگر بلایی سر من میآورد، هیچکس نبود کمکم کند. بهناچار زنگ یکی از خانهها را زدم و ماجرا را گفتم. صاحبخانه، خانمی بود که در را برایم باز کرد. چنددقیقهای آنجا ماندم و بعد راهی منزلمان شدم.
اولین تجربه تلخِ مزاحمت
الهه، دختر جوانی است که از اولین تجربهاش در زمانیکه کسی مزاحمش شده است، میگوید: بار اولی که این اتفاق افتاد، کمسنوسال بودم. شاید اواخر دبستان یا اول راهنمایی. زمانیکه در یکی از مجتمعهای بزرگ مشهد از طبقات بالا داشتم به پایین نگاه میکردم، ناگهان حس کردم دستی از پشت، مرا لمس کرد.
بهسرعت برگشتم و مردی را دیدم که این کار را کرده بود. چند قدم که دورتر شد، برگشت و با لبخندی، پاسخ نگاه پر از ترس و خشم من را داد. آن روز سریع خودم را به مادرم رساندم و از ترس دیگر از کنارش تکان نخوردم، اما هنوز و با گذشت حدود ١٠سال از این ماجرا از یادآوری آن اذیت می شوم و ترسی که آن روز تجربه کردم، دوباره وجودم را دربرمیگیرد.
خانم میانسالی که چادری است، میگوید: یک بار زمانیکه هوا تاریک شده بود، قصد داشتم به منزل مادرم بروم. در کوچه، کسی غیر از من نبود و بههمیندلیل سریعتر حرکت میکردم. ماشینی وارد کوچه شد. کنار رفتم تا مسیر حرکت ماشین باز باشد، اما وقتی به من نزدیک شد، راننده دستش را از ماشین بیرون آورد و سعی داشت مرا اذیت کند. بهسرعت خودم را کنار کشیدم و با کیف به دست و صورت او زدم و همزمان با صدای بلند کمک خواستم. فرد مزاحم هم از ترس آمدن همسایهها فرار کرد.
افزایش ۶ درصدی مزاحمتهای خیابانی در سال٩۶
سرهنگ اکبر آقابیگی، فرمانده انتظامی مشهد، در پاسخ به شهرآرا درباره مزاحمتهای خیابانی میگوید: طی سال٩۶ نسبتبه ٩۵، دستگیری در حوزه مزاحمتهای خیابانی در مشهد حدود ۶درصد افزایش یافته است که نشان از افزایش مزاحمتها و فعالیت نیروهای پلیس دارد.
وی میافزاید: ساعت ٨ تا ٩صبح و ١١ تا ١۴ظهر امنترین زمان بوده و کمترین مزاحمت در این ساعات گزارش شده است. بیشترین مزاحمتها نیز در ساعت ١٧ تا ٢٣ انجام میشود. از لحاظ سنی، کسانی که ایجاد مزاحمت کردهاند بین ١٧ تا ۶٠ سال داشتهاند، اما بیشترین فراوانی افراد مزاحم، بین سنین ١٧ تا ٣٢سال بوده است.
شهرآرا
24
ارسال نظر