یک دختر، انگیزه قاتلان میدان تلویزیون مشهد!
پنج متهم دستگیر شده در پرونده «گانگسترهای کینهای» در مقابل فرمانده انتظامی خراسانرضوی از انگیزه خود برای این اتفاق گفتند.
به گزارش مشهد فوری ، در حاشیه برگزاری نشست خبری سردار کریمی، فرمانده انتظامی خراسانرضوی، پنج متهم دستگیر شده در پرونده «گانگسترهای کینهای» به محل برگزاری این نشست هدایت شدند و آنچه در این پرونده رخ داده بود را توضیح دادند.
مهدی متهم اصلی پرونده:
من زدم و کشتم دیگر از این بالاتر چه بگویم. من عقده داشتم، زدم و کشتم. کلا با این جاهلها لجم و میزنم میکشم. الان هم ببینم میکشم.
چه کسی گفت او را بکشید؟
هیچکس نگفت، اصلا به خونخواهی برادرم بلند شدم و کشتمش.
برادرت کیست؟
شهاب برادرم است. من اصلا با اینها لج بودم و چون پررو بودند زدم و کشتمشان.
شهاب برادرت است؟
شهاب دوستم است و چون داداش شهاب
را کشته بودند و میدیدم دولت کاری نمیکند، من خودم اقدام کردم.
شهاب متهم دیگر پرونده
من یک درددلی با متهم اصلی کردم و گفتم که داداشم را کشتهاند و دولت هیچ کاری برای ما نمیکند.
برادرت چطور کشته شد؟
توی درگیری کشته شده بود. (اشاره به پرونده قتل در چهارراه امامیه)
درگیری آنها سر چه بود؟
سر یک دختر بود.
بعد چه شد؟
آمدم پیش رفیقم (مهدی متهم اصلی پرونده) صحبت کردم. او هم یک روز آمد جای ما و گفت برویم یک کاری بکنیم، به او گفتم من میخواهم یک کاری بکنم که قاتل داداشم را بگیرم. او گفت: میگیریمش. آن روز با خودرو یکی از بچهها آمدیم مشهد، گفتند برویم تا جایی کار داریم که بعد فهمیدم رفتهاند میدان تلویزیون، من از هیچ چیزی خبر نداشتم. رفیقم را زور کرده است
که خودرو را نگه دارد.
قبل از حادثه کجا بودید؟
ما سه روز قبل حادثه در خرمشهر بودیم که اینها آمدند. شب حادثه با هم آمدیم مشهد.
مقتولان را از کجا پیدا کردید؟
آنها را می شناختیم، مرتضی(یکی دیگر از متهمان دستگیر شده) آنها را پیدا کرد.
راننده پراید کی بود؟
ماشین مال میلاد بود که خریده بود. خودش هم پشت فرمان بود.
مگر برای قتل برادرت پرونده در دادسرا نداشتید؟ پیگیری نکردید این پرونده را؟
پرونده داشتیم، ولی اصلا پیگیری نکردیم. قاتل توی مشهد دور میزد شاید خودم ١٠بار دیدمش، ولی پیگیری نمیشد.
به همین خاطر به مهدی مأموریت دادی تا او را بکشد؟
من به کسی مأموریت ندادم.
مهدی را از کجا میشناختی؟
با او در قوچان کار میکردم و نگهبان شنشویی بودیم. از قدیم میشناختمش.
میلاد راننده پراید١١١
من راننده پراید بودم. با مهدی (متهم اصلی) رفتیم مرتضی یکی از دوستان آقا شهاب را برداشتیم و آمدیم سمت پلیس آگاهی. همینطور دور میزدیم که مرتضی را دور میدان پیاده کردیم. او میخواست آمار قاتل را به دست بیاورد و قرار بود آنها را تعقیب کنیم. مرتضی که پیاده شد به من گفت سریع دور بزن و رفتیم جای ماشین (مقتولان) که دور میدان پارک بود. مهدی اسلحه را از توی ساک درآورد و گذاشت روی سر من و گفت: نگه دار. وایستادم که گفت بگیر عقب، من به حرفش گوش نکردم. من را وادار کرد که دنده عقب بگیرم. وقتی میخواست پیاده شود گفت اگر حرکت کنی سمت تو تیراندازی میکنم. من هم ترسیدم و ایستادم، او پیاده شد.
مهدی چکار کرد؟
من ندیدم چه اتفاقی افتاد.
مگر میشود در فاصله دو متری نفهمی چه شده است؟
مهدی تیراندازی کرد
و دو نفر را کشت.
دوباره سوار ماشین شد؟
بله سوار شد و اسلحه را گذاشت روی سرم و گفت حرکت کن. رفتیم سمت
جاده قدیم.
توی این مدت کجا بودی؟
توی شهر بودم و جایی نرفتم.
چندسالهای؟ سابقه هم داری؟ ازدواج کردهای؟
من ٢۵سالهام و ازدواج نکردهام. هیچ سابقهای هم ندارم.
حمید یکی دیگر از متهمان
من یک سوئیتی در خیابان امام خمینی دستم بود. یک روز شهاب از خرمشهر به من زنگ زد و گفت یکی دو مهمان دارم و پرسید آنها میتوانند چند روزی بیایند پیش من؟ گفتم بیایند. دو روز پیش من بودند و صبح حادثه ساعت ٨:٠٠صبح همه آمدیم بیرون. من و شهاب با پژو ٢٠٧بودیم و مهدی و میلاد هم با پراید ١١١بودند. رفتیم سمت صیاد که مرتضی را سوار کردیم.
من با شهاب دنبال کارهایم رفتم. به محضر و خشکشویی و چند جای دیگر که کار داشتم. ساعت دو یا سه بعدازظهر بود که رفتیم سمت تهران از قبل قرار بود با شهاب برویم مسافرت. دو روز تهران و دو روز هم در چالوس بودیم و بعد برگشتیم.
از کجا متوجه حادثه شدی کی بهت گفت؟
از صحبتهای میلاد متوجه شدم. بعد از چند روز آمد پیش ما و گفت با مهدی بودهام و دور میدان تلویزیون داشتیم دور میزدیم که مهدی گفت دور میدان نگه دارم. پیاده شده و با اسلحه حسن (یکی از مقتولان) و کشته است.یکی دیگر را در خودروشان به رگبار بسته است.
24
عجب