نخستین شعار «مرگ بر شاه» در مراسم مشهدیها برای تشییع شیخ احمد کافی
تشییع پیکر «مرحوم کافی» از آن جهت نقطه عطف مبارزات مشهد قلمداد میشود که در این مراسم، مردم ظلمستیز مشهد، بغض فروخفته خود را شکستند و برای اولین بار شعار «مرگ بر شاه» و «درود بر خمینی» را با تمام وجود فریاد زدند.
به گزارش مشهد فوری ، مشهد بهعلت اینکه همواره خاستگاه نخبگان سیاسی و مبارزاتی بوده، بیش از هر جای دیگر بختک خفقان حکومت پهلوی را بر سینه خود احساس کرده بود، اما دقیقا همان موقع که رژیم فاسد پهلوی سعی در خاموشکردن «مرحوم کافی» یکی از واعظان مشهور و انقلابی مشهدی داشت، شمارش معکوس سرنگونی خود را رقم میزد و پایان نورفشانی وی، آغازی میشود بر شعلهور شدن هیمنه پوشالی پهلوی!
شیخ آشوبگر

محسن کافی فرزند مرحوم کافی که در زمان مرگ پدر نوجوانی ۱۵ ساله بوده، اظهار میکند: مرحوم پدرم بهخاطر سخنرانیهای روشنگرانه و انتقادیش نسبت بهحکومت، از سال ۴۱ بیش از ۴۰ بار توسط ساواک دستگیر و حتی در سال ۵۴ بهاتهام حمایت از خانواده زندانیان سیاسی بهمدت ۳ سال بهایلام تبعید شد، اما با میانجیگری علمای عظام مانند آیتالله خوانساری این مدت بهیک سال تقلیل یافت.
وی ادامه میدهد: حدود یک هزار سند بر علیه پدرم در ساواک موجود بوده و صراحتا در این اسناد از وی با عنوان «شیخ آشوبگر» یاد شده است.
کارنامه درخشان واعظ شهیر مشهدی
طبق اسناد و شواهد موجود، حسن کافی (برادر مرحوم کافی و مدیر مهدیه تهران )، تاسیس بیش از ۳۶ مهدیه در شهرهای مختلف ایران بهمنظور پررنگ نمودن فرهنگ مهدویت، برگزاری منبرهای روشنگرانه، زیرپوشش قرار دادن 5 هزار خانواده نیازمند بهخصوص خانواده زندانیان سیاسی و انجام سایر امور خیریه مانند ساخت مساجد و درمانگاهها همه و همه جزو کارنامه زندگی ۴۲ ساله مرحوم کافی است که در نیمه شعبان سال ۵۷ شمسی بهطرز مشکوکی بسته میشود، اما از آنجا که مرگ پایان کبوتر نیست، کشته شدن این روحانی و واعظ انقلابی نیز آغاز یک روشنگری و زمینهساز علنی شدن فعالیتهای ضد رژیم پهلوی در مشهد میشود.
علت سفر اجباری
مرحوم کافی در 30 تیرماه سال ۵۷ که مصادف با نیمه شعبان است در یک حادثه رانندگی بهقتل میرسد که حواشی مربوط بهاین واقعه زمینهساز اتفاقات مهمی بهخصوص در مشهد میشود، برادر مرحوم کافی که از شاهدان عینی ماجرا است بیان میکند: اگرچه شروع فعالیتهای سیاسی مرحوم کافی از سالها قبل از کشته شدنش آغاز میشود، اما نقطه عطف مبارزات وی از اردیبهشت سال ۵۷ یعنی حدود دو ماه قبل از مرگ وی رقم میخورد. در اردیبهشت ۵۷ که مصادف با شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) بود، برادرم سخنرانی پرشوری کرد و در آن سخنرانی صراحتا نام حضرت امام(ره) را روی منبر بیان و از ایشان تجلیل کرد که همین ماجرا سبب خشم بیش از پیش رژیم و احضار برادرم بهساواک شد.
حسن کافی ادامه میدهد: ۳۰ تیر ماه همان سال مصادف شد با نیمه شعبان و امام راحل از نجف اعلام کردند، امسال بهخاطر چهلم شهدای تبریز این میلاد بزرگ را جشن نمیگیریم و چراغانی نمیکنیم، صبح روز پنجشنبه ۲۹ تیرماه، منوچهر ازغندی رئیس کلانتری ۱۲ برادرم را احضار و از ۸ صبح تا ۱۲ ظهر بهخاطر این تصمیم نسبت بهایشان و حضرت امام هتاکی و فحاشی میکند و در نهایت پیشنهاد میدهد یا برادرم کلید مهدیه را بهآنها بدهد تا خودشان آنجا را چراغانی کنند، یا طبق رسم هر سال خودش این کار را انجام دهد یا بهمشهد سفر کند که برادرم در آن شرایط مجبورا و تحت فشار، سفر بهمشهد را انتخاب میکند.
آغاز آخرین سفر
ادامه ماجرا را از زبان خانم طاهره موسوی شاهرودی همسر مرحوم کافی میشنویم، با پرسوجو آدرس منزل را در محله قدیمی شهید هاشمی نژاد پیدا میکنم و پس از هماهنگی، ساعتی را در منزل این بانوی صبور و مهربان مهمان می شوم .
وی برایمان شرح میدهد که ظهر روز پنجشنبه ۲۹ تیرماه آقای کافی بهمنزل آمدند و خواست برای سفر مشهد مهیا شویم، بنابراین همان روز بهسمت مشهد حرکت کردیم، راننده با سرعت بالایی حرکت میکرد و هر چقدر مرحوم همسرم بهاو تذکر میداد، بیفایده بود.
لوازم داخل خودرو هم بوی ماده بیهوشی اتر میداد و یک حالت رخوت و خواب آلودگی بر ما غالب بود، بعد از توقف کوتاهی که در شیروان برای اقامه نماز صبح داشتیم، مجدد بهراه افتادیم، من در خواب بودم که این اتفاق رخ داد، با یک کامیون ارتشی تصادف شدیدی کردیم، شدت تصادف در حدی بود که موتور خودرو چندین متر آن طرفتر پرتاب شده بود و من و بچهها که دچار مشکلات و جراحات زیادی شده بودیم بهبیمارستانی در قوچان منتقل میشویم، اما از همسرم بیاطلاع بودم، غافل از اینکه وی را بهبیمارستان ارتش منتقل کرده بودند و گویا در راه بیمارستان بهقتل میرسد.
تشییع جنازهای که تیر خلاص رژیم پهلوی شد
یکشنبه اول مرداد 1357 در حافظه مردم مشهد یادآور و سرآغاز شکلگیری اعتراض همگانی علیه حکومت پهلوی است، در این روز ناگهان تشییعکنندگان مرحوم حاج احمد کافی با شعارهایی علیه حکومت پهلوی فضای خفقان را شکسته و پس از آن مبارزات مردمی شکل نمایانتری بهخود گرفت.
حسن کافی در این رابطه میگوید: در تشییع پیکر برادرم مردم مشهد که مخالف رژیم ستمشاهی بودند برای اولین بار شعار «مرگ بر شاه» و «درود بر خمینی» را بهصورت دستهجمعی و یکپارچه سر دادند.
در روز تشییع جنازه در مشهد طرح انتظاماتی بهعمل میآید و ساواک استان بهدنبال فوت مرحوم احمد کافی و انجام تظاهرات ضدرژیم در آن شهر، در خصوص تقویت نیروی پلیس مشهد از شهربانی خراسان درخواست کمک میکند.
مأموران با پرتاب نارنجک، گاز اشکآور از زمین و هوا بهوسیله هلی کوپتر و نیز تیراندازی هوایی سعی میکنند، مردم را متفرق سازند.
در نهایت بعد از درگیریهای زیاد بین مردم و مزدوران رژیم، مأموران موفق میشوند جنازه را از حرم بیرون برده و بهدستور «ولیان» استاندار منفور خراسان همراه برادران مرحوم کافی، بهتهران منتقل میکنند.
تشییع جنازه یا کارناوال مرگ؟
در حالی که پیکر مرحوم کافی بهوسیله نیروهای ساواک بهتهران منتقل شده و برادران داغدار وی پیگیر دفن وی هستند، در مشهد اما روز اول مرداد، همزمان با مجلس ترحیم مرحوم حاج شیخ احمد کافی در مسجد حوض لقمان، یک بمب آتشزا در کنار مجسمه رضاشاه در میدان نزدیک بهاین مسجد موسوم بهمیدان مجسمه (میدان شهدای فعلی) توسط مأموران آتشنشانی کشف شد و در همین روز ناهید اسدی ( اولین بانوی شهید مشهدی)، که پیشاپیش بهدلیل فعالیتهای انقلابی مورد تهدید زمانیپور رئیس شهربانی قرار گرفته بود، در تظاهرات مردمی که در این روز در خیابان طبرسی بهوجود آمد، توسط رئیس شهربانی مورد اصابت دو گلوله از ناحیه سینه و بازو قرار گرفت و شهید شد.
انتشار حوادث روز تشییع مرحوم کافی سبب میشود که روز پنجم مرداد، گروه بازرسان شاهنشاهی برای بررسی تعداد شهدا و مجروحان بهمشهد بیایند، آنها در این روز همراه ولیان، استاندار خراسان و فرمانده لشکر 77 خراسان و رئیس شهربانیهای استان و رئیس سازمان امنیت مشهد با آیتالله سیدعبدالله شیرازی دیدار میکنند تا بلکه بتوانند با مکر وحیله بر اوضاع ملتهب مشهد مسلط شوند.
دفن شبانه واعظ شهیر در محاصره ساواک
پیکر مرحوم کافی بعد از انتقال بهتهران توسط نیروهای ساواک، در فرودگاه تهران نیز مخفیانه و در محافظت گارد پلیس و کماندوها بهپزشکی قانونی منتقل میشود.
نیروهای پلیس بهجمعیت چند هزار نفری که در فرودگاه منتظر جنازه بودند، اعلام میکنند که جنازه تحویل پزشکی قانونی شده و در فرودگاه نیست.
خانواده داغدار مرحوم کافی درخواست میکنند، جنازه را تا صبح جمعه در سردخانه نگهدارند تا طبق وصیت آن مرحوم در مهدیه در جوار جنازه دعای ندبه خوانده شود، اما نیروهای امنیتی چنین اجازهای بهآنها نمیدهند که مبادا موجب گردهم آمدن مشتاقان مرحوم کافی و در نهایت، آشوب یا تظاهرات شود.
مجددا پیکر مرحوم کافی با ۳۸ نفر نیروی مسلح ساواک بهسمت مشهد میآید و در آنجا حضور انبوه جمعیت منتظر در فرودگاه ماموران ساواک را متعجب میکند، غافل از اینکه برادر مرحوم کافی بهطور پنهانی و بهبهانه سرویس بهداشتی از فرودگاه تهران با اقوام در مشهد تماس گرفته و موضوع را بهآنها اطلاع داده است.
جنازه پس از انتقال بهمشهد با حضور تعداد انگشتشماری از اقوام و انبوه نیروهای پلیس و ساواک بهقبرستان خواجهربیع منتقل و در همان جا شبانه بهخاک سپرده میشود، چراکه ولیان بهخاطر کینه دیرینهای که از مرحوم کافی بهخاطر سخنرانیهای افشاگرانهاش دارد، اجازه دفن در حرم را نمیدهد.
راز تصادف مشکوک

حالا بعد از گذشت ۴۰ سال از کشته شدن مرحوم کافی، همچنان این سوال باقی است که آیا ساواک مستقیما در این تصادف نقش داشته یا خیر؟ محسن کافی فرزند مرحوم در این باره میگوید: اگرچه در ساختگی بودن آن تصادف شکی نیست، اما مدارک و شواهد مستندی درباره این مطلب در دست نیست، چراکه برای هیچ قتلی در ساواک، دستور کتبی صادر نمیشده است، اما مصادیقی مانند اعترافات کسانی که اول انقلاب دستگیر و اعدام شدند این باور را تقویت میکند. اینکه چرا در بین زخمیهای این حادثه فقط مرحوم کافی با آمبولانس بهبیمارستان ارتش منتقل میشود و سایر زخمیها بهحال خود رها میشوند؟!
حسن کافی برادر مرحوم کافی نیز بهاعتراف دونفر از شکنجه گران ساواک قبل از اعدام استناد و اظهار میکند: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، دو نفر از شکنجه گران را دستگیر و دادگاهی کردند و من توانستم با اصرار و پیگیریهای زیاد یک روز قبل از اعدام با یکی از آنها در زندان قصر ملاقات کنم، وی بهمن گفت: روز شنبه ۳۱ تیرماه حسینزاده و منصور ازغندی (دونفر از مقامات ارشد ساواک) وارد زندان قصر شدند و در جریان گفتوگو باهم، گفتند، کار کافی را تمام کردیم.
وی ادامه داد: طبق گفته آن دو شکنجهگر که فردای آن روز اعدام شدند، برادرم را در آمبولانسی که وی را از صحنه تصادف بهبیمارستان ارتش منتقل میکرده، بهقتل رساندهاند.
قتل مرحوم کافی، چنان انقلابی در مردم پدید آورد که پس از مدتها سکوت، سکون و آرامش ظاهری که بهدوران رکود و کندی انقلاب معروف است، سرآغاز اولین حرکتها، جنبوجوشها و مخالفتهای علنی مردم و تظاهرات گسترده مردمی علیه رژیم منفور پهلوی در تهران و مشهد و دیگر شهرهای ایران شد، این، یک حقیقت انکارناپذیر است که آحاد مردم ایران بهخصوص مشهد بهآن اذعان دارند./ فارس
27
ارسال نظر