درس گرفتن از عاشورا، مستلزم فهم درست راز حرکت امام حسین(ع) است
یک پژوهشگر تاریخ و سیره اهلبیت(ع) گفت: طبیعی است اگر بخواهیم امروزه از قیام عاشورا درس بگیریم، باید راز عاشورا، انگیزه قیام امام حسین(ع) و چرایی برگزاری مجالس و مراسمات را بفهمیم .
به گزارش مشهد فوری ، سید علیرضا واسعی در خصوص چگونگی درس گرفتن از عاشورا در جامعه امروز اظهار کرد: اینکه ما چه درسی میتوانیم از عاشورا یا حرکت امام حسین(ع) بگیریم بستگی به نوع نگاه ما به این پدیده دارد؛ فردی که با اعتقاد غیرشیعی به مقوله قیام امام حسین(ع) مینگرد، چه بسا درسهایی از آن میگیرد؛ اما وقتی کسی با رویکرد و منظر شیعی میپردازد، درسهای دیگری میتواند اتخاذ کند.
وی ادامه داد: جدای از درس آزادگی و خدامحوری که سرفصل آموزههای عاشورا است، به صورت کلی در دو حوزه فردی و اجتماعی و متناسب با نیازهای امروزی میتوانیم درسهایی از حرکت امام حسین(ع) بگیریم؛ در حوزه فردی من سه درس بزرگ را برجستهتر میبینم یا در نسبت با ضرورتهای زمانه قابل دفاعتر می بینم: یکی بحث ایثارگری است؛ به این معنا که انسان اخلاق ایثار، ازخودگذشتگی و خود ندیدن پیدا کند.
واقعه عاشورا و حرکت امام این درس را نه فقط به جامعه شیعی، بلکه به جامعه انسانی هم میدهد؛ البته اقدام و حرکتی که امام در عرصه سیاست دارد، کلان است و در عرصههای خرد هم میتوان این را مدنظر قرار داد. از خود گذشتگی فضیلتی بزرگ در انسان و لازمه زیست انسان در جامعه است. این درس در جامعه امروز ما که با پدیده و مشکل جدی اقتصاد ی و تا حدی با کمبود پارهای از نیازمندیها مواجهیم بیش از پیش باید مورد توجه قرار گیرد.
این پژوهشگر تاریخ تصریح کرد: واقعیت این است که ما به آموختن این درس نیاز داریم تا به جای خود دیدن، به نفع خویش عمل کردن و تنها منافع خود را مدنظر قراردادن، اندکی دیگری را ببینیم، اندکی از خود بگذریم و خیلی به منافع خودمان نیندیشیم؛ لذا شاید در حوزه فردی بحث ایثارگری یا پیدا کردن روحیه ایثارگری یکی از درسهای بزرگ و مهم حرکت امام حسین(ع) باشد؛ البته این روحیه در شخصیت امام، به حد اعلای خود تجلی داشته و آن حضرت به گذشتن از جان خود روی کرده بود که ما در سطح نازل آن می توانیم به آن عمل کنیم؛ یعنی گذشت از دستهای از امور مادی و تعلقات ابتدایی. مقوله دیگر شجاعت است؛ اینکه انسان اهل مواجهه با پدیدهها، اعم از سیاسی، فرهنگی و اجتماعی باشد و از ترس و واهمه بپرهیزد. این هم نکته مهمی است که از زندگی و حرکت امام حسین(ع) میتوانیم بیاموزیم.
واسعی تاکید کرد: امروزه ما با این پدیده و مشکل مواجهیم که از زندگی و حتی از خودمان، آینده و مسائل دیگر ترس داریم. طبیعتا شجاعت، آموزه و درس دیگری است که میتوان از امام آموخت. امام بهرغم همه محدودیتها و فشارهای پیرامونی، بیآن که ترسی به دل راه دهد پای در مسیر پر خطر نهاد و نشان داد زیستن معنای دیگری هم می تواند داشته باشد. درس سوم که احساس میکنم خیلی نیاز به توجه دارد، بحث حقمداری و پرهیز از باطل است؛ اینکه انسان واقعا به دنبال حق و حقیقت باشد و از باطل و امور غیرحق پرهیز داشته باشد، از درسهای محوری عاشورا و مسئلهای است که امروزه به شدت به آن نیازمندیم. امام در جاهای مختلفی بر این مقوله تاکید ورزیده و میفرماید در جامعهای که به حق عمل نمیشود، محل زیستن نیست، چنانکه حاکم شایسته باید به ویژگی حق مداری آراسته باشد؛ البته در این خصلت، صداقت هم نهفته است، انسان وارسته باید روحیه راستگویی داشته و از کذب و دورویی به دور باشد. صراحت لهجهی امام در بیان حقایق و ارائه تصویری از اوضاع حاکم و حاکمیت را میتوانیم در این حوزه ارزیابی کنیم.
وی افزود: در حوزه اجتماعی هم چند درس مهم قابل شمارش است. یکی مقوله امربه معروف و نهیاز منکر در بستر درست خودش است؛ امام در موقعیتهای مختلفی به مخاطبان خود القا میکردند که من برای قدرت، مقام، پست، شورش و بر هم زدن یا ساختار شکنی و ... حرف نمیزنم یا حرکت نکردهام؛ بلکه غرض اصلی و هدف کانونی من این است که بتوانم امربهمعروف و نهیاز منکر کنم به همان نحوی که پیامبر(ص) به عنوان جد من و حضرت علی(ع) به عنوان پدر من اقدام کرده بودند. امام به صراحت می گوید: «ارید ان آمُر بِالمعروف و اَنهی عَن المُنکر».
دانشیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی اضافه کرد: امروزه امربهمعروف و نهیازمنکر در جامعه ما به هر دلیلی از حوزه کارکرد خود خارج شده و تا سخن از آن به میان میآید، ذهنها روی یک دسته رفتارهای خرد و سطحی اجتماعی به ویژه آن چه مربوط به زنان و جوانان است، مثل نحوه آرایش و چگونگی پوشش یا رفتارهای جوانان معطوف می شود، درحالیکه در ادبیات اسلامی، به ویژه در سیره عملی امام حسین(ع)، این اصل اساسی اسلامی در جایگاه خودش استفاده میشده و مراد از آن مواجهه با خودکامه و خودکامگی بوده است. امام به صراحت میگوید که فردی چون من با ویژگیهای بیان شده با فردی چون یزید که مهم ترین مشخصهاش خودکامگی و عدم پایبندی به قوانین، اعم از الهی یا اجتماعی بوده، همپیمان نخواهد شد؛ بدینگونه آن جناب میکوشید تا جامعه را به سوی صلاح و اصلاح کشاند و به تاکید میفرمود من جز دغدغه اصلاح در جامعه انسانی غرض دیگری ندارم. به زعم بنده این اصلاح که وظیفه همه پیشوایان دینی بوده و اساسا کار ویژه آنان به شمار میآمده، به مقوله رابطه حکومت با مردم مرتبط بوده است و طبعا این درس باید در زندگی امروزیان مورد توجه قرار گیرد.
واسعی عنوان کرد: آموزه دومی که در حوزه اجتماعی میتوانیم از امام بیاموزیم، مقوله مبارزه با ستم و عدالتخواهی است؛ لذا وقتی شاخصههای یک امیر، حاکم و متصدی جامعه انسانی را بیان میکند، میفرماید که باید کسی باشد که عادل باشد، با ستم درآویزد و هرگز با آنها کنار نیاید که این خیلی مهم است؛ البته ستم و ظلم عرصههای فراوانی دارد و منظور بنده عرصه اجتماعی و سیاسی است. کسی که مدعی حسینی بودن است، طبیعتا نمیتواند پذیرای ستم در جامعه باشد یا عدالتجو، عدالتخواه و مدافع عدالت نباشد؛ البته اینکه ظلم و عدالت چیست، خود پدیدهای است که انسان آگاه از آن اطلاع پیدا میکند؛ لذا شاید این ادعا مقرون به واقع باشد که در این عرصه امام حسین(ع) برای انسانهای آگاه، نخبه و به اصطلاح کنونی روشنفکر میتواند الگو باشد؛ نه برای انسانهای عوام، کماندیش و جاهل.
وی در تکمیل سخنان خود اظهار کرد: چگونه انسانی می تواند مدعی پیروی از امام یا ائمه باشد؛ اما ظلمپذیر بوده یا در مقابل ستم سکوت کند؟ اساسا دل دادگی به مشی و منش پیشوایان که با عنوان شیعه شناخته شده، با بیعدالتی و ستم نمیسازد.
واسعی در ادامه به درس سوم اشاره کرد و مسئله بحث خدمت به امت اسلامی و انسانی را برجستهسازی کرد و گفت: به هر حال انسان در جامعهای که زندگی میکند، وظیفه خدمترسانی و رسیدگی به دیگران را دارد؛ یعنی صرفا نباید به خویشتن بیاندیشد. این آموزه در امتداد روحیه ایثارگری است. خدمت به دیگران در هر سطح و شکلی، از وظایف اصلی انسان اجتماعی است و نمیتوان جامعهپذیری بدون رسیدگی و توجه به دیگران را پذیرفت. این خدمت البته سطوحی دارد که بالاترین سطح آن در زندگی امام بروز داشته و سطوح دیگر در زندگی دیگر آدمیان می تواند متجلی شود. بزرگترین خدمت آن است که به تعبیر قرآن، غل و زنجیر بردگی و بندگی دیگران را از گردن آدمیان برداریم و امام برای رسیدن به چنین هدفی از جان خویش گذر کرد. به نظرم اینها مهمترین آموزهها و درسهایی است که میتوانیم از امام حسین(ع) و از عاشورایی که پدید آمده و واقعه کربلا بگیریم؛ البته طبیعی است که درس ها منحصر در این موارد نمیشود.
عضو گروه علوم تاریخی شورای تحول علوم انسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی بیان کرد: من در ضمن بیان آموزهها به نحوی خواستم به مشکلات اخلاقی و اجتماعی جامعه هم اشاره کنم. علاوه بر اینها به دو مشکل بسیار جدی در جامعه هم باید توجه بدهم؛ دو مشکل داخلی که امروزه دست به گریبان جامعه ایران شده و سخت جامعه را میآزارد، یکی مقوله یأس و ناامیدی است و دیگر عدم احساس عدم امنیت. مراد از یأس این است که انسان آینده مشخص و روشنی را برای خود نبیند و پیش روی او مبهم باشد، مانند انسانی که در شب سیاهی گام برمیدارد و نمیداند واقعا به کدام سوی میرود و احساس ناامنی آن است که فرد نمیداند در کجا ایستاده و آیا زیرپایش محکم است یا خیر؛ البته در زدودن این دو مشکل، بیش از همه حاکمان جامعه باید از امام درس بگیرند و بکوشند با عنایت به ارزش انسانها، امید و امنیت را برای همگان ایجاد کنند.
واسعی گفت: به نظرم امام با حرکتی که داشت و مبارزهای که آغاز کرد، به ما این فهم را و این نگاه را میدهد که زندگی صرفا نفس کشیدن، خوردن و خوابیدن نیست؛ بلکه باید بزرگوارانه و آزاد و به دور از ذلت و خواری زیست. امام در موقعیتهای مختلفی بحث رجحان مرگ با عزت بر زندگی ذلیلانه را بیان میکند، «هَیهات مِنالذلّه» و «الموتُ اولی مِن رَکوبِ العار» یا میفرماید مرگی که بخواهد انسان را از زشتی برهاند بهتر است و یا اینکه میفرماید من به عنوان یک انسان مومن و متوکل، مرگ را جز عزت و سعادت نمیدانم و چنین مرگی را بهتر از یک زندگی همراه با ذلت میدانم.
وی ادامه داد: این بیانات و کلامها معنای جدیدی را به شیعه القا میکند که میگوید: انسان تو صرفا در ظرف محدود مادیات نباید تعریف شوی و اگر اینگونه باشد، یأس و عدم امنیت در تو ایجاد میشود. امام در ادبیات خودشان در مورد احساس ناامنی میگویند که تو به عنوان انسان جایگاهت را خودت میسازی و نه اینکه دیگری بخواهد به تو بدهد؛ کافی است به عنوان یک انسان متعالی و یک موجود والا بدانی چه مسئولیت و مأموریت بزرگی بر دوش تو نهاده شده است؛ اگر این را بفهمی، دیگر پایگاه خودت را سست نخواهی دید یا احساس عدم امنیت نمیکنی؛ هر چند حاکمان جامعه در انجام وظیفه خویش کوتاهی کنند.
این پژوهشگر تاریخ عنوان کرد: بدیهی است چنین بهره گیریهایی با فرض درک درست حرکت امام قابل دستیابی است والّا با تبیینها و تفسیرهای غلطی که از حرکت و قیام امام حسین (ع) ارائه میشود، باید منتظر چیزهای دیگری بود.
وی در توضیح این مسئله گفت: مرحوم شهید صدر تعبیری در مورد امام حسین(ع) دارد که خیلی مهم است. وی میگوید امام حسین(ع) گر چه در ظاهر توسط دشمن ان زمان خودش کشته شده؛ اما دو دسته دیگر در قتل آن جناب اثرگذار بودهاند؛ یک دسته افرادی که میکوشند تا حضور تاریخی امام را از بین برده و به گونههایی مانع توجه و پرداختن دیگران به آن حضرت شوند.
واسعی افزود: دسته دیگر که از همه مهمترند، کسانیاند که این واقعه را در سطح بسیار بسیار نازل ارزیابی می کنند و عملا به تحریف محتوایی آن دست میزنند و فلسفه عاشورا را بیمعنا میسازند؛ به این معنا که ادعا میکنند امام حسین(ع) میبایست کشته شود تا زمینه و وسیلهای برای من شیعه شود تا از این طریق بتوانم به شفاعت دست پیدا کنم یا بتوانم به پاکی گناه راه بیابم یا قیام امام برای این بوده که گناه من بخشوده شود و طبعا اینان بیشتر بر عنصر گریه و عزا پافشاری دارند و همه دغدغهشان گریاندن مخاطبان به هر طریقی است. به نظر میرسد این افراد بیش از دیگران در قتل امام نقشآفرینی دارند؛ چون اینان نه تنها مایه تحریف حرکت امام می شوند، بلکه منطق امامت را مخدوش میسازند.
وی در پایان تصریح کرد: طبیعی است اگر بخواهیم امروزه از اقدام امام درس بگیریم باید عاشورا، حرکت امام، مجالس و مراسم امام حسین(ع) را بازخوانی و باز فهم کنیم. باید همه آن چه در قالب آیینهای عاشورایی در حال انجام است را از دست افراد سودجو، کماندیش و کسانی که به فهمی از تاریخ قیام و چیستی مقام امام و فلسفه امامت، فلسفه عاشورا و فلسفه سیاست در تفکر شیعی دست نیافتهاند، خارج کرد که البته میدانم کاری بسیار سخت، بلکه ناشدنی است. اگر چنین کاری صورت گیرد، آنگاه میتوان سخن از درسآموزی به میان آورد. با وضعیتی که هماکنون وجود دارد و عملا تریبون معرفی امام و نقشآفرینی ایشان در دست مدعیانی که حداقل اطلاع از امام حسین(ع)، واقعه کربلا و جریان حاکمیت زمانه ندارند و بیشتر به منافع شخصی خود میاندیشند و به گونهای امام و واقعه را نشان میدهند که بتوانند مردم را به سوی سکون، رکود و همراهی عاطفی صرف بکشانند، دیگر نمیتوان از درس و آموزه متعالی سخن گفت. هماکنون آنچه به عنوان مجالس عزا برای امام برگزار میشود، بیشتر با این رویکرد انتفاعی یا سیاسی است و بسیار خطرناک است.
دانشیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی خاطرنشان کرد: انسان اگر درسی از زندگی امام بیاموزد، تمام زندگیاش را به صلاح و اصلاح سپری خواهد کرد و علت اینکه چنین تغییری در رفتار این دست از افراد نمیبینیم، این است که اینها درسی از قیام نمیگیرند؛ بلکه صرفا آن هیجانات عاطفی است که آنها را به مجالس میکشاند و محرک این هیجانات هم تریبوندارهایی هستند که سوگمندانه گرمکن مراسم بزرگداشت مقام امام حسین(ع) شدند.
منبع: ایسنا
160
ارسال نظر