شناسه خبر: ۸۲۳۱۵
لینک کوتاه کپی شد

بررسی کارنامه سراسر مبارزه شهید عبدالکریم هاشمی‌نژاد

«جوانمرد فاضل» لقب شهید سیدعبدالکریم هاشمی‌نژاد است. مردی که یکی از ستون‌های اتکای پیروزی انقلاب در مشهد بود و از دوران نوجوانی تا زمان شهادت، طریق و شیوه هدایت را در پیش گرفت.

بررسی کارنامه سراسر مبارزه شهید عبدالکریم هاشمی‌نژاد

به گزارش مشهد فوری ، «جوانمرد فاضل» لقب شهید سیدعبدالکریم هاشمی‌نژاد است. مردی که یکی از ستون‌های اتکای پیروزی انقلاب در مشهد بود و از دوران نوجوانی تا زمان شهادت، طریق و شیوه هدایت را در پیش گرفت.

اودر رکاب امام‌خمینی(ره) بود و در راه انقلاب طی طریق و در این راه جان شیرینش را اهدا کرد. به بهانه سالروز شهادت این شهید گران‌قدر، کارنامه زندگی شهیدهاشمی‌نژاد را مرور می‌کنیم.

تأسیس کانون بحث و انتقادهای دینی

زمانی‌که پهلوی اول، رضاشاه به تبعید رفت، مشخصات سجلی عبدالکریم هاشمی‌نژاد، ١٠سالگی را نشان می‌داد. او در همان سال‌ها بود که شیفته علوم دینی شد و در سال‌های نوجوانی و جوانی از محضر استادانی همچون آیت‌ا... کوهستانی، آیت‌ا... بروجردی و امام‌خمینی(ره) در قم بهره برد. او بیش‌از ١٠سال در حوزه علمیه به تحصیل و تحقیق پرداخت و از دیگر استادان او می‌توان به شهیدمحراب، آیت‌ا... صدوقی، سیدرضا صدر و آیت‌ا...مجاهدی اشاره کرد.

شهید‌هاشمی‌نژاد پس‌از ازدواج نیز از مطالعه و پژوهش غافل نماند و در ‌٢٧سالگی به درجه اجتهاد رسید. بعد‌از آن به مشهد بازگشت و در همان سال‌ها و در سفرهای تبلیغی که انجام می‌داد، با همراهی سیدحسن ابطحی، «کانون بحث و انتقادهای دینی» را تأسیس کرد.

این اقدام سبب شد دفاع از قلمرو دین و فرهنگ اسلامی از حالت یک‌جانبه و تدریس و تبلیغ منبری در سطح عامه خارج شود و جنبه مباحثه و انتقاد در سؤال و جواب به خود بگیرد. کانون ٢شعبه داشت که یکی قبل از ظهر روز جمعه و دیگری بعد‌از‌ظهر همان روز در محل‌های مختلف تشکیل می‌شد. در گزارش‌های ساواک که سال‌۴٩ درباره این مرکز تهیه شده بود، این‌گونه آمده است: «به‌طور‌کلی وظیفه کانون در‌مورد پاسخ به سؤالات بهانه است، ‌بلکه مرکز فعالیت مضر سیاسی و ضد‌رژیم است.» اگر‌چه کانون بیشتر به موضوعات دینی، اجتماعی، ‌اخلاقی، علمی و تاریخی می‌پرداخت، مسائل سیاسی روز هم ازقبیل اسرائیل غاصب، آمریکا، جنایت‌های رژیم وابسته و... در کمال شجاعت و هوشیاری و با تحلیل‌های دقیق و روشنگرانه سید شهید مورد بحث قرار می‌گرفت و این همان بود که ساواک آن را «فعالیت مضره» نامیده بود. این کانون بعد از ٨‌سال فعالیت ازسوی ساواک در سال‌١٣۵٠ تعطیل شد.

آغاز سفرهای تبلیغی از دهه ۴٠

شهید‌هاشمی‌نژاد از ابتدای دهه‌۴٠ بود که جلسات تبلیغی را به‌طور جدی آغاز کرد و برای این مهم سفرهای بسیار انجام داد. با‌این‌حال ساواک همواره به‌طور آشکار و مخفی او را تحت تعقیب قرار می‌داد، به‌گونه‌ای که بسیاری از پرونده‌سازی‌های ساواک درباره وی به سفرهای تبلیغی او اختصاص یافته بود.

هم‌زمان با دستگیری امام‌خمینی(ره) او نیز در ١۵خرداد دستگیر شد. او در ایام عاشورای هر سال در تهران به منبر می‌رفت. چند روز قبل‌از ١۵‌خرداد، در مسجد مروی، هیئت یزدی‌ها، بازار سرای ملاعلی و هیئت حسینی تهران به منبر رفته و سخنرانی‌های پرشوری علیه رژیم و در افشاگری و تحلیل ماهیت «اصلاحات شاه»، «تساوی حقوق زنان و مردان»، «وجود سانسور» و «کشتار طلاب مدرسه فیضیه» در دوم فروردین۴٢ و... ایراد کرده بود. در گزارش ساواک تهران درباره سخنرانی او آمده است: «در ساعت ٢٠:٣٠ الی ٢١:٣٠ لیله ١٠خرداد۴٢ آقای هاشمی‌نژاد واعظ در مسجد مروی نسبت‌به دولت حمله و اظهار کرد: ما امنیت نداریم. نسبت به کار یهودی‌ها و بهائی‌ها رسیدگی می‌شود ولی راجع‌به مدرسه فیضیه قم رسیدگی نمی‌کنند. مأموران دولت عده‌ای از طلاب را کشته و مضروب کرده‌اند، ولی دستگاه دادگستری می‌گوید ما آن‌ها را نمی‌شناسیم.... چرا دولت نمی‌رود تا دولت دیگر که به درد مردم برسد جای او را بگیرد؟ دستگاه ظالم یزید هم زیاد خودمختاری کرد، ولی یک روز سرنگون شد، چرا تیشه به ریشه اسلام می‌زنند؟...» فردای آن شب نیز در همان مسجد، ضمن دعا، نابودی دشمن ان روحانیت را از‌خدا‌خواسته و ذلت و خواری آن‌ها را طلب کرده بود.

پس‌از جریان ١۵‌خرداد‌١٣۴٢، برای سفرهای تبلیغی محرم و صفر و رمضان، به شهرهای نیشابور، شهرری‌، چالوس و‌... می‌رفت و با طرح مسائل جدید، ‌به سؤالات و مشکلات علمی و اجتماعی مردم پاسخ می‌گفت و اذهان آن‌ها را درباره حکومت وقت، روشنی می‌بخشید. بعد‌از مدتی دستگیر شد، اما بعد‌از آزادی رویه سخنرانی‌های خود را که این بار در مشهد ممنوع شده بود، در شهرستان‌ها ادامه داد. با این‌حال بعد‌از مدتی نیز در سراسر ایران ممنوع‌المنبر شد.

او در یکی از جلسات مخفیانه در منزل خود که به‌مناسبت سالگرد قیام ١۵‌خرداد برگزار شد، سخنان کوبنده‌ای ایراد کرد، به‌گونه‌ای که پس‌از این سخنرانی، جمعیت حاضر در منزل وی در مشهد اقدام به راهپیمایی علیه رژیم شاه کردند. همین مسئله منجر به هجوم ساواک و دستگیری وی و هم‌رزمش آیت‌ا... واعظ طبسی شد. سخنرانی درباره بی‌بند‌و‌باری زنان در مسجد فیل مشهد در سال‌۴٢ و در ایام فاطمیه، سخنرانی‌های متعدد درباره وضعیت و عقب‌ماندگی کشور و معرفی رژیم طاغوت به بهانه اختلال در امنیت کشور، از‌جمله سخنرانی‌های شاخص این شهید گران‌قدر است. از وی، رهبر معظم انقلاب و آیت‌ا... واعظ طبسی همواره به‌عنوان ٣رکن انقلاب در خراسان یاد می‌شود. در روزهای اوج انقلاب در سال‌۵۶ بود که امام‌خمینی(ره) طی نامه‌ای از نقش سازنده وی در جریان انقلاب تمجید کردند.

مبارزه با گروه‌های التقاطی بعد از انقلاب

پس‌از بازگشت پیروزمندانه حضرت امام‌خمینی‌(ره) به ایران در ١٢‌بهمن‌١٣۵٧، شهید‌هاشمی‌نژاد از مشهد به تهران آمد و به قصد زیارت حضرت امام به‌سوی مدرسه علوی شتافت. در ٢٢‌بهمن، فرصت‌طلبان قصد تعرض به پادگان و لشکر‌٧٧ خراسان برای جمع‌آوری اسلحه را داشتند. شهید‌هاشمی‌نژاد در حفظ نظم شهر و حفظ پادگان نقش بسزایی داشت. او به‌اتفاق آقای واعظ طبسی توانستند پادگان مشهد و پادگان لشکر٧٧ را از دستبرد افراد فرصت‌طلب دور نگه‌ دارند و سلاح‌ها را حفظ کنند.

پیروزی انقلاب، تمام راه‌رفته نهضت خمینی کبیر(ره) نبود؛ زیرا گروه‌های التقاطی و معاند زیادی بعد‌از پیروزی نهضت، سعی در ایجاد انحراف در مسیر آن داشتند و امثال شهید‌هاشمی‌نژاد این‌بار در نقشی جدید، وظیفه مبارزه کلامی و ایدئولوژیک با این گروهک‌ها را عهده‌دار شدند. وی علاوه‌بر افشاگری‌های گسترده درباره ماهیت مارکسیست‌ها و منافقین کوردل، نخستین کسی بود که درباره انجمن حجتیه و جریان فکری و خطرناک تحجر به افشاگری پرداخت تا اینکه در صبح روز هفتم مهرماه سال‌۶٠ در دفتر حزب جمهوری اسلامی با انفجار نارنجک یکی از منافقان به شهادت رسید و پیکرش در دارالزهد حرم رضوی به خاک سپرده شد.

شرح شهادت از زبان محافظ شهید

به روز شهادت عبدالکریم هاشمی‌نژاد می‌رسیم؛ روزی که اسماعیل روح‌بخش، محافظ این شهید گران‌قدر در‌باره آن چنین گفت: آن روز من با چند نفر از دوستان دیگر همراه ایشان بودیم. آن ایام مصادف با زمانی بود که آیت‌ا... خامنه‌ای نامزد ریاست‌جمهوری شده بودند و تبلیغات تقریبا شروع شده بود. آقای هاشمی‌نژاد صبح‌های یکشنبه ساعت‌۷ کلاس درس داشتند و حتی اگر ٧،٨نفر هم حاضر می‌شدند، ایشان کلاس را تعطیل نمی‌کردند و همیشه می‌گفتند حتی اگر فقط یک نفر هم سر کلاس بیاید، کلاس را تشکیل خواهیم داد. معمولا صبحانه را بعد‌از کلاس درس می‌خورد و بعد به‌همراه وی برای رسیدگی به دیگر امور به جاهای دیگر می‌رفتیم؛ مثلا بعد‌از کلاس به دفتر حزب یا دفتر تبلیغات سر می‌زدند. همان ایام هم در مسجد حاج‌فرهاد در کوچه مخابرات، «شرح لمعه» درس می‌دادند. آن روز حاج‌آقا بعد‌از تمام‌شدن کلاس، طبق برنامه همیشگی بیرون نیامدند تا به جاهای دیگر بروند، بلکه به اتاق کارشان رفتند و من را برای برخی موارد صدا می‌کردند. قرار بود برای سفری کاری بروم. کمی صحبت کردیم و بعد با هم از دفتر بیرون آمدیم. من جلو ایشان حرکت می‌کردم و ٢محافظ در ٢طرف ایشان بودند.

اتاقی زیر دفتر کار آقای هاشمی‌نژاد بود که از آن به عنوان انبار حزب استفاده می‌شد. به ایشان سفارش کرده بودیم در این اتاق دفتری تشکیل بدهند؛ چون اگر اتاق خالی می‌ماند امکان بمب‌گذاری وجود داشت. شهید‌قدوسی را هم با بمب‌گذاری در اتاقی که زیر دفتر کارش بود، به شهادت رسانده بودند. آن ایام نگهبان‌های حزب در راهرو می‌خوابیدند. شهید‌هاشمی‌نژاد آن اتاق را برای محل استراحت و استقرار نگهبان‌ها در نظر گرفت. آن روز هم با آن‌ها صحبت کرد و پرسید آیا جایشان راحت است یا خیر. زمانی که حاج‌آقا با مسئولان انتظامات مشغول صحبت بود، من به‌سمت موتور رفتم. وقتی دیدم ایشان معطل کردند،‌ خواستم موتور را روشن کنم و دوری بزنم. به محض اینکه موتور را روشن کردم، ناگهان صدایی از داخل ساختمان حزب به گوش رسید.

در لحظاتی که حاج‌آقا با نگهبانان در‌حال صحبت بود، آن جوان منافق، ضامن نارنجکی را که از قبل در پنبه‌ای در لباس زیر خود مخفی کرده‌ بود، کشید و حاج‌آقا را بغل کرد و ایشان را به شهادت رساند. فورا به‌سمت ساختمان و حزب دویدم تا ببینم چه اتفاقی برای حاج‌آقا افتاده است. وقتی وارد ساختمان شدم متوجه شدم که ایشان به شهادت رسیده‌است.

بعدها امیر یغمایی، معاون اطلاعات سازمان منافقین، در‌این‌باره اعلام کرد: طرح ترور به‌دست جلال و شهاب، ٢تن از اعضای سازمان ریخته شده بود. در طرح بنا بر این بود که کل کلاسی را که هاشمی‌نژاد در آن تدریس می‌کرد بزنند، ولی بعد متوجه شدند هادی علویان (قاتل شهید‌هاشمی‌نژاد) لو رفته است. گفتند چون آقای طبسی در حال حاضر در مکه است و هاشمی‌نژاد فرد اول مشهد است، اگر او را ترور کنیم، کمر سیستم و رژیم در مشهد می‌شکند. به همین دلیل، نارنجکی به هادی علویان که در دکه کتاب‌فروشی صحن حرم کار می‌کرد، دادند و قرار شد به بهانه خرید کتاب و پوستر به حزب برود و در دستشویی حزب ضامن نارنجک را باز کند و موقع خروج هاشمی‌نژاد از کلاس او را بکشد.

آثار شهید هاشمی‌نژاد

«مناظره دکتر و پیر»، «درسی که حسین(ع) به انسان‌ها آموخت»، «مسائل عصر ما»، «ولایت فقیه»، «رسالت انقلابی امام حسین(ع)»، «مبارزه با جهل و مادیت»، «مشکلات بزرگ نسل ما و مشکلات مذهبی روز»، از آثار به‌جا‌مانده از این شهید والامقام است.

160

ارسال نظر