مطهرنیا با اشاره به رای دیوان لاهه مطرح کرد؛
رفتار و کنش سیاسی آمریکا از منظر حقوقی زیر سوال رفت
یک تحلیلگر مسائل بینالملل گفت: دیوان بینالمللی لاهه به عنوان بالاترین دیوان بینالمللی در قضاوت، رای موقت خود را صادر کرده که پذیرندگان آن باید بر اساس اعتبار و حیثیتی که برای دیوان قائل هستند.
به گزارش مشهد فوری ، مهدی مطهرنیا در خصوص رای دیوان لاهه، اظهار داشت: آنچه در رای دیوان بینالمللی لاهه باید بدان توجه کرد، پیروزی ایران با استناد به پیمان مودت 1955 بین ایران و ایالات متحده آمریکا است.
وی افزود: در بحبوحه دهه پس از وقوع جنگ جهانی دوم، ایالات متحده آمریکا در پی گسترش ارتباط خود با رژیم پهلوی برآمد، بر اساس قرابت بیشتر آمریکا با ایران، مواد چهارگانه ترومن، ایجاد فضایی برای جلوگیری از نفوذ بیشتر انگلیس در ایران و ممانعت از نفوذ روس، روسها شکلی را به وجود آوردند که تحت عنوان پیمان مودت، ایران و آمریکا به هم نزدیکتر شدند و در دهههای بعد این مودت و همکاری میان آمریکا و ایران در حد اعلا، خود را به نمایش گذاشت.
مطهرنیا بیان کرد: انقلاب اسلامی در کنار ایجاد فضای برخورد با رژیم پهلوی در ایران، عامل پشتیبانیکننده محمدرضا پهلوی در رژیم سابق را ایالات متحده آمریکا میدانست و به پیروی از همین معنا بود که بر اساس تحلیل آن زمان، سفارت آمریکا در ایران مورد هجمه واقع شد و بعد از آن قطع روابط ایران و آمریکا و چهار دههای که اکنون پر از فراز و نشیبهای چالشبرانگیز است، به وجود آمد.
این استاد دانشگاه گفت: ایران در قالب مذاکرات 5 +1، برجام را به صحنه عمل آورد که برجام از منظر دولت ی و حکومتی در ایران مورد پذیرش قرار گرفت، اما با چالشهای جدی در تهران از سوی عناصر مطرح به عنوان دلواپسان واقع شد. آنها عهدنامه ترکمانچای را عنوان مناسبی برای برجام دانستند و سپس در این مسیر ما شاهد روی کار آمدن ترامپ و برخورد شدیدتر و پست نومحافظهکارانهتر از نومحافظهکاران موجود در ایران بودیم.
این تحلیلگر مسائل بینالملل اضافه کرد: خروج آمریکا از برجام میتوانست موجب سهولت خروج ایران از برجام بر اساس تفسیری باشد که برجام را یک حرکت نامبارک در جهت محدودسازی فعالیتهای هستهای و توانمندیهای ملی ایران میدانست اما ایران در برجام ماند و در این مورد به وسیله دیوان بینالمللی لاهه بر اساس عهدنامه مودت 1955 وارد عمل شد.
از منظر حقوقی ایران حرف صحیح را میزند
وی ادامه داد: این فرآیند از نظر سیاسی با چالشهای بسیار جدی روبهرو است و رفتار و کنش سیاسی ایران میتواند در افکار عمومی این پرسش را برانگیزد که ایرانی که عامل چالشبرانگیزی و مخالفت با سیاستهای آمریکا در ابعاد منطقهای و بینالمللی است، چگونه این موضوع را به عهدنامه مودت ارجاع میدهد؟ این ممکن است یک پرسش سیاسی باشد اما از منظر حقوقی این ایران است که حرف صحیح میزند و در عالم واقعیت سیاسی باید حرفهای صحیح و گزارههای صادق را پذیرفت.
مطهرنیا خاطرنشان کرد: گزاره صادق این است که دیوان بینالمللی لاهه به عنوان بالاترین دیوان بینالمللی در قضاوت درباره مسائل و بحرانهای بینالمللی، امروز رای موقت خود را صادر کرده که پذیرندگان آن باید بر اساس اعتبار و حیثیتی که برای دیوان قائل هستند، برای خویش نیز اعتبار و حیثیت قائل باشند و آن را بپذیرند، بنابراین در اینجا رفتار و کنش سیاسی ایالات متحده آمریکا از منظر حقوقی زیر سوال میرود.
این استاد دانشگاه عنوان کرد: ممکن است عنوان شود که دیوان بینالمللی لاهه دارای ضمانت اجرایی نیست، اگرچه مقبولیت و مشروعیت حقوقی دارد. پاسخ این است که ایالات متحده آمریکا به عنوان کنشگر دارای وزن مشخص در نظام بینالملل باید به نهادهای بینالمللی آن هم بالاترین نهاد حقوقی نظام بینالملل احترام بگذارد، از این رو خروج آمریکا از عهدنامه مودت از منظر سیاسی تفسیرپذیر است و تا حدودی میتوان آن را مورد بررسی قرار داد اما از منظر حقوقی، گریز از یک قاعده حقوقی و احترام به نهادها و سازمانهای بینالمللی از منظر رفتار و کنش سیاسی تلقی میشود.
این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: در پاسخ به این سوال که تا چه اندازه ایالات متحده آمریکا به این نکته عمل خواهد کرد، باید بیان کرد که امید چندانی به کنش سیاسی منطبق با آرای دیوان بینالمللی لاهه حداقل در میانمدت و درازمدت وجود ندارد.
وی خاطرنشان کرد: ممکن است در کوتاهمدت به واسطه گرفتن این رای مثبت، فضای رسانهای، تبلیغاتی و همچنین احتجاج حقوقی معناداری که برای رایزنی ایران فراهم میشود، اروپا بتواند در این فضای تنفسی همکاریهای خود با ایران را گسترش بیشتری ببخشد و شرکتهای بزرگ بینالمللی با آرامش بیشتری در جهت ترمیم، تاسیس و ارتباط معنادار با ایران گام بردارند. این موارد مواهب ناشی از این رای برای ایران است اما در مجموع و در درازمدت آنچه در صحنه سیاست سخن میگوید ارتباط قدرتی نه حقوقی است.
مطهرنیا با اشاره به اینکه آمریکای امروز بر اساس اندیشههای پست نومحافظهکارنه پیش میرود، تصریح کرد: این اندیشه معتقد به قدرت برتر آمریکا یا قدرت فرادستی آمریکا است، من ترامپ را نومحافظه کار نیز نمیخوانم و اندیشههای او بیشتر پست نومحافظهکارانه است که میتواند در درازمدت بر اساس قاعده بومرنگ، ضربات ناشی از پرتاب این بومرنگ بر سر خود ایالات متحده آمریکا در آینده فرود آید و آمریکا را با بحرانهای جدی در این زمینه روبهرو سازد اما اکنون این بازیگر دیوانه در چارچوب این اندیشه سیاسی بوده که بومرنگ را در دست دارد و در حال پرتاب کردن و باز گرفتن به سازمانها و نهادهای گوناگون بینالمللی است.
این استاد دانشگاه افزود: امروز او توانسته بالاترین میزان محبوبیت را از نظر ایجاد اشتغال و رشد اقتصاد ی در ایالات متحده آمریکا در بین روسای جمهور هم طراز خود به دست آورد اما در عرصه سیاست خارجی مردم آمریکا به دلیل همین حرکتها از وی چندان احساس رضایت نمیکنند و بالغ بر 45 درصد مردم آمریکا از رفتارهای او در حوزه سیاست خارجی ناراضی و نگران هستند .
این تحلیلگر مسائل بینالملل بیان کرد: او در حال حاضر در کاخ سفید رئیسجمهور قدرتمندترین کشور جهان بوده که به تنهایی 30 درصد از قدرت جهان را داراست و تلاش میکند تا بر اساس همان آمریکای قدرتمند جهانی زمینههای ایجاد وضعیتی را فراهم کند که آمریکا را به عنوان رهبر هژمونیک جهان بشناسد و سازمانهای بینالمللی از متن و بطن مسائل بینالمللی دور شده و به حاشیه رانده شوند.
ترامپ مهمترین محور را انجام ریسکهای بزرگ در زمانهای خطرناک میداند
وی خاطرنشان کرد: آمریکا میخواهد از قدرت کنونی خود در این زمینه بهره بردارد تا در ردههای دیگر، قدرتهای رقیب در این زمینه از آمریکا پیشی نگیرند. شاید بتوان این سیاست را یک سیاست بسیار ریسکپذیر و دارای نتایج سهمگین برای آمریکا دانست اما آمریکاییها به ویژه پست نومحافظهکاری مانند ترامپ در اندیشه کابویی خود مهمترین محور را انجام ریسکهای بزرگ در زمانهای خطرناک میداند.
مطهرنیا گفت: اندیشه پست نومحافظهکارانهای که بر ترامپ و تیم او حاکم است، اساسا نگرشی را دنبال میکند که در نومحافظهکاران نیز سابقه دارد. چندجانبهگرایی در آمریکای ترامپی قابل پذیرش نیست و او این معنا را در اندیشههای خود بدون توجه به تبعات آن در انتخابات میاندورهای ایالات متحده آمریکا یا پیامدهای آن در انتخابات 2020 ریاست جمهوری دنبال میکند زیرا معتقد است اگر بتواند باید این اندیشه را به گونهای در جامعه پی بگیرد که موجب بازگشت ایالات متحده به عصر طلایی خود در دهه 80 و 90 میلادی شود.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: ترامپ اکنون آن و بالاتر از آن را در چشمانداز حرکت خود مدنظر قرارد داده که ارزش ریسک کردن در انتخابات را نیز دارا است، اکنون نظرسنجیهای متفاوت نشان میدهد که در کنگره آمریکا و مجلس نمایندگان، امکان پیروزی نه چندان با فاصله دموکراتها از جمهوریخواهان وجود دارد اما مجلس سنا به احتمال زیاد جمهوریخواه باقی خواهد ماند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل تصریح کرد: ترامپ با افکار پست نومحافظهکارانه در این زمینه ریسک شکست در انتخابات میاندورهای مجلس نمایندگان را در جهت دستیابی به یک پیروزی بالاتر قبول کرده و رفتارها و کنشهای او و تیمش نیز نشاندهنده همین معنا است، در حالی که امید دارند بتوانند در فضای ناشی از مسائل بینالمللی و موفقیت در پرونده کرهشمالی و ونزوئلا زمینههای حفظ وضع موجود را برای خود در حدی دارا باشند که بتوانند کنترل اوضاع را بعد از انتخابات کنگره در دست خود داشته باشند.
وی با بیان اینکه عصبیت قدرت اگر به تعصب کنشهای سیاسی در صحنه عملی بینجامد، میتواند بسیاری از قدرتهای بزرگ را در وضعیت اضمحلال و شروع انحصار قرار دهد، عنوان کرد: از این جهت نگرانیهایی در باب رفتارها و کنشهای سیاسی ترامپ در عرصه بینالمللی میان اندیشمندان روشناندیش ایالات متحده آمریکا وجود دارد که این امر پنهانی نیست زیرا در چارچوب نظری در بین روشنفکران و محافل علمی ایالات متحده آمریکا مطرح است و گاه و بیگاه انعکاسهای سیاسی پیدا میکند. ترامپ به دنبال ایجاد یک حرکت مداوم برای به قدرت رساندن حد اعلای آمریکا در قالب هژمونی امنیتی و اقتصادی در جهان است.
منبع: ایسنا
160
ارسال نظر