روایت سیروس همتی از بدقولیهای برخی بازیگران
همتی که این روزها نمایش مزامزا را در ایرانشهر روی صحنه برده معتقد است در شرایط کنونی نمایشهایی با رویکرد انتقادی، اجتماعی بیش از هر چیزی مخاطب را راضی نگاه میدارد.
به گزارش مشهد فوری ، سیروس همتی پاییز خود را با اجرای نمایش «مزا مزا» در تماشاخانه ایرانشهر دنبال کرد. این اولین حضور همتی در ایرانشهر بود و شاید مهمترین فعالیت کارگردانی او در یک سالن بزرگ. او در گفتگوی مفصل از چرایی روی صحنه بردن نمایش جدیدش و از همه مهمتر تغییر در نگرش نوشتاریش گفته است:
به نظر میرسد که در کار جدید نگرش کلیتان را تغییر دادید. نمایشنامه با آثار پیشین متفاوت است. خیلی خوشحال می شوم که در این باره نظر شما را بدانم.
مسائل انتقادی و سیاسی و اجتماعی جای خالی است که مخاطب نیاز دارد
به شدت موافق هستم. اساساً بعد از نمایش صبح بخیر که در تئاتر شهر اجرا رفته بود احساس کردم که اینگونه نمایشنامهها ضمن اینکه دغدغه مردم است؛ ولی جواب نمیدهد. به چه معنا جواب نمیدهد!!؟ یکی بحث گیشه بود که جواب نداد و دیگری بحث مخاطب و بحث خود هنرمندان و دوستان بود که جواب نداد. این دغدغه من اساساً دغدغه اینها نیست و دغدغه مشترکی بین سایر دوستان هنری من نیست. لذا گفتم مسائل و انتقاد نسبت به شرایط موجود در قالب نمایشنامه میتواند خیلی مثمر ثمر باشد. تا نمایشنامه نیستان را نوشتم و به کسی ارائه نداده بودم، سریع چاپ شد. فقط به خاطر اینکه نمایشنامه امروزی است و بعضی وقتها خود طرف هم استقبال میکند و فکر میکنید که نیاز این جامعه و نیاز نوشتن و چاپ نشریه نیسان هم است. در حالی که نمایشهای دیگر را اگر به نیستان ارائه میدادم یک پروسه 6 ماهه طول میکشید. این پروژه کمتر از 3 ماه به طول انجامید. یاد دارم که اولین جملهای که شنیدم این بود که نمایشنامه امروزی است و مخاطبپسند است. این گفته عزیزانی است که در آنجا هستند و این مطالب را میخوانند و نظر میدهند.
بعد احساس کردم که در تئاتر شهر نمایشنامهخوانی بگذارم و نمایش فیشآباد را خواندم که در مورد فیشهای نجومی بود. بعد احساس کردم که این همه مخاطب جمع شده و من تا کنون این همه مخاطب نداشتم و وقتی دیدم که از نمایشنامهخوانی تئاتر شهر درآمد مالی دارم، فهمیدم که نقطه ضعف و جای خالی چیست که تماشا گر به آن نیاز دارد. دیدم که مسائل انتقادی و سیاسی و اجتماعی است. وقتی در نمایشخوانی مبلغ قابل توجهی به من برگشت داده شد با بیست درصد تخفیف، گفتم که این نمایشنامه را اجرا میکنم و آنجا آقایی به نام امیر نصیربیگی که از شانس خوب من نمایشخوانی را دیده بود و میخواست تالار سرو را افتتاح کند که الان یکی از تالارهای خوب کشور ماست، پیشنهاد این نمایشنامه را داد.
اولین نمایشنامهای که حمایت دولت ی به مفهوم قطعی کلمه پشت من بود و یک تهیهکننده دولتی داشت که اصطلاحاً روایت فنح میگویند. دیدم که قرار نبود بلیط فروخته شود و گفتند که سیاست ما معرفی این مکان است که میخواهیم با نمایش تو افتتاح شود. دو هفته گذشت که بخشنامه فروش بلیط را دادند. گفتن که فروش میرود و اجازه دهید پول کارکنان آن بیست درصد ما از این طریق در بیاید. حتی آن دوهفته آخر هم توانست که پیشپرداختی از همان درآمد نمایش فیشآباد ارائه شود.
فیش آباد پرمخاطبترین نمایش تماشاخانه سرو بود
منظورم این است همان چند کارمندی که در آنجا بودند را از لحاظ هزینه تأمین کرد. آن دو هفته خیلی فروش نداشت. البته با فروش 101 یک صندلی. احساس کردم اتفاق خیلی خوبی است و پشت سر هم در جایی که میگویند کنار سفارت آمریکا است کسی نمیآید؛ ولی وقتی موضوع نمایشنامه را میفهمند، میگویند من هستم اشکال ندارد و در بدترین جایی که به نظر خیلیها ممکن بود کسی نیاید، استقبال خوبی از فیشآباد شد. تا همین لحظه هم که با شما صحبت میکنم فیش آباد پرمخاطبترین نمایش تماشاخانه سرو بود.
این «ما هستیم» بازیگران حس بسیار خوبی برای من داشت
بعد دیدم که عجیب دارد جواب میدهد. بعد با خودم گفتم که چه کاری کنم که یک اتفاق کوچک به یک فاجعه تبدیل شود که در جامعه اطرف ما خیلی دیده میشود. ما مسائل دانهدرشتها را برداشتیم و به یک سری مسائل ریز گیر میدهیم و چند آدم کوچک را اعدام میکنیم که مثلاً چند نفر بترسند. بیگناه را اعدام میکنیم. نمایشنامه مزامزا را نوشتم که در آن به صورت اتفاقی یک تماشگر به خاطر اینکه یک اعتراض منطقی و درست کرد به خاطر تأخیر اجرا در آستانه اعدام قرار میگیرد. این نمایشنامه را وقتی به عزیزانم که در کنار من هستند و به بازیگرانی که اینجا حضور ندارند؛ ولی کنار من بودند؛ دادم به من گفتند که ما هستیم. این ما هستیم یک حس بسیار خوبی برای من داشت. وقتی بازیگز از نقش یا متن خوشش بیاید خیلی از مسائل حل است. هیچ کدام از این دوستان صحبت مالی نکردند. اتفاقاً همین که به این مسائل فکر نمیکردیم تهیهکننده هم جور شد.
ایشان سابقه تهیهکنندگی هم دارند؟
مسائل انتقادی، اجتماعی، سیاسی در حال حاضر خوب جواب میدهد
همتی: بله. نمایش پری را امیر غفارمنش اجرا میرفت. سامان دارابی آنجا بازی میکرد. سامان گفت تهیهکننده میخواهید. گفتم بچهها به من لطف دارند و میگویند حرف مالی را نزنید. هر چه خدا برکت بدهد؛ ولی من نیاز دارم چون باید باشد. یک مطلبی هم بیان کنم که پرعواملترین نمایشی که تا الان کار کردم نمایش مزامزا است. یک روز آقای علینژاد را سامان سر تمرین آورد. اصولاً وقتی تهیهکننده میخواهد بیاید میگوییم بهترین صحنه را بگیریم و بعد تهیهکننده بگوید من هستم. صحنه اول را گرفتیم که خندهای نداشت و جز شک بزرگ چیز خاصی نداشت. این بزرگوار شوکه شد و بدون این که بپرسد ادامه نمایشنامه چه میشود، بدون اینکه چه اتفاقی میافتد و اینکه چه اتفاقی در اتاق اداره ارشاد افتاد قبول کردند. از من برآورد خواستند و روز بعد من برآورد دادم. در نهایت آن چیزی است که الان مشاهده میکنید. احساس من بر این است که مسائل انتقادی، اجتماعی، سیاسی در حال حاضر خوب جواب میدهد.
به یاد دارم نمایشنامه انتقادی داشتید. نمایشی داشتید درباره مهاجرت بود.
همتی: نمایشنامه قربانی بود.
در جشنواره خمسه اجرا شده بود.
همتی: بله. نگاه ویژه به سوژه است و نمایش بعدی من هم تمساح است و قصه این فاجعه است.
کل موضوع نمایش قربانی این است که با مهربانی میتوان همه چیز را حل کرد. آدم بد در نهایت ندارید. به نظر میرسد در مزامزا کمی عقبنشینی کردهاید.
22
ارسال نظر