واکنش هنرمندان به فاجعه مدرسه میناب | سوگی که با هنر روایت شد
میناب را قبل از این نمیشناختم، حتی اسمش را هم نشنیده بودم. نمیدانستم کجای ایران است یا حتی چندنفر ساکن آن هستند. راستش را بخواهید همین حالا هم طول و عرض جغرافیاییاش را نمیدانم. اهمیتی هم ندارد. دانستن این چیزها در برابر اتفاقاتی که دو ماه قبل در این شهر افتاد هیچ اهمیتی ندارد.
در عوض حالا چیزهایی از مردم آن میدانم که تا همیشه در ذهنم خواهد ماند. مثلاً میدانم ۱۶۸ کودک در جایی گوشه این شهر کنار هم و به صورت مرتب و بیصدا برای همیشه خوابیدهاند یا مثلاً معلمی که با کودکی در بطن، در کنار دانشآموزانش آرام گرفته است.
پدری را میشناسم که هر روز برای پیدا کردن نشانهای از پسرش به مدرسه میرود. مدرسهای که دیگر چیزی جز یک دیوار و آواری از سنگ و آجر چیزی از آن نمانده. یا مثلاً مادری که چشمانش پر از غم است، اما به شهادت پسرش افتخار میکند.
سوگی فراتر از یک شهر
این دو ماه به طرز عجیبی سخت گذشت. نه فقط برای مردم میناب، برای همه آدمهایی که بویی از انسانیت بردهاند. چه کسانی که ساکن ایران و ایرانی هستند و چه کسانی که خارج از این مرز و بوم زندگی میکنند.
در این مدت هرکسی از هرطریقی که میتوانست در غم میناب شریک شد. هنرمندان، اما قشری هستند که زبان همدردیشان با دیگران فرق میکند. آنها با هنر زندگی میکنند و با همان هنر به سوگ مینشینند.
هنرمندان؛ روایتگران اندوه
از انتشار استوریهای ساده تا خلق آثار هنری، هنرمندان بسیاری به این فاجعه واکنش نشان دادند. پرویز پرستویی، لاله اسکندری، نوید محمدزاده، مهران غفوریان، شکیب شجره، بابک خواجهپاشا، مونا فرجاد، الهام اخوان، مصطفی راغب و علی صالحی از جمله هنرمندانی هستند که در غم این فاجعه بزرگ با انتشار عکس، پست یا دلنوشته، با خانوادههای بازماندگان ابراز همدردی کردند. در این میان، برخی فراتر رفتند و دست به خلق اثر زدند.
یکی از این هنرمندان رضا صادقی، خواننده محبوب کشورمان است. صادقی در تمام مدتی که از جنگ میگذرد، تمام قد کنار نام «ایران» ایستاد و تلاش کرد تا با انتشار دلنوشتهها و همچنین آثار موسیقایی، سهم موثری برای همراهی با مردم به ویژه خانوادههای داغدار شهدای دانشآموز مدرسه میناب داشته باشد. او نماهنگ «موهای خاکی» را به مناسبت چهلم دانشآموزان میناب ساخته و منتشر کرد.
این هنرمند خوزستانی همچنین با انتشار یک قطعه موسیقی به نام «گل میناب» همدردی خود را با این داغ دوباره ابراز کرد.
یکی دیگر از خوانندگان نام آشنای کشورمان، غلامرضا صنعتگر است که قطعه «بچههای میناب» را با همکاری خیرین مدرسهساز برای مردم میناب ساخته و منتشر کرده است.
روزبه بمانی هم یکی دیگر از خوانندگانی است که قطعه «تفنگ گریه میکنه» را برای شهدای دانشآموز مدرسه شجره طیبه میناب ساخته و منتشر کرد
سینما؛ ثبت رنج برای ماندگاری
در حوزه تصویر، مستندسازان و کارگردانان نیز بیکار نماندند. محمدصادق اسماعیلی مستندساز، یکی از هنرمندانی است که تصمیم به ساخت فیلم مستندی در رابطه با تلاش دو خانواده برای پیدا کردن نشانی از پیکر فرزند شهیدشان در مدرسه «شجره طیبه» گرفت. او در این رابطه گفته بود: از همان ابتدا متوجه شدیم که پیکر ۲ تن از دانشآموزان، ماکان نصیری و محمدطاها جعفری مفقودالاثر است. در تعامل با خانوادهها، تصمیم گرفتیم مستندی اپیزودیک را به این ۲ خانواده و تلاشهای شان برای یافتن نشانهای از فرزندانشان اختصاص دهیم. خانواده محمدطاها پس از آزمایش دیانای، نشانهای از پیکر فرزندشان را شناسایی کردند، اما ماکان برای همیشه مفقودالاثر ماند. آنچه کوشیدیم در این فیلم بسط دهیم، تجربه این خانوادهها از کنار آمدن با مفهوم مرگ و فقدان فرزندشان است. همچنین تلاش کردیم به ابعاد مختلف شخصیتی این ۲ خانواده بپردازیم.
سیامک مردانه کارگردان دیگریست که با نگاهی شخصیتر، در تلاش است این فاجعه را به تصویر بکشد؛ روایتی که از دل آوار و خاطره شکل میگیرد. او در این رابطه گفت: حالا، این ساعت از شب، تکههای مغزم را از در و دیوار مدرسه شجره طیبه میناب و تکههای قلبم را از بند بند آجرهای خانه ماکان دارم جمع میکنم و سعی میکنم آنچه که اتفاق افتاده را روی کاغذ بنویسم، فیلمنامهاش کنم و به تصویر بکشمش.
حامد سعادت در مستند «هدا» داستان دختری را روایت میکند که ساعتها زیر آوار مانده بود، در حالی که عزیزانش را در همان حادثه از دست داده است. همچنین مستند «سی و شش، هفت» به کارگردانی امیر پذیرفته، روایتی دیگر از این حادثه را در بستر زمان جنگ به تصویر میکشد.
شعر؛ زبان بیواسطه اندوه
شاعران نیز با کلمات، سوگ میناب را روایت کردند. شعرهایی که از دل میآید و بر دلهای داغدیده خانوادههای بازمانده میناب مینشیند. افشین علا با لالاییای برای کودکان شهید، و شعری درباره ماکان نصیری، این حادثه را به «فراقی ملی» تبدیل میکند؛ اندوهی که تمام یک سرزمین را در بر گرفته است.
رضا اسماعیلی نیز با چهار رباعی، این کودکان را «فرشتگان میناب» نامید و یادشان را در قالب شعر ماندگار کرد.
اما ابراز همدردیها فقط به هنرمندان ایرانی محدود نمیشود. در این ایام هنرمندان همزبان کشورهای دوست هم برای غمشریکی با مردم میناب دست به خلق آثار مختلفی زدهاند.
محمدکاظم کاظمی و عاطفه جعفری، شاعران مهاجر افغانستانی نیز با سرودن اشعاری در این سوگ شریک شدند.
سوگی که ادامه دارد
غم کودکان میناب، آنقدر عمیق و گسترده است که هنوز هم میتوان دربارهاش نوشت، ساخت و سرود. این سوگ، تنها یک حادثه نیست؛ زخمی است که در حافظه جمعی باقی خواهد ماند و هنر، یکی از معدود راههاییست که میتواند آن را روایت کند، شاید برای تسکین، شاید برای فراموش نکردن
ارسال نظر