گذری بر اوضاع و احوال کتابفروشیهای مشهد در این روزها (۲۳ فروردین ۱۴۰۵) | اقبال مردم به کتابهای شاهنامه، تاریخ ایران، سیاست و فلسفه
در روزهایی که قطعی اینترنت و جنگ، جامعه را دستخوش تغییر کرده، کتابفروشیهای مشهد چهرهای متفاوت از خود به نمایش میگذارند؛ جایی که مردم دوباره به سراغ خوانش کتابهایی میروند که سالها تنها نامشان را شنیده بودند؛ از شاهنامه و تاریخ ایران گرفته تا ادبیات کلاسیک روسیه و فلسفه اگزیستانسیال.
کتابفروشیهای مشهد در این روزها شاهد بازگشت مردم به سمت کتابهایی عمیقتر و ریشهدارتر شدهاند. کتابهایی که شاید پیشتر تنها در ویترینها رخ مینمودند، حالا دوباره خوانده میشوند؛ شاید برای فهم بهتر گذشته، و شاید برای یافتن معنایی در امروز. در این گزارش، به چند کتابفروشی شناختهشده در مشهد سر زدیم تا از اوضاع و احوال بازار کتاب و تغییرات رفتار کتابخوانی مردم از ابتدای شروع جنگ تحمیلی جویا شویم.
از ثبت سفارش تا قفسههای خالی
اولین مقصد ما، پردیس کتاب مشهد است. به سراغ فروشندهای جوان میرویم که پشت سیستم مشغول ثبت کتابهای تازهرسیده است. او که تمایلی به ذکر نامش ندارد، روز شروع جنگ را به خوبی به خاطر دارد، چون باعث تغییرات مهمی در بازار کتاب در بیش از ۴۰ روز پس از آن شد: «داشتم تلفنی ثبت سفارش میکردم، که خبر جنگ آمد. از همان روز، دیگر هیچ کتابی به مشهد نرسید. تا یکی دو روز پیش که اولین محموله آمد، اما هنوز بعضی از قفسههایمان خالی است».
این اختلال، تنها به چند روز محدود نشد. شبکه پخش از تهران، که طبق معمول از بیست و پنجم اسفند تعطیل میشود، امسال از نهم اسفند از کار افتاد.
مرتضی رجبزاده فروشنده کتابفروشی و انتشارات امام هم با اشاره به این موضوع میگوید: «مجلات ویژهنامه عید هم نیامد؛ هیچچیز.» او که تجربه سالهای گذشته را دارد، معتقد است امسال «تعطیلی زودتر و طولانیتر» بود.
افزایش تقاضای کتاب در شرایط قطعی اینترنت
با وجود این چالشها، فروشندگان کتاب بر این باورند که تقاضا برای خرید کتاب نه تنها کاهش نیافته، بلکه افزایش هم داشته است. دلیل این امر، به طور محسوسی به قطعی اینترنت برمیگردد. قطع اینترنت، بهویژه در هفتههای ابتدایی، مردم را به سمت کتاب سوق داد و حتی باعث نوعی «بازگشت به مطالعه کلاسیک» شد.
یک فروشنده در کتابفروشی آبان مشهد در همین باره توضیح میدهد: «کسانی که پیشتر برای سرگرمی رمانهای سبک میخواندند، همچنان همانها را میخوانند. اما حالا افرادی هم به کتابفروشیها مراجعه میکنند که صرفاً میخواهند وقت خود را سپری کنند، در شرایطی که دسترسی به اینترنت محدود است. این مراجعین از هر قشری هستند؛ برخلاف تصور رایج، مشتری کتاب محدود به قشر خاصی نیست».
موج تازه: شاهنامه، تاریخ و فلسفه
اما آنچه این بازگشت به کتاب را متمایز کرده، نوع کتابهای مورد توجه مردم است. این بار، تقاضا تنها به سمت رمانهای عامهپسند معطوف نشده، بلکه شاهد یک موج بازگشت به مطالعه شاهنامه و تاریخ ایران بودهایم. فروشنده جوان پردیس کتاب با اشاره به این روند میگوید: «شاهنامههایی که هر سال فروش معمول خود را داشتند، امسال با افزایشی چشمگیر مواجه شدند. پس از آن، کتابهای تاریخ ایران، تاریخ باستان، تاریخ معاصر، سیاست و حتی خاطرات جنگ، مورد استقبال قرار گرفتند».
او در ادامه میافزاید: «سهم کتابهای تاریخی چنان زیاد شده که احساس میکنیم مردم در پی شناخت ریشههای خود هستند».
از کتابهای زرد تا کتابهای معناگرا
ابوالفضل پذیرا، فروشنده کتاب در کتابفروشی فلسطین و نشر نیماژ، روایت متفاوتی ارائه میدهد: «در هفتههای ابتدایی، مردم به سمت کتابهای حجیم و سنگین روی آوردند؛ آثاری، چون شاهنامه، جنایت و مکافات، و برادران کارامازوف. گویی هدفگذاری کرده بودند که حالا که اینترنت قطع است و وقتشان آزاد، بالاخره این کتابها را بخوانند».
او همچنین به بازگشت موجی اشاره میکند که چند سالی بود فروکش کرده بود: «فلسفه اگزیستانسیالیسم دوباره مورد توجه قرار گرفته است. مردم در این شرایط به دنبال معنا میگردند. حتی برخی خانمها که پیشتر تنها به دنبال رمان بودند، اکنون به سمت کتابهای فلسفه و خاطرات کشیده شدهاند».
پذیرا میگوید: «تقاضا برای کتابهای زرد به شدت کاهش یافت. خیلی متعجب شدم. مردم بیشتر به سمت کتابهای استدلالی، تاریخی، فلسفی و ادبیات کلاسیک گرایش پیدا کردند».
این تغییر الگوی مطالعه، شاید تا حد زیادی ناشی از خلأ ارتباطات مجازی باشد؛ زمانی که فضای پرشتاب سرگرمی و شبکههای اجتماعی خاموش شد، کتابهایی که سالها تنها نامشان شنیده شده بود، دوباره به قصد خوانده شدن، خریداری شدند.
فروش بالا، عرضه پایین
در میان تمام کتابفروشیها، یک گلایه مشترک به گوش میرسد: فروش بالاتر رفته، اما عرضه به شدت کاهش یافته است. گرانی کاغذ، قطع ارتباط با مراکز پخش در تهران، توقف باربریها، کاهش چشمگیر تیراژ کتاب و تأخیر در تجدید چاپها، همگی باعث شدهاند قفسهها تا حدودی خالی بمانند، حتی با وجود میل مردم به خرید.
فروشنده پردیس کتاب در این باره ابراز نگرانی میکند: «کتابها سریع تمام میشوند، اما مشخص نیست که چاپ بعدی آنها برسد یا خیر».
فروشنده کتابفروشی آبان نیز پیشبینی میکند که بسیاری از ناشران «اصلاً توان مالی تجدید چاپ را نخواهند داشت».
چه کسی کتاب میخرد؟
پاسخ فروشندگان به این سوال یکسان نیست، اما یک نتیجه مشترک قابل برداشت است: کتابخوانهای حرفهای همیشگی در بازار حضور دارند. اما در این چند هفته اخیر، افرادی که معمولاً به سراغ کتابهای سبک میرفتند، کمتر مراجعه کردهاند. در مقابل، بخشی از خانمها و جوانان، به سمت کتابهای فلسفی، خاطرات و آثار کلاسیک سنگین گرایش پیدا کردهاند. به گفته یکی از فروشندگان، «حدود ۱۰ درصد از جمعیت مشهد اهل کتاب هستند و همین ۱۰ درصد نیز در این دوره، رفتار مطالعهشان تغییر کرده است»
ارسال نظر