دل گفتههای خانواده شهید مدافع حرم«رضا سنجرانی»؛
اربعین کرار رسید
40 روز از شهادت شهید سنجرانی میگذرد، «کراری» که در دوم محرم الحرام در منطقه دیرالزور در نبرد با تکفیریها به درجه رفیع شهادت نائل شد.
به گزارش سایت مشهد فوری ، رشادتها و سخنوریهایش زبانزد بود به طوریکه دشمن با شنیدن نامش دچار ترس و وحشت میشد. او با تکنیکهای جنگی فوق العادهاش قدرت برنامهریزی جنگی را در عرصه کارزار از دشمنان گرفته بود.
سخن از «کرار» است؛ رزمنده مدافع حرم؛ از همرزمان شهدای مشهور فاطمیون، شهید مرتضی عطایی و شهید حسن قاسمی دانا.
شهید محمدرضا سنجرانی شهیدی که مهرماه امسال و مصادف با دوم محرم الحرام در منطقه دیرالزور در نبرد با تکفیریها به درجه رفیع شهادت نائل شد.
اربعین «کرار» رسید
40 روز از فراقش گذشت و امروز اربعین کرار است و ما سری به خانواده شهید سنجرانی میزنیم.
به درب خانه میرسم؛ خانهای بسیار ساده، دیوارهای آجری دریک محله قدیمی. قامت مردی پیر با لباس مشکی در میان در آشکار میشود و با جمله "بفرمایید داخل درست آمدهاید " دعوت به حضورمان در منزلش میکند.
در بهار آزادی سوریه، جای فرزند من و دیگر مدافعان حرم خالیست
یوسف سنجرانی، پدر شهید محمدرضا سنجرانی با قامتی خمیده؛ اما عقیدهای استوار لب به سخن گشود و اظهار کرد: بعد از 40 سال هنوزهم فرزندم را نشناختهام فقط عمه سادات او را شناخت که در دفاع از حرم به او رخصت حضور در دفاع از حرمین داد؛ اما در بهار آزادی سوریه جای فرزند من و دیگر مدافعان حرم خالی خواهد بود.
وی با بیان اینکه من به دلیل انتخاب نوع شغلم که نظامی بودم اکثر اوقات درخانه حضور نداشتم، تصریح کرد: زحمت تربیت فرزندان به عهده مادری پاکدامن و سادات است ومحمد رضا از کودکی چون مادرش سادات بود با حُب ویژهای نسبت به اهل بیت(ع) بزرگ شد.
پدر شهید سنجرانی افزود: او از کودکی در بسیج بود و به فعالیتهای بسیج وجهادی علاقه فراوانی نشان میداد؛ در واقع ازهمان اوایل کودکی، بزرگی عقایدش در بسیج خلاصه میشد.
وی خاطرنشان کرد: هنگامی که در اوایل حضورش در سوریه بود ازاو در خواست کردم مرا نیز با خود به جهاد ببرد و او با روی باز پذیرفت و گفت حتما از مسئولین مربوطه در خواست میکنم تا از شما نیز استفاده کنند، بعد ازمدتی که بازگشت نتیجه درخواستم را جویا شدم با لبخندی بسیار شیرین به من گفت پدرجان مسئولین دلیل ناتوانی شما را برای حضور در جنگ سنتان عنوان کردهاند.
اما من میدانستم که رضا ...
وی ادامه داد: من میدانم که رضا هیچ وقت آن را با مسئولین در ارتباط نگذاشته بود؛ اما به دلیل شخصیت اخلاقی وتربیتیاش در همان لحظه نخواست «نه» بگوید، به همین خاطر از این ترفند استفاده کرده بود تا در نهایت ادب واحترام پاسخ دهد.
پدر شهید سنجرانی با بیان اینکه او همه جا نهایت رعایت ادب واحترام را داشت و زمان و مکان برایش مهم نبود، تصریح کرد: روزی به محل کارش مراجعه کردم. چند لحظهای منتظر شدم تا کمی از ازدحام جمعیت اطرافش کاسته شد و مرا دید بلافاصله از جا برخواست و در این میان خود را در مقابل جمعیت به پایم انداخت وعذرخواهی کرد که من متوجه حضورتان نشدم وبه عمد نبوده است.
وی خاطرنشان کرد: خدا را شاکرهستم به لطف خداوند و اهل بیت(ع) هر جا سخن از او به میان میآید غیرت وجوانمردیاش زبانزد خاص وعام و مایه مباهات من وخانوادهاش است.
پدر شهید سنجرانی در رابطه با علت نامیدن فرزندش با عنوان «کرار» عنوان کرد: هر گاه در میدان جنگ شهید یا زخمیای در میدان جنگ میماند اولین داوطلب اینگونه اقدامات جهادی برای انتقالشان به محل مورد نظر بود.
وی یادآور شد: هر وقت صحبت از جهاد و تلاشهای بیوقفه مجاهدین حرم میشد اجازه کسب حضور میخواست که ما با حس پدرانه ومادارنه سعی میکردیم مانعش شویم چون دو فرزند پسر داشت.
22
سلام بر دلاور مردان غیور سیستانی شهید رضا سنجرانی و شهید حسن قاسمی دانا.