مرداب هوس برای جوان متاهل/عشق 13 سال قبلم مرا رها نمیکند
پسر جوان 32 ساله به مددکار اجتماعی کلانتری شفای مشهد گفت: من کسی هستم که عشق جوانیام را در میان رابطهای کثیف و خیانتبار میجویم، اکنون که با دختری زیبا و مهربان ازدواج کردهام، درگیر ماجرای عشقی هوس آلود شدهام که ۱۳ سال قبل رقم خورد.
به گزارش مشهد فوری ، پسر جوان ۳۲ ساله در شرح ماجرای تاسف برانگیز زندگیاش به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری شفای مشهد گفت: ۱۹ سال داشتم که عاشق میترا شدم. او یکی از همکلاسیهایم بود و در سال اول رشته مهندسی برق در یکی از دانشکدههای مشهد تحصیل میکرد.
پسر جوان افزود: من و میترا عاشق یکدیگر بودیم و دوست داشتیم با هم ازدواج کنیم اما من شرایط ازدواج را نداشتم و باید سه سال صبر میکردم تا درسم تمام شود، به سربازی میرفتم سپس کار پیدا میکردم و با پس انداز کردن پولهایم شرایط یک زندگی مشترک را فراهم میکردم چون خانوادهام وضعیت مالی خوبی نداشتند و نمیتوانستند هیچ گونه کمکی به ما بکنند بنابراین با خود اندیشیدم که به رغم علاقهای که به میترا دارم، باید از این عشق بگذرم و او را به دست فراموشی بسپارم.
وی ادامه داد: بنابراین این مسئله را با میترا در میان گذاشتم و از او برای همیشه خداحافظی کردم. میترا در حالی که اشک میریخت به من التماس میکرد که فرصت دیگری به هر 2 نفرمان بدهم اما من به او گفتم که عاقلانهترین تصمیم را گرفتهام و این به صلاح هر 2 نفرمان است. خلاصه پس از گذشت یک سال از آشناییمان، من و میترا از یکدیگر جدا شدیم تا هر کدام به سوی سرنوشت خودمان برویم.
این جوان گفت: من بعد از گرفتن مدرک کارشناسی به سربازی رفتم و پس از آن در یک شرکت مشغول کار شدم و پس از گذشت چند سال سرو سامانی به اوضاع اقتصادی زندگیام دادم و تصمیم گرفتم که ازدواج کنم اما هر جا به خواستگاری میرفتم، نمیتوانستم کسی را به عنوان همسر آیندهام انتخاب کنم و احساس میکردم عشق به میترا همچنان در دل من زنده است.
وی در ادامه بیان کرد: تصمیم گرفتم دنبال او بروم و پیدایش کنم به این امید که بتوانم با عشق اولم ازدواج کنم. خلاصه از طریق همکلاسیهای قدیمیام شماره میترا را پیدا کردم و با او تماس گرفتم اما وقتی عشقم را فریاد زدم او گفت چندین سال است که ازدواج کرده است و 2 فرزند دارد. خیلی ناراحت شدم و من هم تصمیم گرفتم با فرد دیگری ازدواج کنم.
جوان 32 ساله افزود: با خود میگفتم اگر کسی وارد زندگیام شود، راحتتر میتوانم میترا را فراموش کنم بنابراین به خواستگاری دختری که مادرم در نظر گرفته بود رفتم و پس از مدت کوتاهی من و فریبا نامزد کردیم. مدتی بعد در روز تولدم میترا به من پیام داد و تولدم را تبریک گفت. وقتی احوالش را پرسیدم گفت که حال خوبی ندارد و از زندگی مشترکش ناراضی است. او گفت برای اینکه من را فراموش کند با همسرش ازدواج کرده است. ارتباطات تلفنی ما در حالی ادامه یافت که میترا گفت اگر من موافق باشم از شوهرش طلاق میگیرد و از من خواست به گونهای نامزدیام را به هم بزنم تا بعد از گذشت ۱۳ سال به وصال یکدیگر برسیم!! اما از سوی دیگر همسر میترا حاضر نیست او را طلاق بدهد و نامزد من نیز راضی به جدایی نیست و ...
گزارش خراسان حاکی است این جوان 32 ساله پس از آنکه با دستور سرگرد علی امارلو (رئیس کلانتری شفا) مورد مشاورههای روان شناختی قرار گرفت، تازه فهمید که همه تصمیماتش نه براساس عقل بلکه بر پایه هیجانات و احساسات بوده است.
او که دریافته بود «میترا» به خاطر رضایت نداشتن از زندگی و نرسیدن به آمال و آرزوهای خیالی دوران جوانی قصد انتقامگیری از همسرش را دارد و خود نیز قصه هوس آلود گذشته را بهانهای برای رسیدن به هوا و هوسهای نفسانی قرار داده است، تصمیم گرفت به این رابطه پوچ که فرجامی جز تباهی ندارد، پایان دهد و زندگی دختر بی گناهی را آلوده هوسرانیهای خود نکند و از سوی دیگر نیز برای معالجه بیماریهای روحی وروانی خود به مراکز روان پزشکی مراجعه کند.
منبع: روزنامه خراسان
345
ارسال نظر