پشت درهای اورژانس چه گذشت؟
روایت دکتر ایوب توکلیان پزشک مستقر در مراکز درمانی از شبهای پرالتهاب مشهد
در شب های ناآرام دی ماه مشهد، افراد زیادی آسیب دیدند، به شهادت رسیدند و جان باختند؛ اما سفیدپوشان کادر درمان برای حفظ جان تک تک آن ها جنگیدند، با از دست دادن شان گریستند و همچون مقاطع مختلف نیاز کشور و مشهدالرضا (ع) به آن ها، پای کار بودند. روایت آن شب ها از زبان یکی از اعضای کادر درمان شنیدنی است. همزمان با ناآرامیهای اخیر در کشور ، شایعات گستردهای درباره عملکرد کادر درمان در فضای مجازی و رسانههای معاند منتشر شد. با دکتر ایوب توکلیان، متخصص طب اورژانس و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد که در سه شب ناآرامی های دی ماه بهطور مستقیم در مراکز درمانی حضور داشته، گفتوگو کردیم؛ روایتی از آنچه در اورژانسها گذشت، از واقعیتهای درمان مجروحان تا پاسخ به ادعاهایی که به گفته او "هیچ نسبتی با واقعیت نداشت".
دکتر ایوب توکلیان روایت خود را از ظهر روز هجدهم آغاز میکند؛ زمانی که فراخوانهایی برای تجمعات شبانه و روز بعد منتشر شده بود، فراخوانهایی که با توجه به شرایط کشور، فضای جامعه را ملتهب و نگران کرده بود. او در گفت و گو با «خراسان رضوی» میگوید: نگرانی اصلی زمانی تشدید شد که مشخص شد گروههایی با سابقه اقدامات تروریستی و تجزیهطلبانه، از جمله منافقین و برخی گروههای مسلح، از این فراخوانها حمایت کردهاند؛ موضوعی که احتمال بروز خشونت را جدیتر میکرد. از همان ساعات اولیه، بیمارستانها و مراکز درمانی در وضعیت آمادهباش قرار گرفتند. هرچند من آن شب کشیک رسمی نداشتم، اما با اعلام نیاز، از ساعات ابتدایی شب خود را به بیمارستان رساندم. یکی از نگرانیهای اصلی کادر درمان، حضور همزمان مردم معترض و عناصر خشونتطلب در یک فضا بود؛ شرایطی که میتوانست جان شهروندان عادی و نیروهای انتظامی را به خطر بیندازد.
اورژانسها زیر فشار موج مجروحان
یکی از سوال هایی که ذهن را به خود مشغول می کند این است که با شدت گرفتن درگیریها، بیمارستانها چگونه با موج گستردهای از مجروحان و جانباختگان مواجه شدند؟ دکتر توکلیان میگوید: آنچه در اورژانسها دیده میشد، برای بسیاری از کادر درمان حتی با تجربه سالهای کرونا نیز قابل مقایسه نبود، در کرونا با مرگهای تدریجی روبهرو بودیم، اما این جا مرگهای ناگهانی، با صحنههای خشن و شوکهکننده دیده میشد؛ صحنههایی که بسیاری از همکاران ما هیچگاه در طول دوران کاری خود تجربه نکرده بودند، بخشی از جانباختگان با علایم واضح اصابت سلاح سرد، از جمله ضربه مستقیم چاقو به ناحیه قلب یا گردن، به مراکز درمانی منتقل شدند؛ مواردی که نشاندهنده حمله از فاصله نزدیک و حضور عوامل آموزشدیده در میان جمعیت بود. توکلیان اضافه میکند: در برخی موارد اصابت گلوله نیز، شواهد بالینی حاکی از شلیک از فاصله نزدیک بوده است؛ موضوعی که در پزشکی اورژانس و پزشکی قانونی تا حدی قابل تشخیص است.
جلوه های همدلی کادر درمان
این پزشک متخصص طب اورژانس در ادامه می گوید : در کنار این صحنههای تلخ، جلوههایی از همدلی و مسئولیتپذیری کادر درمان نیز بهوضوح دیده میشد، پزشکان و پرستارانی که حتی بدون الزام اداری و برخی بدون هیچ رابطه استخدامی، خودجوش به بیمارستانها آمدند؛ از جمله زوج پزشکی که با وجود حضور موقت در مشهد و نداشتن تعهد کاری، برای کمک اعلام آمادگی کردند.
پاسخ به شایعات درباره درمان مجروحان
دکتر توکلیان بخش مهمی از روایت خود را به رد شایعات مطرحشده درباره کادر درمان اختصاص میدهد؛ از جمله ادعای عدم رسیدگی به مجروحان یا خودداری از احیای برخی بیماران. وی این ادعاها را «بیاساس و غیرواقعی» میداند و توضیح میدهد: فرایند احیای بیماران، یک کار تیمی و مبتنی بر اصول حرفهای و انسانی است و اساساً امکان تصمیمگیری سلیقهای یا سیاسی در آن وجود ندارد. او به نمونهای اشاره میکند که خانواده یک بیمار مدعی کوتاهی در درمان شده بودند، اما پس از پیگیری رئیس بیمارستان جراح معالج با تأثر گفته بود که پس از ناموفق ماندن عمل، شخصاً برای آن بیمار گریه کرده است و او را مانند فرزند خود می دانسته است. چنین روایتهایی نشاندهنده فاصله عمیق میان واقعیت صحنه درمان و تصویری است که برخی رسانههای معاند تلاش کردند القا کنند.
درمان رایگان، فارغ از هویت و گرایش
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان این که بر اساس دستورالعملهای رسمی، درمان همه مجروحان بدون توجه به گرایش، هویت یا نقش آنها در حوادث، بهصورت رایگان انجام شد، افزود: در مراکز درمانی، تنها چیزی که اهمیت داشت، نجات جان انسانها بود. نه سؤالی پرسیده شد و نه تفکیکی میان افراد صورت گرفت. به صورت کلی دستورالعمل ابلاغی حاکمیت و دولت این بود که هزینهها رایگان است به هویت هم کسی کار نداشته باشید چون رسالت ما سلامتی همه مردم است.
وقتی اعداد با واقعیت نمیخوانند
دکتر توکلیان در ادامه به شایعات مطرحشده درباره تعداد جانباختگان نیز اشاره میکند و میگوید: در مقاطعی، اعداد عجیبی مطرح شد؛ ارقامی مثل ۱۲ هزار یا حتی ۳۶ هزار کشته در دو شب. این آمارها اگر فقط کمی با عقل و منطق سنجیده شوند، خودشان نادرستیشان را نشان میدهند. او برای روشن شدن موضوع در مقایسهای اظهار می کند: رژیم صهیونیستی طی نزدیک به دو سال، بهصورت شبانهروزی غزه را بمباران کرد؛ بمبارانی با حجمی از انرژی که بنا به برخی گزارشها حتی از بمب اتمی هیروشیما هم فراتر رفته و در نهایت حدود ۷۰ هزار کشته برجای گذاشته است. حالا چطور ممکن است در دو شب ناآرامی، ۳۶ هزار نفر جان خود را از دست بدهند؟ این اعداد نیاز به فکر کردن دارند. چنین آمارسازیهایی بیش از آن که مبتنی بر واقعیت میدانی یا گزارشهای درمانی باشد، در راستای جنگ روانی و التهابآفرینی منتشر شده است.
اضطراب خانوادهها؛ تصویری فراموشنشدنی
توکلیان در پایان، از نگرانی و اضطراب خانوادههایی میگوید که در میان شایعات، قطعی ارتباطات و فضای ملتهب، به دنبال فرزندان خود به بیمارستانها مراجعه میکردند؛ صحنههایی که به گفته او، از تلخترین خاطرات آن شبهاست. وی در مورد این که آیا هیچ یک از پزشکان و کادر درمان برای ارائه خدمات به بیمارانی که شاید از معترضان یا آشوبگران بودند مورد سوال یا بازخواست قرار گرفته باشد، می گوید: در بیمارستانهای دولتی، هیچیک از اعضای کادر درمان بهدلیل مداوای مجروحان مورد بازخواست یا فشار قرار نگرفتند و برعکس، تمام تلاش مدیران و مسئولان بر ارائه حداکثری خدمات درمانی متمرکز بود اما در خارج از مراکز دولتی را چون اطلاعی ندارم اظهار نظر نمی کنم.
ارسال نظر