نگاهی به فیلم «کافه سلطان» با بازی سجاد بابایی | وقتی جنگ به دل خانواده میرسد
فیلم سینمایی «کافه سلطان» یکی از آثاری است که در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر با نگاهی انسانی و اجتماعی به موضوع جنگ، تلاش میکند روایت خود را نه در میدان نبرد، بلکه در دل یک خانواده و یک فضای بهظاهر ساده، اما پرتنش روایت کند؛ فیلمی که جنگ ۱۲ روزه را از قاب سیاست و اسلحه بیرون میآورد و آن را به زیست روزمره آدمها پیوند میزند.
مصطفی رزاقکریمی، کارگردانی با تجربه
کارگردانی «کافه سلطان» را مصطفی رزاقکریمی بر عهده دارد؛ فیلمسازی که سالها در سینمای مستند و داستانی ایران فعالیت کرده و نگاه او همواره متکی بر واقعگرایی، جزئینگری و توجه به انسان در بستر اجتماع بوده است. رزاقکریمی از جمله کارگردانانی است که سابقهای جدی در سینمای مستند دارد و همین پیشینه باعث شده آثار داستانی او نیز از حالوهوای مستندگونه و واقعگرایانه فاصله نگیرند.
او در آثار پیشین خود نشان داده که علاقهمند به روایتهای آرام، شخصیتمحور و مبتنی بر موقعیتهای واقعی است؛ رویکردی که در «کافه سلطان» نیز بهوضوح دیده میشود. فیلم بیش از آنکه به دنبال ملودرامسازی اغراقآمیز باشد، سعی میکند واقعیت را همانگونه که هست، بیپیرایه و قابل لمس به تصویر بکشد
آزیتا حاجیان، بازیگری با پشتوانه تئاتر و سینما
آزیتا حاجیان از جمله بازیگران باسابقه و معتبر سینمای ایران است که حضورش در هر پروژهای، نوعی اطمینان از کیفیت بازیگری به همراه دارد. او که فعالیت حرفهای خود را از تئاتر آغاز کرده، در طول دههها حضور در سینما و تلویزیون، نقشهای متنوع و ماندگاری را ایفا کرده است.
حاجیان همواره بهعنوان بازیگری شناخته میشود که بر جزئیات رفتاری، کنترل احساسات و انتقال درونیات شخصیت تسلط دارد. در «کافه سلطان» نیز او نقش زنی را ایفا میکند که در دل بحران جنگ و فشارهای اقتصادی، سعی دارد ستون عاطفی خانواده باقی بماند؛ نقشی که با ظرافت و بدون اغراق اجرا شده و بهخوبی با فضای کلی فیلم همخوانی دارد.
محمدرضا شریفینیا، چهرهای آشنا با نقشی متفاوت
محمدرضا شریفینیا از بازیگران شناختهشده و پرکار سینمای ایران است که در کارنامهاش نقشهای متنوعی از آثار تاریخی و مذهبی تا درامهای اجتماعی دیده میشود. شریفینیا در سالهای فعالیت خود نشان داده که توانایی حضور در نقشهای متفاوت را دارد و میتواند خود را با فضای اثر تطبیق دهد.
در «کافه سلطان»، او در نقش پدر خانواده ظاهر میشود؛ شخصیتی که میان مسئولیت خانوادگی، فشار اقتصادی و شرایط بحرانی جنگ گرفتار شده است. بازی شریفینیا در این فیلم نسبتاً کنترلشده و مبتنی بر درونگرایی است و تلاش میکند تصویر مردی را نشان دهد که زیر بار شرایط سخت، در مرز فروپاشی و ایستادگی حرکت میکند.
جنگ ۱۲ روزه و روایتی از درون خانه
یکی از مهمترین ویژگیهای «کافه سلطان» نحوه پرداخت آن به جنگ ۱۲ روزه است. فیلم جنگ را نه در قالب اخبار و تحلیلهای کلان، بلکه در سطح زندگی روزمره مردم روایت میکند. جنگ در این اثر به درون خانه نفوذ کرده و اعضای خانواده را در برابر انتخابهایی دشوار قرار میدهد. فیلم نشان میدهد که چگونه در شرایط بحرانی، خانواده میتواند به آخرین پناهگاه انسان تبدیل شود؛ جایی که با وجود تمام اختلافها و تنشها، اعضا در نهایت پشت یکدیگر میایستند.
این نگاه انسانی به جنگ، یکی از نقاط قوت اصلی فیلم محسوب میشود. «کافه سلطان» همچنین بهطور هوشمندانهای به مسئله فشار اقتصادی در دوران جنگ نیز میپردازد. این فیلم نشان میدهد که چگونه تنگنای معیشتی میتواند انسانها را به مرزهای اخلاقی خطرناکی برساند؛ جایی که برخی برای نجات خود و خانوادهشان دست به رفتارهایی میزنند که شاید در شرایط عادی هرگز به آنها فکر نمیکردند. در نقطه مقابل، فیلم شخصیتهایی را نیز به تصویر میکشد که حتی در سختترین شرایط، انسانیت، مهربانی و همدلی خود را حفظ میکنند. این دوگانه اخلاقی، بدون قضاوت مستقیم، به مخاطب ارائه میشود و او را به تأمل وامیدارد.
بازیها، اجرا و زبان بصری
از نظر بازیگری، «کافه سلطان» اثری قابلقبول و در بسیاری از لحظات تأثیرگذار است. بازیها باورپذیرند و احساسات بهخوبی به مخاطب منتقل میشوند. هرچند در برخی بخشها، لحن و اجرای اثر حالوهوایی تلویزیونی پیدا میکند و آن جسارت بصری مورد انتظار از مدیوم سینما را ندارد، اما این موضوع لطمه جدی به کلیت فیلم وارد نمیکند.
قاببندیها و نماها ساده، اما دقیق و بهجا هستند و در خدمت روایت قرار میگیرند. فیلم تلاش نمیکند با نمایشهای اغراقآمیز یا حرکتهای پیچیده دوربین، توجه مخاطب را از داستان اصلی منحرف کند. موسیقی فیلم نیز بهدرستی انتخاب شده و نهتنها آزاردهنده نیست، بلکه به ریتم و فضای احساسی اثر کمک میکند.
در نهایت، «کافه سلطان» را میتوان فیلمی خوش ساخت، صادقانه و معاصر دانست.
اثری که نه به سراغ فانتزی میرود و نه سعی میکند واقعیت جنگ را بزک کند. این فیلم روایتی است از روزهایی که بسیاری از مخاطبان، بهنوعی آن را زیسته یا درک کردهاند؛ داستانی انسانی از جنگ ۱۲ روزه، خانواده، اقتصاد و انتخابهای دشوار. «کافه سلطان» شاید اثری پرزرقوبرق نباشد، اما در سادگی خود، حرفهایی جدی برای گفتن دارد و همین ویژگی، آن را به فیلمی قابلتأمل در میان آثار جشنواره امسال تبدیل میکند.

ارسال نظر