معادله چندمجهولی انتخاب رشته | میدان نبرد خواست خانواده و آرزوی دانش آموز
فرایند انتخاب رشته به میدان نبرد خواست خانواده و آرزوی دانش آموز بدل شدهاست و هدررفت سرمایه های اجتماعی را به دنبال دارد.
«انتخاب رشته» و «هدایت تحصیلی»، قانون طلایی زندگی دانش آموزان است، اما این اصل درمیان برخی خانواده ها، ناخواسته به میدان نبرد تبدیل میشود. هدایت تحصیلی که در تئوری باید پلی میان استعداد دانش آموز و نیاز بازار کار باشد، گاهی با اضطراب والدین برای ساختن آیندهای خیال انگیز گره میخورد.
هنوز هم کم نیستند خانوادههایی که وقتی صحبت از انتخاب رشته میشود، جو آرام زندگی شان به ناگاه تغییر میکند، غافل از اینکه نابلدی در این زمینه، ذخیره علمی کشور را تهدید میکند. انتخاب رشته، پروندهای همیشه مفتوح درمیان خانوادههایی است که فرزند نوجوان دارند؛ گاه کش و قوسش آن قدر زیاد میشود که تصمیم گرفتن را سخت میکند.
به اینها اضافه کنید استفاده از فرمهای هدایت تحصیلی در سالهای اخیر را که به گفته متولیان حوزه آموزش، ابزاری برای سنجش علاقه مندی و توانایی دانش آموزان است. دانش آموزی که سالها برای رسیدن به رشته دلخواهش تلاش کرده، حالا دربرابر فرمی نشسته است که نتیجه اش نه فقط یک اولویت بندی ساده، بلکه تعیین کننده سرنوشت اوست؛ فرمی که به اعتقاد برخی خانواده ها، قدرت انتخاب را از دست دانش آموز میگیرد و ترفندی برای مدیریت صندلیهای مدارس دولتی است؛ هرچند متولیان حوزه آموزش این اعتقاد را قبول ندارند.
ما نمیدانیم چه میخواهیم، پدر و مادرمان میدانند!
همین حالا و در عصر دیجیتال و هوش مصنوعی، تعداد دانش آموزانی که در زمینه این موضوع از خانواده هایشان گلایه دارند، کم نیستند؛ آنهایی که میگویند پدر و مادرمان احساس میکنند ما نمیدانیم چه میخواهیم، اما آنها میدانند. سارا یک دانش آموز سال نهمی است و تعریف میکند: صبح که از خواب بیدار میشوم، احساس میکنم یک وزنه سنگین روی سینهام است.
مادرم مهندسی خوانده است و میگوید علوم ریاضی بخوان و بعد رشته مهندسی کامپیوتر را برای ورود به دانشگاه انتخاب کن؛ چون آینده اش روشن است. پدرم هم فقط به دو گزینه فکر میکند و تمام: رشتههای ریاضی و تجربی. اما من وقتی به ریاضی نگاه میکنم، فقط معادلههای سخت و خشک را میبینم نه آینده روشن و قشنگی که آنها تعریفش را میکنند. من خودم دنیای هنر را دوست دارم، میخواهم قلم دست بگیرم و طراحی کنم، ولی میترسم انتخاب من، آنها را راضی نکند.
«انتخاب رشته، یک طرف معادلهای است که آن سویش، والدین دل نگران قرار دارند. اضطراب خانوادههایی که با دشواری های اقتصادی درگیر هستند، آنها را محق میکند که دلواپس باشند.» این گفتهها را با صدای لرزان مادری بخوانید که یک فرزند دارد و میگوید: ما فقط میخواهیم وقتی بزرگ شد، نگران پول و جایگاه اجتماعی نباشد. آیا این خواسته اشتباهی است؟
این دقیقا همان نقطه گسست است؛ والدین در عصر حاضر، آینده را در رشتههای سنتی و پردرآمد و دل فریب میبینند، درحالی که دانش آموزان، خودشکوفایی را در مسیرهای نوظهور، جستوجو میکنند و باید کسی باشد که آنها را از این مهلکه نجات دهد.
میخواستند مهندس شوم، عکاس شدم
در این روایت رفتیم سراغ تجربههایی که حاصل پوست انداختن و بزرگ شدن است. شاید بتواند کمکی برای تصمیم گیری منطقی شما باشد. گفتههای عکاس موفق مطبوعاتی را از همین نظر نقل میکنیم که خودش فکر میکند به جایگاهی که دوست داشته، رسیده است، اما پدر و مادرش هنوز هم دلشان با این رشته، صاف نشده است. سپهر، پدر و مادری تحصیل کرده دارد، اما انگار انتخاب رشتههای به اصطلاح نان وآب دار، قانون نانوشتهای است که بر همه خانوادهها حاکم است و بر خانواده آنها هم.
او میگوید: پدرم همیشه میگفت تو باید مهندس معمار باشی؛ همین قدر قاطع و محکم، اما من آن قدر عاشق عکاسی بودم که حاضر بودم از درس و کتاب بزنم و مدرسه نروم، درعوض، دوربین دست بگیرم و عکاسی کنم. پدرم راست میگفت؛ کار هنری کردن هیچ وقت به پولدار شدن آدمها ختم نمیشود، حتی همین حالا که هنر هم در دانشگاه درس میدهم، پدرم گاه حرفش را باطعنه تکرار میکند. اما بی خیال تمام این اماواگرها، عکسهایی که در لحظات شگفت انگیز در قاب دوربینم جای میگیرد، به پیچاندن خانوادهام سر انتخاب رشته میارزد. من اسم عکسهای خوب آرشیوم را گذاشتهام «دستمزد»؛ این مزد مسیر طولانی و عجیبی است که برای رسیدن به هدفم طی کردهام؛ اصلا عکاسی کردن، عجیبترین لحظههای زندگیام است.
سپهر، سرگذشت زندگی اش را از این بابت تعریف میکند تا گوشزد کند که انتخاب رشتههای به اصطلاح دل فریب و وسوسه انگیز، نسنجیده و غیرعلمی، ضربه بزرگی به سرمایههای هنری و اجتماعی جامعه میزند. او میگوید: من هنرمند خوبی هستم، اما هیچ وقت مهندس خوبی برای این سرزمین نخواهم شد و بالعکسِ این هم زیاد است.
هدایت تحصیلی ناعادلانه
البته فرمهای هدایت تحصیلی هم گاهی به چالش انتخاب رشته دلخواه، دامن میزند. پدر یک دانش آموز سال نهمی میگوید: دختر من عاشق معلمی است و اعتقاد دارد در رشته علوم ریاضی، بهتر میتواند ادامه تحصیل دهد و به خواستهای که دارد، برسد. تصمیمش را هم گرفته بود. اما متولیان حوزه آموزشی مدرسه، تشخیص دادند در رشته علوم انسانی ادامه تحصیل دهد، بهتر است. من تصور میکنم که این تصمیم براساس نیاز آموزشی استان، گرفته شده است و عادلانه نیست.
تورم دانش آموزی در رشتههای نظری
کسانی که سالها تدریس کرده و تجربه اندوختهاند و با زیروبم نظام آموزشی آشنا هستند، بارها تذکر دادهاند که شناسایی استعداد، توانایی، علاقه و ویژگیهای شخصیتی دانش آموزان، به انتخاب آگاهانه رشته تحصیلی و مسیر آینده شغلی، کمک میکند و اگر قرار است درخت علم وفناوری به بار بنشیند و بال وپر بگیرد، باید این پروسه سنجیده پیش رود.
مدیر یکی از هنرستانهای فنی وحرفهای بی آنکه نامی از خود ببرد، میگوید: مشکل هدایت تحصیلی، تنها یک مسئله تربیتی نیست، بلکه یک مسئله ساختاری و اقتصادی است و سه لایه اصلی باعث سردرگمی خانوادهها شده است؛ اول اینکه سیستم آموزشی بیشتر بر «آموزش برای آزمون» تمرکز دارد تا «شناخت خود»؛ دانش آموز بدون اینکه بداند نقاط قوت و ضعف شخصیتی اش چیست، با کوهی از کتابهای درسی روبه رو میشود.
دوم اینکه والدین هنوز هم براساس تجربههای دهههای گذشته تصمیم میگیرند، درحالی که دنیای امروز قواعد متفاوتی دارد؛ علاوه بر این، مدرسه نقش میانجی را در کاهش تنشهای خانوادگی، ایفا میکند و خانواده نیز اغلب به جای هم فکری، نقش «کنترلگر» را بازی میکند.
او به عنوان کسی که نزدیک به سه دهه از عمر خود را در فضای آموزشی کشور گذرانده است، طبق تجربه و دادههای آماری اعتراف میکند: سهم داوطلبان کنکور علوم تجربی نسبت به رشتههای دیگر، به طور نامتوازنی بیشتر است و جمعیت دانش آموزی در شاخههای نظری، متورم شده و از آن طرف، از رشتههای کارودانش و فنی وحرفهای استقبال نشده است. استقبال از رشتههای نظری بدون توجه به زیرساخت ها، موجب رکود علمی و حتی مهاجرت مغزها میشود و به همین دلیل، وی نیاز به مشاوره تخصصی در مدارس را لازم میداند.
یک برنامه و هزار چالش
البته نظام آموزشی ما نیز از این اصل غافل نبوده است. سال ۱۳۷۲-۱۳۷۱ که آغاز اجرای نظام جدید آموزش متوسطه بود، فعالیت رسمی اولین گروه از مشاوران در دبیرستانهای زیرپوشش نظام جدید شروع شد و وظیفه راهنمایی تحصیلی و درکنار آن مشاوره به آنان واگذار شد و بعدتر با توجه به مشکلات موجود در برنامه انتخاب رشته تحصیلی و شغلی دانش آموزان و با هدف کمک به انتخاب آگاهانه، از سال های۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ اجرای برنامه هدایت تحصیلی در نظام آموزشی جای گرفت.
هرچند این فرایند نیز کامل نیست و برخی والدین از آزمونها و امکانات سخت افزاری و نرم افزاری رضایت ندارند و معتقدند که نظام آموزشی براساس نیاز جامعه و ظرفیت مدارس، دانش آموزان را تقسیم بندی میکند نه برپایه علاقه مندی هایشان و آنها را به فرایند هدایت تحصیلی بی اعتماد میکند.
مسیری که رسیدن به موفقیت را آسان میکند
از بین متولیان و خدمتگزاران حوزه آموزش وپرورش، دکتر حسن عدالت جو، معاون آموزش متوسطه آموزش وپرورش خراسان رضوی، یکی از مسئولانی است که موفق به گفتوگو با وی میشویم.
او گفتوگو را با توضیح کوتاهی درباره نظام آموزشی کشور شروع میکند که بر چهار دوره استوار است؛ ابتدایی اول، ابتدایی دوم، متوسطه اول و متوسطه دوم و بعد میگوید: دانش آموزی که دوره ابتدایی را پشت سر گذاشته است، وقت تشخیص استعداد، علاقه و توانمندی هایش است. این دانش آموز زمانی که وارد پایههای هفتم، هشتم و نهم میشود، دیگر در مرحلهای قرار گرفته است که باید استعدادها، علایق و تواناییهای او به صورت دقیقتر شناسایی شود.
او در ادامه یادآوری میکند: متوسطه اول، صرفا یک مقطع آموزشی نیست، بلکه مرحلهای تعیین کننده در شکل گیری آینده دانش آموزان است. در این دوره، سه مأموریت ویژه برای مدارس تعریف شده است که شامل کشف استعدادها و توانایی ها، هویت یابی دانش آموزان و هدایت تحصیلی است.
عدالت جو با این توضیح، صحبت را پیش میبرد: «متوسطه اول، همان دورهای است که پیشتر با نام «راهنمایی» شناخته میشد و درحال حاضر زمانی که دانش آموز به سال نهم میرسد، یعنی پایه آخر متوسطه اول، دو آزمون مشاورهای سرنوشت ساز برای او برگزار میشود؛ آزمون رغبت و آزمون استعداد. پرسشهای این آزمون، برگرفته از نسخههای بین المللی است که بومی سازی شده است و به خانواده کمک میکند تا تیپهای شخصیتی فرزند خود را بهتر بشناسد.
اینکه فرضا بدانند آنها چه ویژگیهایی دارند؛ به عنوان مثال یک دانش آموز، درون گرا یا برون گراست و اینکه در خلال حوزه ها، قدرت ریسک پذیری بیشتری دارد یا در شاخصهایی مثل کنجکاوی درصد بالایی نسبت به توانمندیهای دیگرش دارد و به این نتیجه برسد که او برای رشتهای مثل ریاضی، مناسب نیست و درمقابل، شرایط ورود برای رشتههای علوم تجربی و علوم انسانی را دارد. همه اینها در گرفتن یک تصمیم درست به خانواده کمک میکند.»
هدایت تحصیلی تنها بحث انتخاب رشته نیست. مسئله مهم این است که به دانش آموز کمک میکند چه مسیری را برای موفقیت بیشتر انتخاب کند. علاوه بر این، نظر و اطلاعات مشاور و دبیران درقالب یک مجموعه مشاورهای، دراختیار خانواده قرار میگیرد.
عدالت جو توضیح میدهد: سیاست گذاریهایی که برای مدیران مدارس انجام میشود، نیز باید در همین مسیر باشد؛ یعنی همه برنامههای آموزشی، پرورشی و حتی فعالیتهای فوق برنامه، پیوست هدایت تحصیلی داشته باشند. هویت یابی دانش آموز، مأموریت دیگر آن هاست که باید براساس استعدادها و تواناییهای شناسایی شده از دانش آموز به او هویت بدهیم و کمک کنیم خود را بهتر بشناسد.
درواقع، مدرسه با کمک مشاوران تحصیلی به نوجوان کمک میکند تا در مسیر شناسایی علاقه مندی هایش، موفقتر باشد و بعد نوبت هدایت تحصیلی میرسد؛ یعنی براساس شناختی که از استعدادها، علایق و هویت دانش آموز به دست آمده است، او را برای آینده تحصیلی اش هدایت کنیم. او ادامه میدهد: به نظر من، هر اقدامی که در دوره متوسطه اول انجام میشود، باید در راستای رسیدن به همین اهداف باشد.
دروسی مانند علوم، ریاضی، عربی و سایر دروس فقط برای آموزش محتوای کتاب درسی نیستند، بلکه باید با هدف گذاری در پیوند با هدایت تحصیلی ارائه شوند تا دانش آموز، بهتر شناخته و مسیر آینده اش روشنتر شود. عدالت جو، برگزاری جشنوارههای علمی، فرهنگی در حوزه دانش آموزی را نیز کمک به کشف استعدادها میداند و معتقد است همه برنامهها باید به خانواده و دانش آموز کمک کند تا انتخاب آگاهانه تری داشته باشند.
به گفته او، شناخت تیپهای شخصیتی و ظرفیتهای فردی، به مشاور کمک میکند تا نظر دقیقتر و کاربردی تری به خانواده بدهد و مسیر هدایت تحصیلی دانش آموز برپایه شناخت واقعی، نه حدس و گمان، تعیین شود. عدالت جو با اشاره به اینکه چنین نگاهی، هدایت تحصیلی را از یک فرایند صرفا آموزشی به یک تصمیم اجتماعی و اقتصادی تبدیل میکند، میگوید: تمام تلاش ما این است که بچهها به این سمت حرکت کنند.
تشکیل کمیته هدایت تحصیلی
محمد رمضان پور، رئیس اداره امور تربیتی، مشاوره و مراقبت دربرابر آسیبهای اجتماعی آموزش وپرورش، نیز در این باره میگوید: ما تلاش میکنیم با دقت بسیار، هر دانش آموز را به سمت بهترین گزینهای که با شخصیت، علاقه و توانمندی هایش هم خوانی دارد، راهنمایی کنیم. در این فرایند، عملکرد تحصیلی دانش آموز در دروس مختلف پایههای هفتم، هشتم و نهم، ملاک سنجش قرار میگیرد و تأثیرگذار است.
او میگوید: البته برای کمک بیشتر در هر اداره آموزش وپرورش، کمیته هدایت تحصیلی تشکیل شده است؛ دانش آموزانی که در فرایند هدایت تحصیلی با چالش مواجهند، میتوانند به صورت رایگان مشاوره دریافت کنند. علاوه بر این، در دوره متوسطه اول، مشاوران در مدارس حضور دارند و خط۱۵۷۰ ویژه هدایت تحصیلی، فعال است تا پاسخگوی پرسشهای دانش آموزان باشد.
تصمیم احساسی، مخرب است
انتخاب رشته، دوراهی سرنوشت سازی است که گاهی مسیر زندگی را به کلی تغییر میدهد. اما پاسخ این چالش را که چرا این مرحله در بسیاری از خانهها با اضطراب و درنهایت پشیمانی همراه است، دکتر مصطفی مروارید، روان شناس و مشاور متخصص حوزه تحصیلی، میدهد. او «هدایت تحصیلی» را فرایندی میداند که هرگز نباید باعجله یا تحت فشار هیجانات بگذرد و چند عامل کلیدی را در انتخاب رشته، مؤثر میداند که باید به دقت وزن کشی شوند و مهمترین آنها استعداد است.
مروارید گوشزد میکند: استعداد، شوخی بردار نیست. دانش آموزی که میخواهد در رشته علوم ریاضی درس بخواند، باید در فهم مفاهیم ریاضی و مهندسی در سالهای هفتم تا نهم، توانمندی خود را نشان داده باشد. در رشته علوم تجربی نیز علاقه به علوم زیستی و شیمی و... شرط لازم است. علاوه بر این، تیپ شخصیتی هم باید مشخص شود. این بخش، تخصصی است.
ما تستهای شخصیت شناسی شغلی داریم که نشان میدهد آیا ساختار روانی فرد با رشتهای که انتخاب کرده، سازگار است یا خیر؛ به عنوان مثال، تیپ شخصیتی من به هیچ عنوان با رشته وکالت سازگار نیست؛ دانستن این قوتها و ضعف ها، نیمی از راه است. او تأکید میکند: استعداد و تیپ شخصیتی، ثبات نسبی و ریشه در ژنتیک و دوران رشد فرد دارند. اینها «ثابت»های معادله هستند؛ برخلاف علاقه که میتواند سیال و متغیر باشد و در طول زمان و با تغییر شرایط، تغییر کند.
راهکاری برای خروج از بحران
مروارید معتقد است اگر خانوادهها بتوانند این سه عامل را درکنار هم ببینند، میتوانند به انتخابی «متناسب تر» برسند. بزرگترین آسیب، زمانی رخ میدهد که انتخابها برپایه رقابت، چشم وهم چشمی و فشارهای اجتماعی باشد. من روزانه مراجعان زیادی دارم که به دلیل تصمیمهای غلط در پایه نهم، اکنون درگیر پروسه تغییر رشته هستند.
آموزش وپرورش، تستهای استعدادیابی و شخصیتی را برگزار میکند، اما چالش اینجاست که دانش آموزان چقدر این تستها را جدی میگیرند. این پرسش گزارشگر ماست که او در پاسخ میگوید: وقتی دانش آموز پاسخهای سطحی به تست میدهد، طبیعتا خروجی علمی نخواهیم داشت. مروارید به والدین توصیه میکند: برای شناسایی ابعاد شخصیتی فرزندتان، زمان بگذارید. منتظر نمانید که دقیقه ۹۰ برسد. اگر ارتباط درستی با دانش آموز برقرار کنید، مسیر روشن خواهد شد.
بخشی از صحبتهای او، تذکری درباره فضای مجازی است که تبلیغ روان شناسی زرد است. او در توضیح بیشتر میگوید: این فضا همواره برای رؤیافروشی تلاش میکند؛ وعدههایی که واقعیتهای فردی را نادیده میگیرند. اما روان شناسی علمی، فرد را در معرض تصمیم گیری منطقی قرار میدهد، نه هیجانی. بیشتر دانش آموزان ما درگیر تصمیم گیریهای احساسی هستند.
ارسال نظر