پایان آزادی دزدهای سابقه دار در منطقه آزادشهر مشهد با تصادف
پلیس مشهد ۲ سارق جوان را که پس از دزدی از یک زن جوان، تصادف کردند، دستگیر کرد.
زن جوان در نزدیکی چهارراه آزادشهر داخل خودرواش نشسته و منتظر رسیدن دوستش بود. او با گوشی همراهش، شماره دوستش را گرفت و شروع به دعوا با او کرد. میگفت: «چرا در گرما مرا منتظر گذاشتهای؟ خب، نمیخواستی بیایی، میگفتی من هم نیایم.» دوستش، اما انگار حرفهای او را نمیشنید و در واکنش به او میگفت: «تو راست میگویی؛ من اشتباه کردم، ولی نزدیکم و...» زن جوان کلمات آخر را نشنید، چون دست مردی به داخل خودرواش دراز شد و گوشی اش را چنگ زد و رفت.
زن پشت فرمان خودرو خشکش زد، اما در همین لحظه که دوستش به نزدیکی او رسیده و شاهد سرقت بود با پلیس تماس گرفت و موضوع را گزارش کرد. هم زمان سارق مسیر کوتاهی دوید و ترک یک دستگاه موتورسیکلت نشست.
دو جوان با موتورسیکلت خلاف جهت خودروها حرکت کردند. راکب انگشتش را روی بوق موتورش گذاشت و با ویراژهای پیاپی خودروها را وادار به تغییر مسیر میکرد. حرکت خطرناک موتورسوار سرانجام برایش گران تمام شد.
زمین گیری ناغافل دزدها
راکب موتورسیکلت پس از طی مسافتی کوتاه با یک دستگاه خودروی پراید شاخ به شاخ شد. پس از برخورد موتورسیکلت و پراید، راکب و ترک نشین موتورسیکلت پس از پروازی کوتاه روی زمین و کاپوت خودرو افتادند. شهروندانی که شاهد ماجرا بودند، بلافاصله موضوع تصادف دزدها را به پلیس اعلام کردند. درپی گزارش سرقت گوشی با دستور سرهنگ ابراهیم خواجه پور، رئیس کلانتری سجاد، گروهی از مأموران دایره تجسس این کلانتری با صدور دستوراتی تخصصی به محل اعزام شدند.
لحظاتی پس از تصادف، ترک نشین موتورسیکلت که روی کاپوت پراید افتاده بود، از جا برخاست. با توجه به ترافیکی که در محل سانحه ایجاد شده بود، این سارق ترجیح داد به عقب و جایی که گوشی زن جوان را دزدیده بود، برگردد. مال باخته و دوستش که شاهد ماجرا بودند، با اتفاقی که برای سارقان افتاده بود، به نوعی دلشان خنک شده بود، اما وقتی متهم را دیدند که به سمت آنها میدود، با داد و فریاد از چند مرد جوان برای گرفتن او و همدستش کمک خواستند. مردان جوان خیلی سریع به درخواست کمک زنهای جوان پاسخ مثبت دادند و با یورش به سمت متهم، او را زمین گیر کردند.
راکب موتورسیکلت هرچند از ناحیه پا دچار آسیب شده بود، وقتی گرفتار شدن همدستش را دید، از جایش برخاست. او میخواست موتورش را بردارد، اما با مشاهده آسیب دیدن آن، پشیمان شد و پای پیاده شروع به فرار کرد. راکب موتورسیکلت هنوز چند متری از محل تصادف دور نشده بود که راننده پراید یقه اش را گرفت و او را به محل تصادف برگرداند.
دستگیری متهمان
درگیری شهروندان با این دو سارق ادامه داشت تا اینکه مأموران کلانتری سجاد با گذر از ترافیک به محل رسیدند. مأموران در ابتدا راکب موتورسیکلت را که با راننده درگیر بود، دستگیر کردند و در ادامه به محلی رفتند که پسران جوان برای کمک به دو دختر، ترک نشین موتورسیکلت را احاطه کرده بودند.
با دستگیری متهم، پسران زیادی به نفع دختران شهادت دادند و گفتند که دیدهاند این مرد گوشی دختر را از او سرقت کرده است. پس از انتقال دو متهم به مقر پلیس، مأموران همچنان در محل ماندند و از شاکیان خواستند با مراجعه به کلانتری، شکایت خود را ثبت کنند. در پی این درخواست، مالک خودروی پراید و دختر جوان به کلانتری رفتند.
در اولین مرحله از این پرونده، مالک خودروی حادثه دیده، ضمن شکایت از متهمان، گفت: من داشتم با سرعت مجاز رانندگی میکردم که ناگهان موتورسیکلتی که با سرعت در حرکت بود، در مقابلم ظاهر شد. به واسطه سرعت زیادی که آنها داشتند و شدت برخورد، خودرو خسارت زیادی دید. من -طبق برآورد دو صافکار- دست کم ۵۵ میلیون تومان خسارت دیدهام، علاوه بر اینکه از قیمت خودروام کاسته شده است و از کار هم افتادهام. من از متهمان شاکی هستم و باید خسارتم را بدهند.
پیدا شدن شاکی دیگر
پس از ثبت اظهارات راننده نوبت به زن جوانی رسید که گوشی او را دزدیده بودند. این زن مشغول ثبت اظهاراتش شد که هم زمان سر و کله یک شاکی دیگر در کلانتری پیدا شد. شاکی مردی جوان بود که پس از مراجعه به پلیس مدعی شد تلفن همراهش را دو موتورسوار در خیابان امامت ربودهاند.
مال باخته جدید ضمن ارائه کارتن تلفن همراهش گفت: «پس از اینکه ترک نشین موتورسیکلت تلفن همراهم را سرقت کرد، مدتی نمیدانستم باید چه کار کنم، برای همین تا به خودم آمدم، کمی دیر شد. من بلافاصله به خانه رفتم و کارتن گوشی را برداشتم تا بتوانم با مدرک شکایت کنم.»
پس از ثبت اظهارات اولیه این مال باخته، مأموران با توجه به خصوصیات مشترکی که این مال باخته از دو متهم دستگیر شده میداد، او را با متهمان روبه رو کردند. مال باخته به محض مشاهده متهمان تأیید کرد که آنها تلفن همراهش را دزدیدهاند. او برای اثبات ادعایش به مدارکی از جمله تصاویر دوربینهای مداربسته اشاره کرد.
همدستم با دست فرمانش ما را به فنا داد
در ادامه رسیدگی به این پرونده، نوبت به بازجویی جداگانه از متهمان رسید. هرچند طبق بررسیهای انجام شده پلیس مشخص شد که این دو متهم سابقه دار هستند، راکب موتورسیکلت در بازجویی گفت: «من فقط راکب موتور بودم و کاری نکردهام. این دوستم بود که برای دزدی از موتور من پایین میپرید و وقتی گوشی را میزد، برمی گشت و دوباره سوار میشد.
گوشی این زن را هم به همین شکل دزدید. ما مشغول حرکت بودیم که به من گفت یک لحظه صبر کن. او از موتورم پیاده شد و وقتی گوشی دختر را دزدید، دوباره سوار شد. من در جریان دزدیهای دوستم فقط آسیب دیدهام و خودم نیز مال باخته هستم. به خاطر دزدی همدستم، موتورسیکلتم خسارت دیده و پایم هم درد میکند.
متهم دوم که توسط هر دو شاکی شناسایی شده بود، تلویحا به سرقت از زن جوان اعتراف کرد. او در جریان بازجوییها گفت: دوستم، «علی»، با موتورش به دنبال من آمد و گفت برویم گشتی بزنیم، اما من میدانستم منظورش این است که برویم دزدی. اشتباه کردم؛ نباید سوار موتور دوستم میشدم؛ زیرا او با این دست فرمانی که دارد همه را -از جمله خودش- به فنا میدهد.
با توجه به اینکه راکب موتورسیکلت همچنان از ناحیه پا احساس درد میکرد، پس از هماهنگی با مقام قضایی، تحت نظر به بیمارستان منتقل شد. پرونده متهمان برای سیر مراحل قانونی به دادسرا منتقل شد، اما تحقیقات پلیس برای کشف جرائم احتمالی دیگر آنها ادامه دارد.
ارسال نظر