شناسه خبر: ۵۲۲۵۴
لینک کوتاه کپی شد

مشهد ده سال ديگر قابل سكونت نيست !

مشهد ده سال ديگر قابل سكونت نيست !


اميرشهلا- مشهد ظرف ده سال آينده قابل سكونت نيست. واقعيت اين است كه فاتحه شهر را خوانده و قهوه ترحيم اش را بار گذاشته اند. شهري كه به جاي احداث تقاطع هاي غيرهم سطح و بزرگراه ها و اتوبان ها و پاركينگ هاي طبقاتي، بيشتر وقت و سرمايه و امكانات اش، صرف كَل انداختن با دستگاه ديپلماسي خارجي شود و با تصوير شِمر و خولي و سنان، مبلمان شهري اش آراسته گردد، بايد هم بوي الرحمن بگيرد. شهري كه اوج هنرنمايي تصميم سازان اش، نامگذاري شوارع و كوچه ها بشود و همان اسم هاي تازه را هم، در اولين جلسه، دوباره تغيير دهند، بايد هم همين باشد كه هست.

٢- مشهد ظرف ده سال آينده قابل سكونت نيست. كجاست طرح هاي مطالعه شده اي كه آماده جذب اعتبار باشد؟ فاز١ قطارشهري مشهد اگر در دوره شوراي اول، توانست از اعتبارات ملي استفاده كند به اين خاطر بود كه مطالعات اش انجام شده بود و كسي معطّل طرح و پروژه و پروپزال نبود. در همه چهارسال گذشته، فازِصفر چند طرح بزرگ را براي اين شهر دَر اندر دشت انجام داده ايم تا اگر پول و پَله اي در كشور زياد آمد و قرارشد بين كلانشهرها، به پروژه هايي اختصاص يابد كه مطالعات اش انجام شده، دست مان خالي و سرمان پايين نماند؟

٣- مشهد ظرف ده سال آينده قابل سكونت نيست، چون بيشتر سرمايه گذارها از اين شهر رفته اند. سرمايه مثل گنجشك است و با پِخّي مي پرد و روي شاخه درخت همسايه مي نشيند. وقتي فضاي سرمايه گذاري را ناامن مي كنيم، سرمايه ها به اصفهان و تبريز و شيراز مي پرند و براي كارگران كلانشهرهاي ديگر، كار و شغل ايجاد مي كنند.
حقيقت اش اين است كه ما فقط شعارِ حمايت از اقشار آسيب پذير را داده ايم و به اسم مستضعفين، امنيت شغلي و روحي همان ها را به باد فنا داده ايم.
گوش فلك را با شعار حاشيه شهر، حاشيه شهر كَر كرده ايم، اما همين قدر نمي دانيم آن حاشيه نشينِ شريف و نجيب، بيشتر از آن كه به جدول هاي رنگ آميزي شده و تاب و سُرسُره و آبنما نياز داشته باشد، بايد سر كار برود و در شهري كه به واسطه سياست هاي اشتباه ما، صنعت ساختماني اش با خاك يكسان شده، شغلي نيست تا او، خرجيِ عائله اش را درآورد و به مسافركشي و دست فروشي روي نياورد.
ما سرمايه اعتماد مردم را پاي بازي هاي كثيف سياسي مان ذبح كرده ايم و به همه چيز از دريچه تنگ منافع قومي و قبيله اي خويش نگريسته ايم.
اوج هنرمان، پاركينگ فروشي در همه خيابان هاي اصلي و فرعي شهر شده. آسفالت هاي هر كوچه و برزن را رنگ كرده و چهار نفر را با ماهي يك ميليون تومان سرِ كار گذاشته ايم تا هنوز ماشيني پارك نشده، كاغذِ هزينه اش را به دست اش دهيم. كسي هم نمي داند پول مفتي كه از فروختن حاشيه خيابان ها به جيب مي زنند، كجا هزينه مي شود و با آن، چند پاركينگ ساخته شده است.؟
آش آن قدر شور شده كه اصولگرايان معتدل و دلسوز، جبهه نجات مشهد را سامان داده اند. آن ها هم مي دادند اگر با همين روال جلو برويم، مشهد ظرف ده سال آينده قابل سكونت نخواهدبود.

منبع: سامان نیوز

sharbaf

ارسال نظر