اندر احوالات کاهش ساعت خدماترسانی شرکت اتوبوسرانی و سردرگمی مردم؛
آیا قانون سال ۱۳۴۴هنوز پاسخگوی نیاز شهروندان است؟!
اندر احوالات کاهش ساعت خدماترسانی شرکت اتوبوسرانی و سردرگمی مردم .....
اپیزود اول:
هوا به شدت سرد شده؛ دکمههای پالتوام را میبندم و کمربندش را سفت میکنم و در خیابان راه میافتم.
ساعت ۱۹ است و طبق محاسباتم یک ساعت طول میکشد تا از سیدرضی تا پایانه الهیه بروم.
ساعت ۲۰ در پایانه از اتوبوس پیاده میشوم تا این بار سوار خط ۱۳/۱شوم و به مقصد برسم.
مطمئن بودم اتوبوس هنوز پیدا میشود چرا که مطابق اعلام سازمان اتوبوسرانی،ساعت سرویس دهی خطوط اتوبوس تا ۲۰:۳۰ است.
اتفاقا خط مورد نظرم نیز در پایانه توقف کرده اما با دربهای بسته!
همانطور که آنجا به همراه چند خانم و آقا منتظر ایستاده ام راننده سر میرسد و میگوید که ساعت کاریاش تمام شده و دیگر حرکت نمیکند و در جواب اعتراض ما پاسخ میدهد بهتر است آن طرف خیابان بروید تا خط کمکی برسد و شما راهم ببرد.
حدود یک ربع در سرمای استخوان سوز با چند نفر دیگر در ایستگاه نشستهایم اما هیچ خبری از اتوبوس نیست.
تعدادی از مردم پشیمان شده و پیاده به سوی خانههایشان راه میافتند و تعدادی دیگر کنار خیابان میایستند تا ماشین بگیرند.
اپیزود دوم:
با رفتن مسافران تنها شدهام؛ الهیه مانند مناطق دیگر شهر نیست که راحت تاکسی پیدا کنی! بیشتر ماشینها شخصیاند و نمیشود با خیال آسوده سوار شد.
از طرفی حدود بیست دقیقه گذشته و به خودم امیدواری میدهم که تا چند دقیقه دیگر اتوبوس خواهد رسید و اتفاقا غرق در همین افکارم که بالاخره خط ۱۳/۱ از راه میرسد و با خوشحالی میروم تا سوار شوم اما در کمال ناباوری راننده درها را میبندد و میگوید که شیفتش تمام شده؛آنهم درحالی که حتی از ساعت پایان کار اعلام شده توسط اتوبوس رانی ده دقیقه هم باقی مانده است!
میپرسم مگر شما قرار نیست مسیر را تا انتها بروید پس چرا نیمه راه حرکت را متوقف کردید که پاسخ میدهد: من خط کمکیام مگر شانست بگیرد و یک خط دیگر باشد که بتواند تورا به مقصد برساند.
این را میگوید و راحت وسایلش را از اتوبوس خاموش برمیدارد و میرود.
اپیزود سوم:
حالا دیگر حسابی از آمدن اتوبوس ناامید شدهام و باید منتظر تاکسی باشم. سرما سوزناکتر از دقایق قبل تا مغز استخوانهایم هم نفوذ کرده است اما چارهای جز تماس با تاکسی تلفنی برای رفتن به منزل نیست.
اما قبل آن ترجیح میدهم به سراغ مسئولان پایانه بروم و از آنها سوال کنم که آیا خط کمکی این مجوز را دارد که در نیمه راه از ادامه مسیر سرباز زند یا نه؟
دوباره به آن طرف خیابان برمیگردم و وارد پایانه میشوم. به کانکسی میرسم که سه مرد در آن نشستهاند و باهم صحبت میکنند.
خطاب به یکی از آنها میگویم مگر قرار نیست اتوبوسها تا ساعت ۸ونیم سرویس دهند پس چرا از ساعت ۸ کارشان را تمام کردند؟
یکی از آنها پاسخ میدهد: اتوبوسها بسته به طولانی بودن مسیرهایشان زودتر از ساعت اعلام شده کار خود را به اتمام میرسانند و اتفاقا خط مورد نظر تو هم از ساعت ۸دیگر سرویسدهی نمیکند اما یک اتوبوس کمکی راه افتاده که احتمالا الان باید برسد و میتوانی از آن استفاده کنی و زمانی که گفتم راننده محترم از سوار شدن من جلوگیری کرد و در نیمه مسیر، اتوبوس را متوقف ساخت تعجب کرده و گفتند با راننده خاطی برخورد میکنند.
قانون ۵۰سال پیش برای رفع نیاز امروز مردم!
برایم به شدت سوال پیش آمده که چرا ساعت ۸:۳۰ بعنوان آخرین تایم کاری اعلام میشود اما در عمل، برخی رانندگان زودتر از این ساعت کار را تعطیل میکنند؟ به همین جهت سراغ روابط عمومی سازمان اتوبوسرانی رفتم تا پاسخ سوالم را بگیرم.
اتحادی رییس روابط عمومی سازمان اتوبوسرانی دراین باره گفت: بر اساس قوانین سازمان اتوبوسرانی که از سال ۴۴ به تصویب رسیده ساعت رسمی کار اتوبوسها تا ۸ونیم شب است و در نیمه اول سال هم که تا ۹ونیم خدمترسانی میکردیم بهعنوان شیفت شبکار بودند و اگر هر تغییر ساعتی بخواهد اتفاق بیفتد باید توسط وزارت کشور ابلاغ شود.
وی درخصوص اتمام ساعت کار اتوبوسها عنوان داشت: با توجه به مسافت و سرفاصله اتوبوسها، ساعت کاری آنها متفاوت است و برخی از آنها از ساعت ۲۰ دیگر حرکت ندارند اما هیچ رانندهای حق ندارد با توجیههای مختلف همچون کمکی بودن یا اتمام ساعت کاری در نیمه مسیر از جابجایی مسافران خودداری کند؛ رانندگان حتی در صورت خالی یودن اتوبوس موظفند در صورت حرکت از ایستگاه مبدا، تا آخرین ایستگاه تردد مسیر داشته باشند چه رسد به آنکه مسافر هم داشته باشد و این موضوعات در صورتی که از سوی شهروندان گزارش شود مورد پیگیری قرار میگیرد.
اگرچه که سازمان اتوبوس رانی به قانون ۵۰سال پیش استناد کرد اما آن قانون نمیتواند پاسخگوی نیاز مردم امروز با این حجم از جمعیت باشد به ویژه آنکه بسیاری از مردم از ساعت ۲۰ کارهایشان را در نقاط مختلف شهر تمام میکنند و به منازلشان باز میگردند درحالی که با این برنامهریزی، سازمان اتوبوسرانی نمیتواند پاسخگوی نیاز آنها باشد
تبلیغات و فرهنگسازی نیاز به زیرساخت دارد؛ نمیتوان از سویی مردم را به استفاده از وسایل نقلیه عمومی ترغیب کرد و از سوی دیگر آنها را درست در ساعتی که به این وسایل نیاز دارند در خیابان رها ساخت.
24
ارسال نظر