شناسه خبر: ۶۹۰۰۹
لینک کوتاه کپی شد

کیف زن اتوبوس های مشهد به دام افتاد

جز کیف زنی و جیب بری کار دیگری بلد نیستم،بیشتر اعضای خانواده و بستگانمان در زمینه های مختلف سرقت فعالیت می کنند و از این راه زندگی خود را می گذرانند .

کیف زن اتوبوس های مشهد به دام افتاد

مشهد فوری / زن 45 ساله ای است که برای چندمین بار به جرم کیف زنی در اتوبوس های شهری دستگیر شده است در حالی که بیان می کرد به جز دست فروشی و کیف زنی کار دیگری بلد نیست به مشاور و کارشناس اجتماعی کلانتری گفت: در خانواده ای به دنیا آمدم که از نظر اقتصاد ی در شرایط بدی قرار داشت پدرم معتاد و بیکار بود و هیچ توجهی به فرزندانش نداشت بنابراین هرکدام از ما از هر روشی که می توانستیم هزینه هایمان را تامین می کردیم از سوی دیگر چون بسیاری از بستگانمان در زمینه سرقت فعالیت می کردند و از درآمد زیاد آن سخن می گفتند ناخودآگاه ما نیز به سوی انجام کارهای خلاف کشیده می شدیم.

سارق مسلح طلا به دام افتاد

کیف زنی دزدان مست در مشهد

در این میان اگر فردی از اعضای خانواده یا بستگانمان مدتی دستگیر و زندانی می شد دیگران جای او را پر می کردند وقتی آن فرد از زندان به خانه بازمی گشت همه تجربه ها و شگردهای جدید سرقت را که از هم بندی هایش در زندان آموخته بود به دیگر افراد خانواده آموزش می داد تا کمتر هنگام سرقت اشتباه کنند.

من هم از این موضوع مستثنی نبودم و هر بار که از زندان آزاد می شدم سعی می کردم دیگر اشتباهات گذشته ام را تکرار نکنم اما باز هم حوادثی رخ می داد که کاری از دست من ساخته نبود.

خواهر و برادر دیگرم نیز چند بار تاکنون به جرم سرقت دستگیر شده اند و برادرم نیز هم اکنون در زندان در حال تحمل کیفر است. با وجود آن که چندین فقره سابقه کیفری دارم اما وقتی از زندان آزاد می شوم باز مشکلات زندگی به علت بیکاری و اعتیاد همسرم به سراغم می آید. اگرچه من راه و روش سرقت را از همان دوران کودکی آموخته بودم ولی تصور نمی کردم بعد از ازدواج هم مجبور شوم به همین کار ادامه دهم، اما تجربه ثابت کرده است افرادی که در خانواده ای ضعیف و خلافکار رشد می کنند عاقبت بهتری نخواهند داشت چرا که هیچ وقت انسان های با فرهنگ و با کمالات با چنین خانواده هایی وصلت نمی کنند.

روزی که به عقد قربانعلی هم در آمدم می دانستم او معتاد است و زندگی سختی خواهم داشت اما چاره ای نداشتم چون فردی بهتر از او با من ازدواج نمی کرد. این گونه بود که وقتی به خاطر بیکاری همسرم در تنگناهای اقتصادی قرار گرفتم به کیف زنی روی آوردم تا بتوانم هزینه های زندگی را تامین کنم.

آخرین بار نیز در ایستگاه اتوبوس زن شیک پوشی را که فکر می کردم پول و جواهرات زیادی در کیفش دارد زیر نظر گرفتم و هنگام سوار شدن به اتوبوس با شگردی خاص محتویات کیفش را خالی کردم اما مسافر دیگری که متوجه موضوع شده بود با فریاد از دیگر مسافران کمک خواست. من کفش های کتانی پوشیده بودم تا سریع تر از محل بگریزم اما ناگهان در محاصره شهروندان قرار گرفتم و آن ها مرا تحویل پلیس 110 دادند. حالا هم نمی دانم چه سرنوشتی انتظار مرا می کشد و ...

22

  • سیده زهرا ارسالی در

    من کیفم و گوشیم تو اتوبوس زدن فقط مموری گوشیم برام مهمه اتفاقا توی اتوبوس بی آر تی هم زدن

ارسال نظر