این اعدامی در سردخانه زنده شد+عکس
خانواده علیرضا که خود را آماده مراسم خاکسپاری کرده بودند ساعاتی قبل از مراسم، خبری عجیب آنها را شوکه کرد.
به گزارش مشهدفوری، مسئول زندان میگوید بعد از اینکه علیرضا از اعدام نجات یافت، نگرانی پزشکان از این بود که مبادا علیرضا به خاطر لطمههای مغزی و نرسیدن اکسیژن دچار زندگی نباتی شود؛ اینگونه نشد اما فراموشی از یک سو و لمس شدن یک دست و مشکلات دیگر جسمی، باعث شده که علیرضا عملاً به یک جسم متحرکی تبدیل شود که اگر بقیه زندانیان به فکر رتقوفتق امورش از جمله نظافت و اصلاح و حتی غذاخوردنش نباشند، کاری از دست خودش بر نمیآید...
عصر یک روز پاییزی بود و داشت وسایلش را جمع و جور میکرد که شیفت را تحویل بدهد و به خانه برود اما از روی وسواس تصمیم گرفت یک بار دیگر همه چیز را بررسی کند. کِشوها را یک به یک بیرون میکشید و آخرین وضعیت را بررسی میکرد. به ردیف آخر رسیده بود که متوجه شد یکی از جسدها گرم است و کاوری که جسد داخل آن بود تکان میخورد.
بتدا فکر کرد که از روی خستگی، توهم میزند اما بیشتر که دقت کرد دید جسد فردی که همان روز اعدام و به سردخانه منتقل شده بود، تکان میخورد. شوکه شد؛ چند ثانیه اول مخش هنگ کرده بود. قبلاً درباره مُردههایی که زنده شدهاند، قصهها و داستانهای زیادی شنیده بود اما اولین بار بود که به چشم میدید.
همین که قدری به خودش آمد و ذهنش را جمع و جور کرد، سریع از سردخانه بیرون رفت و اورژانس را خبر کرد و مُرده زنده شد.
صبح به همراه یک زندانی دیگر به اتهام قاچاق مواد مخدر پای چوبه دار برده و طناب را دور گردنش انداخته و زیر پایش را خالی کرده بودند تا حکم دادگاه یعنی «اعدام» اجرا شود. اجرا هم شد. همه چیز خیلی عادی پیش رفته بود و پس از اجرای حکم، جسدش به همراه جسد اعدامی دیگر، به سردخانه منتقل شده بود تا برای کفن و دفن به خانوادهاش تحویل شود.
چند ساعت بیشتر از انتقالش به سردخانه نگذشته بود که خون دوباره در رگهایش به جریان افتاد و سایهای را بالای سرش حس کرد.
اوایل پاییز سال 92 بود که پخش یک سریال جذاب، مخاطبان یکی از شبکههای نوپای صداوسیما را جلوی تلویزیون میخکوب کرد؛ محور اصلی این سریال، روایت زندگی یک زندانی بود که بعد از قتل دوستش، محکوم به قصاص میشود اما بعد از اجرای حکم و انتقال جسدش به سردخانه، علایم حیاتیاش دوباره باز میگردد.
این سریال، قصه افرادی بود که به شکلهای مختلف مرگ را تجربه کرده اما به زندگی بازگشته بودند؛ یکی بعد از مرگ ناشی از کمای دیابتی بازگشته بود، یکی خواهر غرقشدهاش را کنار خود میدید و دیگری بعد از اعدام، از سردخانه زنده بیرون آمد.
شباهت اتفاق رخ داده برای شخصیت اصلی با اتفاقی که کمتر از یک ماه قبل از شروع این سریال در واقعی رخ داده بود و یک زندانی در خراسان شمالی بعد از اعدام در سردخانه زنده شده بود، ذهن هر بینندهای را به این سو میکشاند که شاید این سریال براساس این ماجرای واقعی ساخته شده است؛ مخصوصاً شباهت اسامی بازیگر و زندانی واقعی؛ علی!
علیرضا ممقانی، زندانی 35 سالهای که سال 89 به اتهام حمل و نگهداری حدود یک کیلوگرم شیشه دستگیر شد و 3 سال بعد صبح 25 مهر 92 در زندان بجنورد، به همراه یک محکوم دیگر اعدام شد و پس از تأیید فوت توسطپزشک متخصص پزشکی قانونی، اجساد آنها تحویل سردخانه شد. خانواده علیرضا خود را آماده کرده بودند که روز بعد با تحویل جسد، مراسم خاکسپاری را برگزار کنند اما ساعاتی قبل از مراسم، خبری آنها را که از مرگ علیرضا با خبر بودند شوکه کرد؛ علیرضا زنده است. در ذهن آنها همهجور احتمال و استدلالی خطور کرد، از اینکه این خبر شوخی است، شاید اشتباهی تماس گرفتهاند، شاید اصلاً علیرضا اعدام نشده بود و به آنها اشتباه اعلام کرده بودند که اعدام شده است اما همه این احتمالات اشتباه بود،علیرضا زنده شده بود!
خبر زندگی مجدد علیرضا به سرعت از سردخانه پزشکی قانونی به بیرون درز کرد و سوژه روز رسانهها شد؛ علیرضا به هوش آمد و برای 2 ماه به کما رفت و بعد از بهبودی نسبی دوباره به زندان بازگشت. ورود دوباره او به زندان او و خانوادهاش را با این بیم و نگرانی مواجه کرد که سرنوشت او چه میشود، آزادی یا اعدام دوباره؟
در حالی که برخی معتقد به این بودند که چون حکم صادره سلب حیات است و او باید دوباره اعدام شود، اما رئیس قوهقضاییه چند روز بعد از این اتفاق گفت: بهلحاظ عاطفی یکی از راههای برخورد با فرد اعدامی که مرگ را به چشم دیده و شدائدی را تحمل کرده است عفو است و چنین فردی که دارای وضعیتی خاص است میتواند مورد لطف و عفو نظام اسلامی قرار گیرد و اینجانب بهلحاظ عاطفی قطعاً این کار را خواهم کرد.
کمیسیون عفو و بخشودگی قوهقضاییه هم مدتی بعد تشکیل جلسه داد و با تبدیل حکم علیرضا به حبس ابد موافقت کرد تا خیال او و خانوادهاش راحت شود.
بعد از این بود که دیگر تب پیگیری وضعیت علیرضا فروکش کرد و خبری از وضعیت علیرضا نبود؛ تلاشها و درخواستهای 4 ساله ما هم برای گفتوگو با علیرضا و خانوادهاش هم مرتب از سوی مسئولان به دلایل متعددی از جمله نامناسب بودن وضعیت جسمی و روحی علیرضا و مخالفت خانوادهاش با مصاحبه رد میشد.
پژمان پروین، مدیرکل زندانهای استان خراسان شمالی میگوید: بعد از انتقال علیرضا به سردخانه علایم حیاتی او برگشت و احیا صورت گرفت اما به خاطر کمبود اکسیژن دچار آسیب مغزی جدی و حافظه درازمدت دچار اختلال شد.
4 ماه بعد از اجرای حکم اعدام هم به خاطر ولادت حضرت رسول حکم اعدامش تبدیل به حبس ابد شد. امسال آذر 96 در اجرای قانون الحاق یک ماده به قانون مبارزه با مواد مخدر، مجازات او از حبس ابد به 20 سال حبس و 8.5 میلیون تومان جریمه تبدیل شد.
علیرضا در کنار پرونده مواد مخدر، یک پرونده سرقت مقرون به آزار داشته که منجر به ضرب و جرح عمدی هم شده بود به خاطر آن به 10 سال حبس محکوم شده بود.
خانواده علیرضا را رها کرده است؛ مسئولیت توانبخشی بر عهده زندان
وضعیت معیشتی خانواده او مناسب نیست و تحت پوشش نهادهای حمایتی هستند. از اردیبهشت امسال خانواده علیرضا دیگر به ملاقاتش نیامدند و عملا بدون ملاقات است. حتی برای پیگیری امور قضایی پروندهاش هم فقط یکی از برادرانش پیگیر است و آن هم صرفا پیگیر امور قضایی و به ملاقاتش هم نمیآید.
پروین درباره وضعیت جسمانی علیرضا میگوید: وضعیت جسمی مناسبی ندارد. برای امورات روزانه نیازمند حمایت است و این کارها عملا بر عهده زندان افتاده است.وضعیت علیرضا بعد از اعدام و احیا، مقداری روی تکلم او تأثیر گذاشت.
به خاطر شرایط ویژه و مساعدت مرجع قضایی، چند سالی در بند باز بود ولی چون نگهداری او مستلزم هزینه و پرستاریست، خانواده توان مالی و جسمی نگهداری او را نداشتند و او را به زندان برگرداندند. ما موظف به نگهداری او هستیم و به نوعی توانبخشی او را هم برعهده گرفتهایم. کنار سایر زندانیان است و اصلا جداسازی نشده است.
22
ارسال نظر