تنزل سلیقه هنری
نقدی بر علت عدم استقبال از شب موسیقی خراسان در تهران
هفته گذشته جواد مجابي، نويسنده و شاعرِ شهير معاصر، در رونمايي از جديدترين کتابِ خوب، روي مسئله اي انگشت گذاشت که آن طور که بايد، بازتاب نيافت. او در ميانه مراسمي که به بهانه رونمايي از کتاب تازه اش برگزار شده بود، با بيان اينکه در عرصه فرهنگي، با نوعي «سليقه مبتذل» روبه رو هستيم، ريشه اين ابتذال فرهنگي را در عدم آشنايي نسل امروز با آثار و توليدات فرهنگي و هنري جدي دانست و افزوده بود: «مردم مقصر نيستند؛ مگر چه چيزي به آنها داده شده که داراي تشخيص و تمييز هنري شوند و بتوانند بهترين را انتخاب کنند. در عرصه فرهنگ نوعي سليقه مبتذل رايج است. با حذفيات جلوي تفکر خلاق گرفته مي شود و ابتذال رواج مي يابد».از اين مقدمه و سخنِ حکيمانه استاد مجابي، مي خواهم استفاده کنم و موضوعي را مطرح کنم که بيشتر سخني از سر ِ درد است تا يک يادداشت کلاسيک روزنامه نگارانه. هفته گذشته قرار بود در تهران هفته اي به نام «شب هاي موسيقي خراسان» برگزار شود؛ موسسه اي که در تدارک برگزاري اين شب ها بود، به خيال خود فکر مي کرد از دو جهت پايتخت نشينان از اين شب ها استقبال خواهند کرد؛ يکي اينکه موسيقي نواحي خراسان به ذات خود يکي از ميراث هاي بزرگ فرهنگي و شنيداري ماست و از آنجايي که موسيقي خراسان چندان در تهران به روي صحنه نرفته است، يقينا مردم از اين رويداد استقبال خواهند کرد. دومين عامل محدوديت هايي بود که چندي است در مشهد و استان خراسان براي برگزاري کنسرت هاي موسيقي به وجود آمده است و با اين کنسرت ها قرار بود مثلا مردم تهران به صحنه اي بيايند که در آن «نواي غربت موسيقي نواحي» روايت مي شد. براي اين مهم، هفت گروه صاحب نام و اصيل موسيقي نواحي خراسان پذيرفتند که به تهران بيايند تا براي مردم تهران اجراي برنامه داشته باشند. با هماهنگي هايي هم که صورت گرفت، استاد بزرگ موسيقي نواحي، «عثمان محمدپرست» با وجود کسالتي که داشت، به عشق مردم قبول کرد در شبِ پاياني اين رويداد فرهنگي حضور پيدا کند. برنامه ريزي ها صورت گرفت، تبليغاتِ شهري برگزاري اين رويداد مهم فرهنگي را به مردم تهران وعده داد، روزنامه ها، خبرگزاري ها و ابزارهاي مجازي اطلاع رساني جملگي دست به کار شدند تا پاسداشت خوبي براي موسيقي نواحي خراسان در تهران برگزار شود. اما نتيجه حيرت انگيز بود: مجموعا براي هفت سانسي که تدارک ديده شده بود، از مجموع ظرفيت دو هزاروصدنفره سالن براي اين سانس ها، هفت بليت فروخته شد! بله دقيقا هفت بليت. اوضاع آن قدر غم انگيز بود که برگزار کنندگان اين هفته فرهنگي در ساعات پاياني مانده به اين اجراها، تمامي اجراها را با اطلاع به سرپرستان اين گروه ها، لغو کردند و تنها به احترام نام بلند استاد عثمان محمدپرست، قرار بر اين شد تا تنها مراسم تجليل از او و يک اجراي گروهي پيش از اين مراسم برگزار شود. شايد باور اين موضوع سخت باشد، اما حتي براي مراسم تجليل از دو تار نوازِ شهير خراسانيِ زمان ما هم که نه تنها رايگان بود، که از بسياري از چهره هاي موسيقي و هنرمندان دعوت به عمل آمده بود، بيش از نيمي از سالن خالي بود و اگر نبود همتِ معاون هنري وزير فرهنگ و مدير کل دفتر موسيقي اين وزارتخانه که براي اداي احترام به پيرمردِ زنده دل خراساني در مراسم حضور پيدا کردند، اين مراسم هم با حداقلي ترين حضور ممکن از سوي هنرمندان و مسئولان برگزار مي شد. هفته اي که قرار بود «غربت موسيقي خراسان» را روايت کند، خود صحنه اي از همين غربت شد. گروه هاي خراساني روزهاي نخستي که برنامه در حال تدارک بود، چنان با شور از حضور در جمع پايتخت نشينان شادمان بودند که وصف ناشدني بود ولي نهايتا با صحنه اي روبه رو شدند که کمترين نشانه اي از همدلي و سپا سگزاري در آن وجود داشت. به سخنِ حکيمانه جواد مجابي برمي گردم؛ واقعا مگر جز رواجِ ابتذال به ويژه در حوزه موسيقي، چه چيزي به بخش بزرگي از نسل امروز داده شده که داراي تشخيص و تمييز هنري شوند و بتوانند بهترين را انتخاب کنند؟ کدام نهاد يا دستگاه مسئول، کدام رسانه ملي يا کدام تهيه کننده و کنسرت گذار، به موسيقي نواحي به ويژه موسيقي نواحي خراسان بها داده اند و نسل امروز را با آن آشنا کرده اند که حال بايد در انتظارِ شناخت اين سند هويتي ما از سوي بخش زيادي از مردم بود؟ واقعا ازچه روست که برخي کنسرت هاي پاپ در کمتر از يک ساعت تمام بليت هاي خود را به فروش مي رساند و براي هفت اجرا در يک برنامه نواحي، فقط هفت بليت فروخته مي شود؟ تعارف را بايد کنار گذاشت، اين واقعيتِ تلخِ روزگار ماست که در عرصه فرهنگي، درواقع نوعي سليقه مبتذل حاکميت دارد، اين را منِ روزنامه نگار نمي گويم، جواد مجابي اي مي گويد که ده ها سال است سردوگرم اين روزگار را چشيده است و اين روزها حاصل زندگي خود را با سخناني اين چنين با ما به اشتراک مي گذارد... .
26
ارسال نظر