در گفت و گو با پژوهشگر تاریخ معاصر درباره دستاورد قانونمندترین حکومت دوران مشروطه مطرح شد
مصدق هم اوایل دهه بیست مخالف ملی شدن صنعت نفت بود !
همه ما میدانیم 29 اسفند نفت ملی شد و طلایه دار آن هم محمدمصدق بود، اما به راستی نقش او در این جریان چقدر پررنگ بود و چه شد که قانونمندترین حکومت دوران مشروطه با کودتا سرنگون شد؟
همه ما میدانیم 29 اسفند 1329 نفت ملی شد و طلایه دار ملی شدن آن هم محمد مصدق بود، اما به راستی نقش او در این جریان چقدر پررنگ بود و چه شد که قانونمندترین حکومت دوران 72 ساله مشروطه بعد از دوسال و به رغم دستاوردهای خوبش با کودتا سرنگون شد؟ مشهدفوری سعی کرده است پاسخ این سوالات را از دکتر یوسف متولی حقیقی پژوهشگر تاریخ معاصر ایران و نویسنده کتاب دو جلدی تاریخ معاصر مشهد جویا شود
ملی شدن صنعت نفت برای اولین بار توسط یک خراسانی در مجلس مطرح شد
نویسنده کتاب تاریخ معاصر مشهد درباره چگونگی شکلگیری ایده ملی شدن صنعت نفت گفت: بحث ملی شدن صنعت نفت پس از شهریور ۱۳۲۰ و اشغال ایران توسط متفقین داغ شد؛ شوروی به دنبال امتیاز نفت شمال ایران بود اما عموم مردم ایران مخالف این امتیاز بودند شخص مصدق در مجلس چهاردهم ایدۀ «موازنه منفی» را مطرح کرد که به تصویب نیز رسید و بر اساس آن نه دولت و مجلس و نه هیچ مسئولی حق واگذاری هیچ امتیازی به کشوری دیگر را تا پایان جنگ جهانی نداشتند. بر همین اساس و در نتیجه کوشش های کسانی چون مصدق و تدبیرهای کسانی چون احمد قوام، نفت ایران از دست درازی شوروی در امان ماند.
وی اضافه کرد:همین امر انگیزهای شد که مطالبه ملی شدن نفت جنوب و خروج آن از دست انگلیس در جامعه شکل بگیرد، برخی محققین البته بر این عقیدهاند که حزب توده وقتی دید شوروی از ذخایر ایران بینصیب مانده است زمزمه کوتاه کردن دست انگلیس را مطرح کرد اما دو نکته مهم درباره ایده ملی کردن صنعت نفت وجود دارد اول اینکه این تصمیم حاصل خواست ملی ایرانی ها بود و حتی در ابتدا مصدق به سبب شرایط حاکم بر جهان و جنگ جهانی با آن موافق نبود و اولین شخصی که این طرح را در مجلس مطرح کرد یک خراسانی بود. «غلامحسین رحیمیان» نماینده قوچان در مجلس اولین صدای ملی شدن صنعت نفت در مجلس شورای ملی ایران بود.
«غلامحسین رحیمیان» نماینده قوچان در مجلس اولین صدای ملی شدن صنعت نفت در مجلس شورای ملی ایران بود.
مصدق اتفاقی نخست وزیر شد
متولی حقیقی درباره فرآیندی که منجر به نخست وزیری مصدق شد گفت: وقتی زمزمه ملی شدن صنعت نفت بلند شد انگلیس قبول کرد پای میز مذاکره بنشیند مذاکرات «عباسقلی گلشاییان» (وزیر دارایی دولت ساعد) با «گس» نماینده شرکت نفت انگلیس منجر به قرارداد الحاقی «گس-گلشاییان» شد که در صورت تصویب آن سهم نفت ایران از 20درصد به ۵۰درصد می رسید این مذاکرات همزمان با فعالیت مجلس پانزدهم نهایی شد اما مجلس آن را تایید نکرد و شخصیت هایی همچون دکتر حسین فاطمی خواستار 100درصد سهم نفت جنوب و در واقع ملی شدن آن شدند. هم زمان با مطرح شدن این خواسته ملی اشخاصی همصدا با «رزم آرا» نخست وزیر وقت ایران میگفتند ادعای ملی شدن نفت ایران زیادهخواهی است چون ایرانی ها دانش و توان استخراج، فروش و انتقال نفت خود را ندارند اما بالاخره مسئله ملی شدن نفت باید از یک جا شروع میشد.
این پژوهشگر تاریخ یادآور شد: در اواخر سال 1329 اتفاقات در ایران سرعت گرفت، شانزدهم اسفند ۱۳۲۹ رزم آرا ترور شد و ۱۷ اسفند در کمیسیون مخصوص نفت، ملی شدن نفت به تصویب رسید و چند روز پس از آن در مجلس شورای ملی و سرانجام در ۲۹ اسفند ماه ۱۳۲۹ مجلس سنا آن را تصویب کرد. کابینه های قبل از دولت مصدق جرأت اجرا و عملی کردن قانون ملی کردن صنعت نفت را نداشتند و با تشکیل دولت مصدق وی متعهد به اجرای این قانون شده. او بعد از قبول پیششرطهایش که شامل مصوبات کمیسیون نفت بود بعد از « حسین علا » نخست وزیر ایران شد.
وی توضیح داد:قرار نبود مصدق بر این مستند بنشیند حکم ریاست الوزاریی سید ضیاءالدین طباطبایی را نوشته بودند ولی چون سیدضیا میدانست مخالفت مصدق او را دچار مشکل میکند و از سابقه دست رد زدنهای چندباره مصدق بر پست نخست وزیری خبر داشت توصیه کرد تعارفی هم از طرف مجلس برای نخست وزیری مصدق زده شود و تصور هم نمیشد مصدق این پست را بپذیرد اما این بار مصدق غافلگیرانه این پیشنهاد را پذیرفت و در در اردیبهشت ۱۳۳۰ نخست وزیر ایران شد.
متولی حقیقی با بیان اینکه بر همه مسلم بود که ایران توان صد در صد اداره صنعت نفت خود را ندارد افزود:تا آن زمان عمده کارهای اجرایی بر عهده انگلیس ها بود و ایران در بخش استخراج و انتقال و فروش دخالتی نداشت اما بالاخره باید از یک جا شروع میکرد و این کار در زمان مصدق شروع شد. انگلیس در این دوران نهایت کارشکنی را انجام داد آنها تمام کارشناسان خود را از ایران خارج کردند و اجازه خرید و انتقال نفت از ایران به دیگر کشورها را ندادند و حتی کار به جایی رسید که مصدق گفت شیرهای نفت را ببندید و تنها به اندازه نیاز داخل نفت استخراج کنید. او در یک نطق رادیویی خطاب به مردم گفت مگر در این ۲۵۰۰ سال مملکت با پول نفت اداره می شده ؟ مگر ، ترکیه ژاپن و کشورهای دیگر که نفت ندارند چگونه اداره می شوند ؟ ما هم بدون نفت کشور را اداره میکنیم در واقع تز «اقتصاد بدون نفت» را مطرح کرد.او درآمدهای دولت را به طرق دیگر افزایش داد و هزینهها را کاهش و با فروش اوراق قرضه ملی توانست مملکت را اداره کند او در وهله اول موفق شد چون حامیانش مانند آقای کاشانی و جبهه ملی با تمام وجود در کنارش بودند تا اینکه به تابستان پر حادثه ی۱۳۳۱ رسیدیم.
پس از این که مصدق خواستههای فراقانوی همرانش در ملی کردن صنعت نفت را برآورده نکرد آنها از مصدق جدا شدند و این آغازی بر سقوط مصدق بود.
تیر 1331 نقطه اوجی که آغاز سقوط شد
پژوهشگر تاریخ معاصر با اشاره به اینکه شاه از مصدق می ترسید و نمیخواست ارتش، این بازوی قدرتمندش، را در اختیار مصدق قرار دهد گفت: پس از اینکه درخواست مصدق برای برعهده گرفتن وزارت جنگ همزمان با نخست وزیری از سوی محمدرضا شاه رد شد او در 25تیر 1331 استعفا کرد. اعتراض مردم به رهبری کسانی چون آیت الله کاشانی سبب شد که دولت قوام نیامده برود . آیت الله کاشانی در طرفداری از مصدق و محکومیت اقدام شاه بیانیههایی صادر کرد که سبب شد در ۳۱ تیر ۱۳۳۱ دولت قوام سقوط کند و مصدق دوباره بر سر کار آید.
اما از این پس همه چیز تغییر کرد، دولت مصدق در دوره دوم دیگر آن استحکام دوره قبل را نداشت، آیت الله کاشانی توصیه هاو در واقع توقعاتی از مصدق داشت اما مصدق زیر بار انتظارات کاشانی نرفت و این نقطه واگرد کاشانی از مصدق و بروز آشکار برخی اختلافات فکری و بعضا سلیقه ای دو طرف بود. در جبهه ملی ( مهم ترین تشکل طرفدار مصدق) نیز انشعاب ایجاد شد و طیف راست آن شامل کسانی چون «حائریزاده»، «مکی»، «بقایی»، «عبدالقدیر آزاد سبزواری» به بهانههای مختلف و در واقع به دلیل دست نیافتن خود و طرفدارانشان به مناصب بالای حکومتی و نرسیدن به برخی منافع فردی و حزبی ، راه خود را از مصدق جدا کردند و با به راه انداختن شایعاتی چون پیوستن مصدق به کمونیستها،در میان جوامع مذهبی ایران نارضایتی آفریدند . این جدا شدن حامیان اولیه و پیوستن آنها به جبهه شاه و دربار و مخالفان مصدق سبب شد که توطئه خارجیها موثر واقع شود و سرانجام انگلیسی ها توانستند با جلب حمایت و همکاری آمریکایی ها _ که پیش از آن قصد کمک به مصدق را داشتند _ رخدادها و کودتای 28 مرداد 1332 را رقم بزند.
آیا مسالمت جویی مصدق عامل شکستش شد؟
این پرسش مطرح است که غرور و تک رایی عامل شکست مصدق بود اما متولی حقیقی مصدق را فردی قانونمدار و مسالمت جو میداند و درباره اتفاقات مرداد 1332 میگوید: وقتی در مرحله اول یعنی ۲۵ تیر مرداد ماه نقشه کودتا علیه مصدق لو رفت و سرهنگ نصیری رئیس ساواک که رفته بود مصدق را دستگیر کند خودش دستگیر شد شعارهای جدیدی مطرح شد؛ نیروهای تندرو تر مانند «دکتر فاطمی» (که هم معاون نخست وزیر بود هم وزیر امور خارجه ) سخن از پایان سلطنت و آغاز جمهوری به میان آوردند اما مصدق با آنها مخالفت کرد وی بر این باور بود که مطابق قانون مشروطه شاه در این مملکت باید باشد به همین دلیل دستور داد هیچ گونه تظاهراتی نه بر ضد شاه و نه درحمایت ازاو انجام نشود در واقع مصدق دربازه زمانی ۲۵ تا ۲۸ مرداد با کودتاگران مسامحه کرد و در نتیجه آنها به رغم شکست در 25 مرداد در ۲۸ مرداد ماه به اهداف خود رسیدند.
عمر دولت مصدق به سر رسید اما اندیشه ضد استعماری او نه
عمر دولت 27ماهه محمد مصدق در 28 مرداد به سر رسید. شاید بتوان گفت مصدق برای بعد از ملی شدن نفت برنامه مدون دیگری برای پیشبرد اصلاحات اساسی در کشور نداشت اما هدف او و تلاشش برای ایستادگی در برابر استعمار غرب، سبب شد که وی در جهان سوم و از آن میان خاورمیانه به نماد استعمارستیزی تبدیل شود به گونه ای که در خاورمیانه عربی از او تحت عنوان« زعیم الشرق» یاد می شد.
26
ارسال نظر