درخواست عجیب مادر مشهدی برای دستگیری فرزندش
مادر مشهدی در اقدامی عجیب با حضور در کلانتری از ماموران خواست فرزندش را دستگیر کنند.
به گزارش مشهدفوری، زن 52ساله ای که برای فرستادن پسرش به مرکز ترک اعتیاد دست به دامان قانون شده بود، در حالی که بیان می کرد دیگر از رفتارهای زشت و سرقت های کوچک و بزرگ آخرین فرزندم به تنگ آمده ام، درباره ماجرای اعتیاد فرزندانش به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری سپاد مشهد گفت: حدود 20سال قبل با پول هایی که از حقوق همسرم پس انداز کرده بودیم و همچنین با استفاده از تسهیلات بانکی، منزلی را در حاشیه شهر مشهد خریدیم تا از اجاره نشینی راحت شویم اما هیچ گاه به این موضوع فکر نکردیم که احتمال دارد محیط زندگی بر رفتارهای فرزندان مان تأثیر بگذارد.
البته تنها این موضوع نقش اصلی را در گرایش فرزندان مان به سوی اعتیاد نداشت. در واقع، سخت گیری های بیش از حد پدرشان نیز یکی از علت های اصلی این ماجرا بود. او پسرانم را به سختی تنبیه میکرد تا به قول خودش خوب تربیت شوند و به هر بهانهای آن ها را که به سن نوجوانی رسیده بودند در تنگناهای روحی و مالی قرار می داد تا طعم سختی را بچشند، اما در این رفتارها زیاده روی می کرد، به طوری که فرزندانم از خانه گریزان بودند و از هر فرصتی برای فرار از محیط خانه استفاده می کردند، بدون این که آگاه باشند در بیرون از منزل دام های خطرناکی برای آن ها پهن شده است.
خلاصه از 10سال قبل فهمیدیم هر دو فرزندمان به موادمخدر آلوده شده اند. آنان دیگر در خانه دوام نمیآوردند چراکه دوستان ناباب شان همه زمینه ها را برای به دام انداختن آن ها فراهم می کردند. همزمان با بازنشستگی همسرم، دو پسرم نیز هنر و حرفه ای را آموخته بودند اما به دلیل اعتیادشان نمی توانستند کار کنند، حتی کسی حاضر نمی شد آن ها را به عنوان شاگرد بپذیرد. بارها سعی کردم فرزندانم را از این منجلاب بیرون بکشم ولی همه تلاش هایم بی فایده بود.
با این وجود بدبختی ها و گرفتاری های ما زمانی شدت یافت که فرزندانم به مصرف موادمخدر صنعتی روی آوردند و دیگر آرامش از خانه ما رفت. آن ها برای تأمین هزینه های اعتیادشان به هر کاری دست می زنند. پسر کوچکم لوازم منزل را سرقت می کند و به بهای ناچیزی می فروشد تا هزینه یک وعده مصرف موادمخدر را بپردازد.
روزگار آشفته ما به همین ترتیب سپری می شد تا این که حدود دو ماه قبل پسر بزرگم توسط مأموران کلانتری سپاد مشهد دستگیر و با دستور قضایی به مرکز ترک اعتیاد اجباری فرستاده شد. او در مدت کوتاهی اعتیادش را ترک کرد و بعد از رهایی از مرکز ترک اعتیاد، سر کار رفت تا زندگی دوباره ای را شروع کند اما در این میان، پسر کوچکم هنوز در منجلاب مواد افیونی دست و پا می زند. حالا از این می ترسم که پسر بزرگم دوباره به خاطر معاشرت با برادرش به مصرف مواد مخدر رو بیاورد. از سوی دیگر نیز توان پرداخت هزینه های درمان پسرم در مراکز ترک اعتیاد خصوصی را ندارم و...
شایان ذکر است، به دستور سرگردعباس زمینی (رئیس کلانتری) درخواست این زن به مقام قضایی ارسال شد تا دستور معرفی فرزند دیگر وی به مرکز ترک اعتیاد صادر شود.
22
ارسال نظر