شناسه خبر: ۱۶۹۰۶۲
لینک کوتاه کپی شد

سنجش آسیب‌های روانی جنگ | خراسان‌رضوی در رتبه دوم ترومای روانی پس از جنگ

پیامد‌های روانی جنگ، لزوما با پایان درگیری‌ها از بین نمی‌رود و ممکن است تا مدت‌ها اثرات آن در زندگی افراد باقی بماند. نتایج یک غربالگری ملی نشان می‌دهد که خراسان‌رضوی پس از تهران در شاخص ترومای روانی پس از جنگ، رتبه دوم را دارد.

سنجش آسیب‌های روانی جنگ | خراسان‌رضوی در رتبه دوم ترومای روانی پس از جنگ

پیامد‌های روانی جنگ، لزوما با پایان درگیری‌ها برای دو طرف از بین نمی‌رود و ممکن است تا مدت‌ها اثرات آن در زندگی افراد باقی بماند. شناسایی کسانی که پس از تجربه وضعیت جنگی به حمایت روان شناختی نیاز دارند، نخستین گام برای پاسخ گویی به این پیامدهاست.

نتایج طرح ملی غربالگری سلامت روان پس از جنگ که برای نخستین بار در خرداد و تیرماه سال جاری در میان افراد بالای هجده سال اجرا شد، خراسان رضوی را پس از تهران در رتبه دوم شاخص ترومای روانی پس از جنگ قرار می‌دهد. براساس آمار اعلام شده ازسوی اداره کل بهزیستی استان، از حدود ۳۰هزار شرکت کننده در این طرح، ۶ هزار نفر نیازمند دریافت خدمات مشاوره‌ای هستند که ۳ هزارو ۱۵۰ نفر از این تعداد، نیز به عنوان گروه پرخطر و نیازمند مداخله فوری، شناخته شده‌اند. 

به عبارت دیگر، از هر ۱۰ شرکت کننده در استان، تقریبا یک نفر نیازمند مداخله فوری روان شناختی بوده است؛ آماری که ضرورت پیگیری وضعیت افراد شناسایی شده و دسترسی آنان به خدمات تخصصی سلامت روان را پررنگ‌تر از قبل می‌کند؛ به عنوان پدیده‌ای که پس از جنگ نمود بیشتری پیدا می‌کند نیازمند تدبیر است و باید به عنوان بخشی از مکانیزم تاب‌آوری به آن دقت شود.

نخستین غربالگری عمومی پیامد‌های روانی جنگ

این طرح، نخستین تجربه اجرای برنامه‌ای با این گستردگی برای سنجش سلامت روان عمومی در کشور است. پیش از این و به زعم محمد غفاری زاده، معاون سلامت اجتماعی اداره کل بهزیستی استان، برنامه‌ای با چنین دامنه‌ای در سطح عمومی اجرا نشده بود و این اقدام با هدف بررسی وضعیت روانی مردم پس از مواجهه با جنگ، انجام شده است.

وی در توضیح چرایی اجرای این برنامه، مسئولیت‌های سازمان بهزیستی کشور در حوزه سلامت اجتماعی و ارائه خدمات مشاوره‌ای و روان شناختی را مطرح می‌کند. اما چرا این سنجش در بستر بهزیستی انجام می‌شود؟ پاسخ غفاری زاده این است که «براساس ضوابط و برنامه‌های مرتبط، سازمان بهزیستی یکی از متولیان اصلی ارائه این خدمات است و در همین چارچوب، مسئولیت اجرای طرح را نیز برعهده دارد.» 

او ضرورت اجرای این برنامه را نیز ناشی از پیامد‌هایی می‌داند که جنگ برای مردم ایجاد می‌کند. مواجهه با وضعیت جنگی، می‌تواند مشکلات روانی را تشدید کند و نیاز به دسترسی به خدمات مشاوره‌ای و روان شناختی را افزایش دهد. غربالگری نیز با همین هدف انجام شده است تا افراد نیازمند، شناسایی شوند و بتوانند متناسب با وضعیت خود از خدمات موردنیاز استفاده کنند.

ارجاع گروه پرخطر به ۱۸۰ مرکز مشاوره

افرادی که در طرح غربالگری پیامد‌های روانی جنگ به عنوان گروه پرخطر شناخته شده‌اند، به ۱۸۰ مرکز مشاوره فعال در استان ارجاع داده شده‌اند تا خدمات روان شناختی دریافت کنند، با این حال به گفته معاون سلامت اجتماعی بهزیستی استان، ارزیابی دقیق نتایج طرح تا پایان دوره درمان و انجام بررسی‌های پس از آن، امکان پذیر نیست.

به گفته غفاری زاده، سهم استان از مجموع مشارکت‌های ثبت شده در کشور حدود ۶ درصد است و خراسان رضوی از نظر میزان مشارکت، در جایگاه چهارم کشور قرار می‌گیرد که از نظر بهزیستی استان، در نخستین تجربه این سنجش، جایگاه خوبی است، با این حال این آمار به تفکیک شهرستان‌ها مشخص نیست و بهزیستی کشور، آمار را به صورت استانی ارائه داده است. 

طبق گفته او، افراد پس از انجام این ارزیابی، براساس نوع مشکل و شدت علائم در سطوح مختلفی قرار می‌گیرند؛ از وضعیت خفیف و متوسط تا شدید و بسیار شدید. نتیجه این ارزیابی، مشخص می‌کند که هر فرد به چه نوع خدماتی نیاز دارد و آیا دریافت مشاوره برای او کافی است یا باید به خدمات تخصصی تری دسترسی پیدا کند. 

در این میان، افرادی که پرخطر تشخیص داده شده‌اند، نقطه مشترکی دارند که آن هم نیاز به خدمات فوری مشاوره‌ای یا روان شناختی است؛ زیرا به گفته غفاری زاده، اگر آن‌ها روند درمان را طی نکنند، احتمال تشدید مشکلات روانی یا بروز اختلالات دیگر برایشان وجود دارد و به همین دلیل پس از شناسایی در فرایند غربالگری، برای دریافت خدمات متناسب، ارجاع داده می‌شوند. اما نقطه غیراشتراکی افراد این گروه در تفاوت نیاز به مدت درمان است. 

معاون سلامت اجتماعی بهزیستی استان در توضیح روند درمان می‌گوید: برخی افراد ممکن است به پنج جلسه مشاوره نیاز داشته باشند و برای برخی دیگر، ۱۰جلسه یا بیشتر درنظر گرفته می‌شود. به این ترتیب، تعداد جلسات درمانی به وضعیت هر فرد و نوع خدمات موردنیاز او بستگی دارد. افرادی که در سطح بسیار شدید قرار می‌گیرند، در صورت نیاز برای دریافت خدمات روان پزشکی، ارجاع داده می‌شوند و ممکن است درمان دارویی نیز برای آن‌ها شروع شود.

پیگیری افرادی که به مراکز مراجعه نمی‌کنند

«ارجاع فرد به مرکز مشاوره به معنای پایان فرایند حمایت نیست.» این خبر را غفاری زاده می‌گوید و ادامه می‌دهد: اگر فردی پس از ارجاع به مرکز، مراجعه نکند یا همکاری خود را ادامه ندهد، مرکز مشاوره با او تماس می‌گیرد و علت مراجعه نکردن یا ادامه ندادن فرایند درمان را بررسی می‌کند. این پیگیری ها، به شناسایی موانع دریافت خدمات و بررسی وضعیت افراد ارجاع شده کمک می‌کند؛ به ویژه در مواقعی که فرد به خدمات روان پزشکی نیاز دارد و لازم است مراجعه او به متخصص و دریافت خدمات موردنیاز بررسی شود.

بیشترین میزان ترومای روانی جنگ

آموزش‌های خودمراقبتی برای افراد با مشکلات خفیف

خدمات این طرح، به ارجاع افراد به مراکز مشاوره محدود نمی‌شود. برای افرادی که مشکلات خفیف تری دارند و به خدمات تخصصی فوری نیاز پیدا نمی‌کنند، شیوه نامه‌ها و محتوای آموزشی نیز درنظر گرفته شده است که مشاهده آن در پایان این سنجش برایشان مقدور است، اما این محتوا شامل متن نوشتاری است و از محتوای تصویری که شاید تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد، خبری نیست. غفاری‌زاده می‌گوید: این محتوا‌ها در سطح کشوری تهیه شده و استان، نقشی در تدوین آن نداشته است.

خدمات رایگان و یاری برگ برای افراد نیازمند

یکی از موضوعات مهم در اجرای طرح گفته شده، پرداخت هزینه خدمات مشاوره‌ای است که شاید همین موضوع سبب شده است برای خیلی از افراد جامعه، دریافت خدمات مشاوره‌ای و روان شناختی در اولویت نباشد. براساس توضیحات غفاری زاده، برخی مراکز مشاوره با بهزیستی همکاری می‌کنند و خدمات رایگان می‌دهند.

برای افرادی که نیازمند حمایت مالی هستند، نیز یاری برگ درنظر گرفته می‌شود تا بتوانند از خدمات مشاوره‌ای استفاده کنند. افرادی که مشمول این حمایت‌ها نیستند، باید هزینه مشاوره خود را پرداخت کنند. هزینه خدمات مشاوره‌ای نیز براساس تعرفه‌ای تعیین می‌شود که سازمان نظام روان شناسی و مشاوره برای جلسات مشاوره مشخص می‌کند. هزینه جلساتِ مشمول حمایت نیز مطابق همین تعرفه، به مراکز مشاوره پرداخت می‌شود.

اطلاع رسانی؛ از فضای مجازی تا بیلبورد‌های شهری

طبق گفته معاون بهزیستی استان، برای اطلاع رسانی درباره طرح و تشویق مردم به شرکت در آن، از ظرفیت گروه‌های مجازی، صداوسیما، بیلبورد‌های تبلیغاتی و دیگر بستر‌های اطلاع رسانی استفاده شده است. موضوع در جلسات شورا‌های اداری شهرستان‌ها نیز مطرح شده است و فرمانداران با ارسال نامه به ادارات و دستگاه‌های مربوط، زمینه اطلاع رسانی درباره این برنامه را فراهم کرده‌اند.

اما با وجود این اقدامات، احتمال دارد برخی مردم به دلیل اطلاع نداشتن از اجرای طرح، در فرایند غربالگری شرکت نکرده باشند؛ به همین دلیل، استفاده از ظرفیت‌های مختلف اطلاع رسانی برای آگاه کردن مردم از امکان شرکت در غربالگری و دریافت خدمات موردنیاز، اهمیت دارد.

«تا پایان دوره درمان و انجام ارزیابی‌های پس از آن، امکان تحلیل دقیق درباره نوع اختلال‌های شناسایی شده، خدمات دریافت شده و تعداد جلسات مشاوره وجود ندارد.» 

این جملات را غفاری زاده می‌گوید و ادامه می‌دهد: به همین دلیل، آمار فعلی بیشتر تصویری از میزان مشارکت و روند ارجاع افراد ارائه می‌دهد و برای ارزیابی نهایی اثربخشی طرح، کافی نیست. درحال حاضر این طرح در مرحله آزمایشی قرار دارد و تصمیم گیری درباره ادامه آن، به بررسی نتایج این مرحله وابسته است.

اگر ارزیابی‌ها نشان دهد که خدمات ارائه شده اثربخش هستند و برنامه نتایج مطلوبی به همراه دارد، سازمان بهزیستی کشور می‌تواند درباره ادامه اجرای آن تصمیم بگیرد. البته غفاری‌زاده احتمال می‌دهد که پس از بررسی نتایج، این برنامه با سازوکاری متفاوت و از طریق سامانه‌ای تکمیل شده ادامه پیدا کند تا مردم بتوانند به خدمات موردنیاز خود دسترسی یابند. درنهایت، نتیجه ارزیابی مرحله آزمایشی، مشخص می‌کند که این برنامه با چه سازوکاری ادامه پیدا می‌کند و چگونه می‌توان دسترسی مردم به خدمات مشاوره‌ای و روان شناختی را در آینده آسان کرد.

غربالگری سلامت روان؛ نیازمند توجه و استمرار

مهری اعتمادی روان شناس، درباره ضرورت غربالگری سلامت روان، با اشاره به اینکه سلامت روان، نقش مهمی در کیفیت زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی افراد دارد، می‌گوید: همان طور که برای شناسایی و پیشگیری از بیماری‌های جسمی، انجام معاینات و غربالگری‌های دوره‌ای ضروری است، سلامت روان نیز نیازمند توجه و پایش و مراقبت مستمر است. 

 اعتمادی معتقد است که اهمیت سلامت روان به ویژه پس از تجربه بحران‌هایی مانند جنگ، بیش از پیش نمایان می‌شود؛ چراکه شرایطی مانند جنگ، افراد را با تهدید جانی، از دست دادن عزیزان، آسیب‌های مالی، ناامنی، نگرانی درباره آینده و... مواجه می‌کند که ممکن است فشار روانی فراوانی بر فرد وارد کند.

  او با بیان اینکه واکنش همه افراد دربرابر بحران یکسان نیست ادامه می‌دهد: برخی افراد ممکن است در روز‌ها و هفته‌های نخست پس از بحران، عملکرد نسبتا طبیعی داشته باشند، اما با گذشت زمان و مواجهه با پیامد‌های روانی و اجتماعی بحران، نشانه‌هایی مانند اضطراب، بی قراری، اختلال خواب، کاهش تمرکز و افسردگی را تجربه کنند.

امکان مداخله به موقع با غربالگری

اینجا نقطه‌ای است که از نظر اعتمادی، «غربالگری سلامت روان» اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند؛ زیرا از این طریق، بستری فراهم می‌شود که افراد در معرض خطر که به مداخله تخصصی فوری نیاز دارند، شناسایی شوند. او ادامه می‌دهد: یکی از مهم‌ترین مزایای غربالگری، شناسایی زودهنگام مشکلات روان شناختی و فراهم کردن زمینه مداخله به موقع است.

هرچه مشکلات بیشتر در مراحل اولیه شناسایی شوند، فرصت بیشتری برای پیشگیری از تشدید آن‌ها و بازگشت فرد به عملکرد مطلوب وجود دارد. «کفه دیگر ترازوی غربالگری سلامت روان، این است که به متولیان این حوزه کمک می‌کند تا با دراختیار داشتن تصویر دقیق تری از وضعیت سلامت روان جامعه، گروه‌های آسیب پذیر و نیاز‌های موجود، برای توزیع منابع و طراحی برنامه‌های حمایتی، تصمیم گیری کنند.» 

این نکته را اعتمادی می‌گوید و اضافه می‌کند: البته غربالگری به معنای تشخیص قطعی اختلال روان شناختی نیست. ابزار‌های غربالگری صرفا احتمال وجود مشکل یا نیاز به بررسی بیشتر را مشخص می‌کنند و تشخیص نهایی باید از طریق ارزیابی تخصصی صورت بگیرد. او درباره ارائه راهکار برای افزایش مشارکت مردم در این سنجش ها، اظهار می‌کند: یک بعد این راهکار به این عامل برمی گردد که ممکن است اطلاع رسانی کافی صورت نگرفته باشد. 

همچنین ممکن است برخی افراد تصور کنند تا زمانی که مشکل جدی ندارند، نیازی به بررسی سلامت روان آن‌ها نیز وجود ندارد. شاید هم نگران هستند که اطلاعات آن‌ها به صورت محرمانه باقی نماند. اینجاست که استفاده از ظرفیت افراد مورد اعتماد جامعه، معتمدان محلی، سازمان‌های مردم نهاد، مدارس، دانشگاه‌ها و... می‌تواند در افزایش مشارکت مؤثر باشد. درواقع برای افزایش مشارکت، لازم است فرهنگ توجه به سلامت روان در جامعه تقویت شود.

برای غربالگری نباید منتظر بحران بمانیم

نکته دیگری که اعتمادی به آن اشاره می‌کند، این است که ضرورت توجه به سلامت روان و اجرای برنامه‌های غربالگری، موضوعی نیست که صرفا پس از جنگ، نیاز به مطرح کردن آن باشد. او‌ می‌گوید: از منظر روان شناسی، غربالگری و شناسایی زودهنگام باید بخشی از نظام مراقبت مستمر سلامت جامعه باشد و نباید منتظر وقوع بحران‌های بزرگ بمانیم.

در توضیح بیشتر این اهمیت، اعتمادی به مشکلات جامعه ما پیش از جنگ نظیر مشکلات اقتصادی، بیکاری، تعارضات خانوادگی، طلاق و... اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: هرکدام از این عوامل می‌توانند سلامت روان افراد را تحت تأثیر قرار دهند و در صورت تداوم، زمینه ساز مشکلات روان شناختی شوند، بنابراین اتفاقات اخیر باید برای ما یک هشدار جدی و درعین حال فرصتی برای بازنگری در نظام سلامت روان باشد تا توجه به این حوزه، از اقدامات مقطعی و بحران محور به یک برنامه مستمر، پیشگیرانه و نظام‌مند تبدیل شود.

گسترش پوشش بیمه‌ای خدمات روان شناختی

یکی دیگر از چالش‌های حوزه سلامت روان که روان شناس کشورمان به آن اشاره می‌کند، اهمیت شرایط اقتصادی در دریافت خدمات تخصصی روان شناختی است. راهکاری که او برای حل این مشکل پیشنهاد می‌دهد، این است که «برای تحقق این هدف، می‌توان از ظرفیت مراکز مشاوره تحت نظارت بهزیستی، مراکز خدمات جامع سلامت، کلینیک‌های روان شناسی، مراکز دانشگاهی و ظرفیت متخصصان داوطلب استفاده کرد.

همچنین گسترش پوشش بیمه‌ای خدمات روان شناختی، اختصاص یارانه برای جلسات مشاوره و روان درمانی و طراحی بسته‌های حمایتی متناسب با نیاز گروه‌های آسیب پذیر، می‌تواند نقش مؤثری در افزایش دسترسی مردم داشته باشد.»

 

ارسال نظر